دیپلماسی زیست محیطی

اشاره

حوضه آبریز میان‏‌رودان طی چند دهه اخیر کانون دست‏‌اندازی و آزمندی سیری‌‏ناپذیر کشورهای منطقه در قالب سدسازی‏‌های بی‌‏رویه بوده به گونه‏‌ای که امروزه برآیند این گونه اقدامات در قالب ده‌‏ها چالش و تنگنای انسانی و طبیعی نمود یافته و امنیت همه آنها را کمابیش با چالش‌‏های بنیادی و فزاینده روبرو کرده است. در این میان، سیاست‏های آبی ترکیه در قالب سدسازی‏‌های کلان و پُرشمار در سرچشمه‌‏ها و سرشاخه‌‏های دجله و فرات نقش تعیین‌‏کننده‌‏ای در برآشفتن وضعیت آب‏‌شناختی و کشمکش‌‏های آب‏‌پایه منطقه داشته است.

از این رو، راه‏کاریابی چنین گرفتاری‏های فراگیری در همراهی بازیگران منطقه‌‏ای نهفته است. برخاسته از چنین برداشتی جمهوری اسلامی ایران در میانه تیرماه امسال میزبان ده‌ها دیپلمات از کشورهای گوناگون منطقه‏‌ای و فرامنطقه‏‌ای بود تا در چهارچوب رویکردی دیپلماتیک به راه‏کاریابی بحران فزاینده ریزگردهای منطقه‏‌ای بپردازند.

با این حال، برداشت‏‌های ناسازگار و نگاه‏‌های ناهمسان در منافع کوتاه و بلندمدت همکاری بر سر چالش‏‌های یادشده، همراهی کشورهای منطقه را با بازدانده‏‌های سیاسی- امنیتی بنیادی روبرو کرده است. نوشتار پیش رو، بر آن است که در چهارچوب منافع بازیگران منطقه‏‌ای و فرامنطقه‌‏ای به واکاوی بازدارنده‏‌های همکاری‏‌های منطقه‏‌ای در حوضه آبریز دجله و فرات به ویژه در بخش ریزگردها بپردازد.

مقدمه

طی نیم سده اخیر بروز مخاطرت انسانی و طبیعی در مقیاس ملی، منطقه‏‌ای و کروی، تغییر در گفتمان‌‏ها، درون‌مایه و جهت‏‌گیری جستارهای سیاسی- امنیتی را در پی داشته‏ است. پایان جنگ سرد آغازی بر طرح مفاهیمی نو در حوزه امنیت شد که بنیاد آن بر همکاری و همراهی واحدهای سیاسی- فضایی استوار است. طرح مفاهیم امنیت انسانی، امنیت زیست‏‌محیطی و ژئوپلیتیک زیست محیطی با توجه به نقش فزاینده مخرب انسان در زیست‌کره و پیامدهای فضایی- امنیتی آن در قالب بحران‏های اجتماعی- سیاسی توجه بسیاری از پژوهشگران حوزه امنیت را به‌ خود کشانده ‏است.

پیامدهای عمدتاً ناخوشایند برخاسته از فروسایی محیطی، گرمایش کروی و تغییر اقلیم، بهره‏‌کشی فزاینده از منابع و کمبود منابع طبیعی و کشمکش بر سر منابع محدود، پیامدهای دیرپایی در حوزه معیشت و امنیت پایدار افراد و جوامع در سراسر زیست‌کره به ویژه در کشورهای رو به توسعه و کشورهای واقع بر کمربند خشک جهان به‌ دنبال داشته است. بر بنیاد چنین شناسه‏‌هایی، پیامدهای اجتماعی و سیاسی برخاسته از فروسایی محیطی، محیط زیست را کانون مطالعات امنیتی سده بیست و یکم قرار داد به گونه‌‏ای که ناامنی بوم‏‏شناسی و نابودی بن‏‌مایه‏ زیست‌‏بوم‏‌ها به عنوان بخشی از تهدیدهای غیرسنتی با امنیت انسانی پیوند استواری یافته است.

