پس از انتشار اسناد جدید «راهبرد امنیت ملی» و «راهبرد دفاع ملی» آمریکا از سوی دولت دونالد ترامپ، در دوم فوریه ۲۰۱۸ پنتاگون سند جدید «بازبینی وضعیت هسته‏‌ای»[۱] ایالات متحده را منتشر کرد. این سند ضمن اینکه به وضعیت نیروها و سلاح‏‌های هسته‏‌ای آمریکا و رقبا و دشمنان آن پرداخته، برنامه‏‌ها و اهداف وزارت دفاع آمریکا در راستای تقویت توان رقابتی این کشور در این عرصه را تشریح کرده است. این نوشتار به بررسی و ارزیابی این سند می‌‏‏پردازد.

تهدیدها و چالش‌‏های هسته‌‏ای آمریکا

در این سند نیز مانند اسناد منتشرشده اخیر آمریکا یعنی «راهبرد امنیت ملی» و «راهبرد دفاع ملی»، بر تهدید روسیه، چین، کره شمالی، ایران و در نهایت تروریسم تمرکز شده است. در مورد روسیه عنوان شده است که این کشور هرچند به پیروی از آمریکا نیروهای راهبردی هسته‌‏ای خود را به‎‏طور گسترده‌‏ای کاهش داده، اما شمار زیادی از «سلاح‌‏های هسته‌‏ای غیرراهبردی» خویش را حفظ کرده است. همچنین، در حال به‏‌روزرسانی این سلاح‏‌ها و دیگر سیستم‏‌های راهبردی خود است. از این دردسرسازتر اینکه روس‏‌ها راهبرد‏ها و توانمندی‏‌های نظامی خویش را بر تقویت توانمندی‏‌های هسته‏‌ای بنا نهاده‌‏اند. این تحولات به همراه تصرف کریمه و تهدید هسته‌‏ای علیه متحدان آمریکا، نشان می‏‌دهد روسیه تصمیم به بازگشت به سیاست رقابت قدرت‏های بزرگ گرفته است. در مورد چین نیز گفته شده که این کشور در حال مدرن‏‌سازی و گسترش نیروهای هسته‌‏ای خود است و مانند روسیه، در پی توانمندی‏‌های هسته‏‌ای کاملاً جدیدی است که برای دستیابی به اهداف امنیت ملی خاصی طراحی شده‌‏اند. این در حالی است که این کشور همزمان در حال مدرن‏‌سازی قدرت نظامی متعارف خود و به‏ چالش ‏کشیدن برتری نظامی سنتی آمریکا در غرب اقیانوس آرام است.

بعد از روسیه و چین، این سند تهدید کره شمالی و ایران را مطرح کرده است. در مورد کره شمالی آمده است که تحریکات هسته‏‌ای این کشور، صلح منطقه‏‌ای و جهانی را تهدید می‏‌کند. همچنین گفته شده که جاه‏‌طلبی‏‌های هسته‌‏ای ایران به‏‌عنوان یک نگرانی باقی مانده است. در مورد ادعاهای مطرح‌‏شده علیه جمهوری اسلامی ایران در این سند، در ادامه بیشتر بحث خواهد شد. پس از این چهار کشور، از تروریسم هسته‌‏ای به‏‌عنوان خطری واقعی یاد شده است.

وضعیت توانمندی‌‏های هسته‌‏ای آمریکا

در سند جدید «بازبینی وضعیت هسته‌‏ای» آمریکا گفته شده که در پی قراردادهای «کاهش سلاح‌‏های راهبردی» در سال ۱۹۹۱، «کاهش سلاح‏‌های راهبردی تهاجمی» در سال ۲۰۰۲ و «استارت جدید» در سال ۲۰۱۰، زرادخانه سلاح‌‏های هسته‏‌ای آمریکا نسبت به اوج آن در زمان جنگ سرد،  ۸۵ درصد کاهش پیدا کرده است. در این سند، وضعت سه ‏گانه هسته‏‌ای آمریکا (متشکل از زیردریایی‏‌های مسلح به تسلیحات هسته‌‏ای، بمب‏‌افکن‏‌های راهبردی هسته‌‏ای و موشک‏‌های بالستیک زمین‌‏پایه بین‌‏‏قاره‌‏ای مسلح به کلاهک‏‌های اتمی) این‏گونه بیان شده است: ۱۴ زیردریایی کلاس اوهایو[۲] (که تا زمان ارائه حداقل ۱۲ زیردریایی کلاس کلمبیا[۳]، عملیاتی باقی خواهند ماند)؛ ۴۰۰ موشک بالستیک بین‏‌قاره‏‌ای زمین‌‏پایه «مینیوتمن ۳»[۴] (که طبق برنامه قرار است از سال ۲۰۲۹ موشک‏‌های جدیدی جایگزین آنها شود)؛ و ۴۶ بمب‌‏افکن راهبردی «ب-۵۲ اچ»[۵] و ۲۰ بمب‌‏افکن راهبردی «ب-۲ آ»[۶] (در اواسط دهه ۲۰۲۰ نیز بمب‏‌افکن ب-۲۱ به جمع بمب‌‏افکن‏‌های متعارف و هسته‏‌ای آمریکا اضافه خواهد شد). در این میان، وضعیت کنونی «نیروی راهبردی غیرهسته‌‏ای» آمریکا ضعیف ارزیابی شده است. گفته شده که هم ‏اکنون این نیرو شامل تعداد نسبتاً کمی بمب گرانشی ب-۶۱ که توسط جنگنده‏‌های «اف-۱۵ ای»[۷] و هواپیماهای با کارکرد دوگانه (حمل بمب‏‌های متعارف و هسته‏‌ای) متحدان آمریکا حمل می‏‌شوند، است.

ارتقای توان بازدارندگی هسته‏‌ای آمریکا

جیمز متیس، وزیر دفاع آمریکا، در مقدمه‏‌ای که بر سند جدید «بازبینی وضعیت هسته‏‌ای» این کشور نوشته، عنوان کرده است که «این بازبینی در لحظه‏‌ای کلیدی در تاریخ کشورمان، که آمریکا با وضعیت امنیتی بین‌‏المللی پیچیده‌‏تر و مبرم‏‌تری نسبت به هر زمان دیگری پس از جنگ سرد مواجه است، انجام گرفته است. در این محیط، اگر می‏خواهیم بازدارندگی هسته‏‌ای معتبر خود را حفظ کرده و شرایط را برای دیپلمات‏‌های‏مان تضمین کنیم که همچنان از موضوع قدرت در موضوعات مربوط به جنگ و صلح صحبت کنند، به تأخیر انداختن مدرنیزاسیون نیروهای هسته‌‏ای‏‌مان غیرممکن است». البته وی مدرنیزاسیون نیروهای هسته‏‌ای را در ادامه اقدامات دولت سابق آمریکا و در راستای تکمیل آن عنوان کرده است. افزایش سرمایه‏‌گذاری در این زمینه، که از قبل شروع شده است، بخشی از برنامه پنتاگون در این مورد محسوب می‏‌شود. متیس درباره اهمیت بازدارندگی هسته‌‏ای گفته است که «حفظ یک بازدارندگی هسته‌‏ای موثر بسیار ارزان‏تر از جنگیدن در جنگی است که نتوانیم جلوی آن را بگیریم». او هزینه‏‌های بازدارندگی هسته‌‏ای را در شرایط کنونی حدود ۳ تا ۴ درصد بودجه دفاعی سالانه برآورد کرده و گفته که برای جایگزینی سیستم‏‌های قدیمی، در طول بیش از یک دهه آینده نیاز داریم سالانه ۳ تا ۴ درصد بودجه دفاعی را به این امر اختصاص دهیم. وزیر دفاع آمریکا البته به این نکته نیز اشاره کرده است که تقویت توان هسته‌‏ای کشورش به‏ معنای رویگردانی از کنترل تسلیحات، عدم اشاعه و اهداف امنیت هسته‌‏ای نیست و تعهدات آمریکا به ان.پی.تی (قرارداد منع اشاعه سلاح‌‏های هسته‏‌ای) به قوت باقی است.

تقویت سلاح‌‏های هسته‏‌ای «کم‌‏بازده»  

تأکید بر توسعه سلاح‏‌های هسته‏‌ای «کم بازده»[۸] که در زمره «توانمندی‌‏های هسته‌‏ای غیرراهبردی» محسوب می‌‏شوند، یکی از نکات کلیدی این سند است که آن را از اسناد مشابه گذشته متمایز می‏‌کند. برخی معتقدند این رویکرد آمریکا نشان از آن دارد که این کشور قصد دارد «آستانه هسته‌‏ای»[۹] را پایین بیاورد، ولی جیمز متیس، در مقدمه‌‏ای که بر این سند نوشته، عنوان کرده است که چنین رویکردی به هیچ طریقی آستانه هسته‌‏ای را پایین نمی‏‌آورد. با توجه به اشاراتی که در قسمت‌‏های مختلف این سند شده است، به ‏نظر می‏‌رسد هدف از این کار، مقابله با توان روسیه در این زمینه است. در جایی از این سند گفته شده که «گسترش گزینه‌‏های هسته‏‌ای انعطاف‏‌پذیر آمریکا از جمله گزینه‏‌های کم‌‏بازده، در شرایط کنونی برای حفظ بازدارندگی معتبر علیه تجاوزهای منطقه‌‏ای مهم است. این کار آستانه هسته‌‏ای را بالا می‏‌برد و کمک می‏‌کند به تضمین اینکه دشمنان بالقوه در راه‌‏اندازی جنگ محدود هسته‏‌ای مزیتی را احساس نکنند». در مجموع، با توجه به اینکه در این سند گفته شده که روسیه تعداد زیادی از سلاح‏‌های هسته‏‌ای غیرراهبردی خود را حفظ کرده است، به‌‏نظر می‌‏رسد هدف اصلی این گزینه، ایجاد بازدارندگی در مقابل روس‌‏ها باشد. البته این نوع سلاح‏‌ها می‏‌تواند برای بازدارندگی در برابر دیگران از جمله چین نیز مدنظر باشد. به هر حال، هرچند آمریکایی‏‌ها اصرار دارند که رویکردشان «آستانه هسته‏‌ای» را پایین نمی‏‌آورد، ولی روی ‏آوردن به سلاح‌‏های کم‌‏بازده هسته‏‌ای که توان تخریب‏شان برابر با بمب‏‌هایی است که آمریکا در هیروشیما و ناکازاکی استفاده کرد، می‌‏تواند نشان از تهدیدی جدی برای امنیت جهانی باشد.