از این رو برهم‏‌کنشی و درهم تنیدگی مفاهیم و مصادیق امنیت، سیاست، قدرت و محیط زیست از پُربَسامدترین واژگان واکاوی جستار محیط زیست از دهه ۱۹۸۰ به بعد بوده‏‌اند. از این دیدگاه، مناسبات قدرت و زیست‏‌بوم به شدت به هم آمیخته‌‏اند. از آنجا که تهدیدهای یادشده، کارکرد و گستره‏ای منطقه‏‌ای و کروی یافته‏‌اند، رویکردهای «نظامی و ملی محور» سنتی توان تبیین عوامل تهدیدهای غیرسنتی را ندارند. بر این پایه، تبیین و مدیریت امنیت، سرشتی انسان‏‌محور با کنشی مشترک و فراملی می‏‌جوید.

امروزه چنین کنشی در قالب دیپلماسی زیست‏‌محیطی نمود یافته است و نیازمند همکاری و همراهی همه بازیگران و کنش‏گران منطقه‏‌ای و فرامنطقه‌‏ای است. در این میان مسئله ریزگرد که امروزه امنیت زیست‌‏محیطی بسیاری از کشورها به ویژه کشورهای واقع بر کمربند خشک جهان را تهدید می‏‌کند، در کانون توجه پژوهش‏گران، کارگزاران و سمن‏‌ها (سازمان‏های مردم نهاد) قرار گرفته است.

قلمرو ریزگرد

ریزگرد، پدیده‌ای جوی در قالب مجموعه‌ای از گرد و غبار، دود و دیگر ذره‌های خشک معلق در هواست که بروز آن، گاه دید افقی را به کمتر از پانصد متر می‌کاهد و پیامدهای ناگواری بر دستگاه تنفسی به‌ویژه برای بیماران دارد. درباره خاستگاه این‌گونه گرد و غبار مواردی مانند دگرگونی‌های اقلیمی، آلاینده‌های صنعتی، آمد و شد خودروها، آتش‌سوزی جنگل‌ها، گسترش بیابان‌ها، شخم‌‏زدن زمین در آب و هوای خشک، خشکیدن تالاب‌ها و رودها را برشمرده‌اند که در کلیت خود برآیند تخریب بنیادهای زیستی در قالب تخریب سرزمین و بیابان‌زایی در زیست‌بوم‌ها به‌شمار می‌روند.

داده‌های موجود نشان می‌دهند که ذرات ریزگرد می‌توانند مانع تابش مستقیم خورشید بر سطح زمین به‌ویژه برای رستنی‌ها شود و فرایند فروغ‌آمایی (فتوسنتز و ساخت مواد آلی) و تنفس (از طریق روزنه‌های روی برگ‌ها) را دچار آشفتگی کند که در نهایت کاهش تولید محصول و فراورده‏‌های کشاورزی را در پی خواهد داشت. پیامدهای ریزگردها به‌صورت تشدید بیماری‌های ریوی مانند آسم و بیماری‌های مزمن انسدادی ریه در انسان‌ها نمود می‌یابد و در درازمدت به کاهش عملکرد و انسداد مزمن ریه می‌انجامند.

این پدیده بیشتر خاستگاه طبیعی دارد اما طی چند دهه گذشته پویش‏‌های انسانی در قالب دگرگونی اقیلم و تغییر الگوی بارش همراه با سدسازی‏‌های بی‌‏رویه در گسترش کانون‏های ریزگردساز بیشترین تأثیر را داشته است. بر بنیاد داده‏‌ها فرسایش بادی در صحرای بزرگ آفریقا، منطقه ساحل در شمال آفریقا، بیابان گبی و تکله ماکان در آسیای مرکزی زمینه پیدایش خاستگاه‏‌های مهم گرد و غبار جهان بوده‏ است. یافته‏‌ها نشان می‏‌دهند که طی یک و نیم دهه گذشته طوفان ریزگرد بارها مناطق جنوبی و باختری کشورمان را درنوردیده و هزاران تُن ذرات جامد را از بیابان‏های عربستان (ربع‏‌الخالی)، یمن، سودان، عراق، سوریه، کویت و… آورده و بر گستره پهناوری از کشور فرو ریخته به گونه‌‏ای که در روزهای طوفانی زندگی مردم استان‏های جنوبی، جنوب باختری و حتی استان تهران را با آشفتگی همراه کرده و به یک معضل ملی تبدیل شده است.

ریزگردهای ایران در کلیت خود دو خاستگاه درون و برون‌مرزی دارند. در بخش برون‌مرزی خیزش‏گاه اصلی کانون‌های ریزگردساز ایران به ترتیب عمدتاً در مناطق غربی عراق (الرمادی، الانبار)، رقه و دیرالزور سوریه و ربع‌الخالی عربستان قرار دارند. هرچند کارشناسان در این‌باره آمارهای ناهمگونی درباره میزان و درصد سهم خاستگاه برون‌مرزی ارائه می‏‌دهند اما عموماً تا حدود ۸۰درصد توافق نظر دارند.

نزدیک به ۹۰درصد تالاب‌های عراق در همسایگی کشورمان خشکیده‌اند که دلیل آن‌ را بایستی در آبگیری سد آتاتورک در قالب طرح کلان آناتولی بر روی رود فرات در خاور ترکیه در سال ۱۹۹۲ پی گرفت که بر پایه آن بیش از ۲۲ سد و ۱۹ طرح برق‏‌آبی در حوضه آبریز دجله و فرات ایجاد خواهد شد. بر پایه داده‌های موجود تاکنون فقط ۲۱درصد از طرح‌های مربوط به آبیاری و ۷۴درصد از طرح‌های برق‌آبی پروژه آناتولی به بهره‌برداری رسیده‌اند.

به دیگر سخن، آب رودهای دجله و فرات به ‌واسطه سدسازی‌های ترکیه و سوریه کاسته شده و دو میلیون هکتار از دشت بین‌النهرین، رطوبت خود را از دست داده و رسوب هزاران ساله آن، منبعی برای تولید گرد و غبار شده است که با وزش باد شمال به‌ویژه در ماه‌های خرداد تا شهریور، حجم کلانی از خاک و شن‌های آن به هوا برمی‌خیزد و تا خلیج فارس و گستره آب‏های آزاد پیش می‌رود و در ایران نیز بیشتر در استان‌های غربی و جنوب غربی انباشته می‌شود به‌ گونه‌ای‌ که گاه میزان آن از محل تولید نیز فزونی می‌گیرد، هرچند طی چند سال اخیر مقیاسی سراسری یافته‌اند.

اما این فقط کشور ما نیست که درگیر این مسئله است بلکه فزایندگی و بَسامد رخداد ریزگردها در جنوب باختری آسیا پدیده ریزگرد را به فراگیرترین چالش زیستی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی منطقه تبدیل کرده ‏است. همچنان که اشاره شد کاهش ورودی آب به حوضه رودهای دجله و فرات در جایگاه اصلی‏ترین سامانه رودخانه‌ای باختر آسیا به واسطه ساخت سدهای متعدد توسط ترکیه نقش بنیادی در پیدایش و گسترش کانون‏های ریزگردساز عراق و سوریه داشته است.

خشکیدن تالاب‌های مرکزی عراق و سوریه، تبدیل تالاب هورالعظیم به پهناورترین کانون بحرانی ریزگرد در منطقه، نابودی بیش از شش و نیم میلیون هکتار از زمین‏های کشاورزی عراق، سوریه، پیدایش کانون‌های فرسایش بادی و تولید گرد و خاک، درگیر شدن ۲۵ استان باختری و مرکزی کشورمان با چالش ریزگردها و گسترش فزاینده این مسئله نمونه‌هایی از رهاورد سیاست آبی ترکیه درباره حقابه دجله و فرات هستند. بررسی تصاویر ماهواره‌ای از سال ۱۳۸۰ تا ۱۳۹۵ نشان می‌دهد که ضریب پوشش گیاهی منطقه روند کاهنده داشته است. در ادامه به واکاوی بیشتر حوضه یادشده پرداخته می‏‌شود.

رود فرات

فرات یکی از دو رود بزرگ منطقه میان‌رودان (بین‌النهرین) است که از کوهستان‏های خاور آناتولی در کشور ترکیه سرچشمه می‎‏گیرد و به ‌سوی کشورهای سوریه، عراق و خلیج فارس روان می‌‏شود. این رود در مغرب کشور عراق و عمدتاً متشکل از دو رود «قره سو» و «مرادچای» است که سرچشمه آنها نزدیک رود «ارس» در شرق آناتولی ترکیه است. هنگامی که دو رود یادشده به هم می‌رسند، فرات به دجله نزدیک می‌شود اما در نهایت دجله متوجه جنوب شرقی شده و فرات به سمت مغرب روان می‌شود.

درازای رودخانه فرات نزدیک به ۲۹۰۰ کیلومتر است. جریان فرات در جلگه میان‌رودان بسیار ملایم است و بستری گشوده و پهن دارد. پهنه آبریز فرات ۴۴۰ هزار کیلومتر مربع است که از این مقدار ۴۷درصد در عراق، ۲۲درصد در سوریه و ۲۸درصد در ترکیه قرار گرفته است و اردن ۰۳/درصد و عربستان ۹۷/۲درصد بقیه را تشکیل می‏‌دهند. دامنه میانگین بارش سالانه در حوضه فرات از ۱۰۰۰ میلی‏متر در سرچشمه‏‌های فرات در شمال ترکیه تا ۱۵۰ میلی‏متر در سوریه و ۷۵ میلی‏متر در جنوب عراق متفاوت است.

بر روی فرات سدهای بزرگی ساخته شده است که از آن میان می‏‌توان به سدهای آتاترک، کاراکایا، آدلیامان، برکیک، کاراکامیس و کبان در ترکیه، سد حدیثه و قادسیه در عراق و سد فرات، تشرین و بعث در سوریه اشاره کرد. در این میان، سد آتاترک از نظر حجم کار ساختمانی پنجمین سد بزرگ جهان و از نظر تولید برق آبی در رتبه سوم جهان قرار دارد. حجم تاج آن ۸۴.۵ میلیون متر مکعب، مساحت دریاچه پشت سد ۸۱۷ کیلومتر مکعب است.

افزون بر این، میزان گنجایش سد آتاتورک، ۷/۴۸ میلیارد متر مکعب است. این میزان آنگاه قابل درک است که با بیش از ۶۵۰ سد موجود در ایران سنجیده شود که مجموع ظرفیت آنها به ۴۶ میلیارد متر مکعب می‏‌رسد. بر بنیاد گزارش‌‏های موجود حجم مخازن سدهای ترکیه، سوریه و عراق که روی رودخانه فرات بنا شده، بیش از پنج برابر آورد این رود است. این در حالی است که هنوز هم این سدسازی‌‏ها روی رودخانه فرات ادامه دارد.

رود دجله

رود دجله با ۱۸۵۱ کیلومتر از نظر طول سی و هشتمین رود جهان است. این رود از دامنه‏‌های جنوبی رشته کوه توروس در خاور ترکیه سرچشمه گرفته و از مرز عراق، سوریه و ترکیه می‏‌گذرد و وارد خاک عراق می‌‏شود. در خاک عراق از میان شهرهای بزرگی چون بغداد و موصل عبور کرده، به فرات و سرانجام هر دو به کارون می‌پیوندد که اروندرود را تشکیل می‏‌دهند و در پایان به خلیج فارس سرازیر می‌شوند.

این رود مرز تاریخی فلات ایران است که همواره چون مرزی طبیعی میان ایران و سرزمین‏‌های غرب فلات ایران روان بوده ‏است. دجله رود پر آب و بزرگی است به گونه‌ای که میان بغداد و موصل شناور‌هایی در آن حرکت می‌کنند که از نظر بازرگانی اهمیت بسیار دارد. بر روی این رود نیز سدهای متعددی ساخته شده است که از آن میان می