ادعاها درباره ایران

در سند جدید «بازبینی وضعیت هسته‌‏ای» آمریکا ۳۹ مرتبه به نام ایران اشاره شده است. این سند مانند دو سند امنیتی و نظامی دیگری که تا کنون توسط دولت ترامپ منتشر شده، اتهاماتی را متوجه جمهوری اسلامی ایران کرده است. تأکید زیادی بر این نکته شده که محدودیت‌‏های برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) در سال ۲۰۳۱ پایان می‌‏یابد و جمهوری اسلامی ایران فرصت ارتقای توانمندی‏‌های فناوری هسته‌‏ای خود را پیدا می‌‏کند. علاوه بر این، گفته شده که ایران توانایی فناوری توسعه سلاح‏‌های هسته‌‏ای را حفظ کرده و در صورتی که اراده کند، می‏‌تواند در طول یک‏ سال به سلاح هسته‌‏ای دست باید. همچنین، به برنامه توسعه موشک‏‌های بالستیک بُرد بلند ایران و آنچه فعالیت‏‌های بی‌‏ثبات‏‌کننده ایران در کشورهای همسایه خوانده شده، اشاره شده است. به تروریسم هسته‏‌ای نیز در ذیل تهدید ایران پرداخته شده و در جایی نیز به نقل از «مدیر اطلاعات ملی» آمریکا ادعا شده که کره شمالی موشک‏‌های بالستیک و مواد مرتبط با آن به کشورهایی مانند ایران و سوریه صادر می‌‏کند. علاوه بر این، این ادعا نیز مطرح شده است که اگر ایران تصمیم بگیرد سلاح هسته‏‌ای به‏‌دست آورد، دیگر کشورهای منطقه نیز در راستای دستیابی به این سلاح‌‏ها تحت فشار قرار خواهند گرفت. در مورد رویکرد آمریکا در برخورد با ایران آمده است: «راهبرد بازدارندگی ما برای تضمین اینکه رهبری ایران بفهمد هرگونه حمله راهبردی غیرهسته‏‌ای علیه آمریکا، متحدان و شرکایش درهم ‏شکسته خواهد شد و اینکه هزینه چنین کاری بسیار بیشتر از مزایای آن خواهد بود، طراحی شده است». در ادامه ادعا شده که آمریکا در حال حاضر توان مقابله با تهدیدهای ایران را دارد و مسیر تقویت توانمندی‌‏های خود در این زمینه را تا جایی که لازم باشد، استمرار خواهد بخشید.

نتیجه‌‏گیری

در مجموع، به ‏نظر می‏‌رسد چالش اصلی آمریکا در سند جدید «بازبینی وضعیت هسته‏‌ای» این کشور، روسیه است. در این سند ۱۴۷ مرتبه به روسیه اشاره شده که عمدتاً نیز بر تهدیدهای این کشور به‏ ویژه توانمندی‌‏های هسته‏‌ای آن تأکید شده است. پس از روسیه، ۵۵ مرتبه از چین و تهدیدهای آن یاد شده است. کره شمالی ۴۹ مرتبه مورد خطاب قرار گرفته و پس از آن، نام ایران ۳۹ بار تکرار شده است. بررسی کلی متن نشان می‏‌دهد اولویت چالش‏‌ها و تهدیدهای هسته‏‌ای برای آمریکایی‏‌ها به همین ترتیب تکرار اسامی چهار کشور مذکور است؛ یعنی اول روسیه، دوم چین، سوم کره شمالی و چهارم، ایران. نکته مهم دیگر این است که در راهبرد امنیت ملی و راهبرد دفاع ملی که توسط دولت ترامپ در آذرماه و دی‏‌ماه منتشر شده نیز همین ترکیب وجود دارد. این نشان می‌‏دهد رویکرد امنیتی- نظامی دولت ترامپ تا حدود زیادی شکل گرفته و اولویت‏‌های آن مشخص شده است. در چنین شرایطی، باید منتظر افزایش اختلاف‌‏ها و چالش‌‏ها میان آمریکا و این چهار کشور در سال‏‌های آینده بود. اینکه آمریکا کدام حلقه این معادله را هدف اصلی چالش خود قرار خواهد داد، موضوع بسیار مهم و نیازمند تأملی است

[۱] Nuclear Posture Review

[۲] OHIO-class

[۳] COLUMBIA-class SSBN

[۴] Minuteman III

[۵] B-52H

[۶] B-2A

[۷] F-15E

[۸] low-yield

[۹] nuclear threshold

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *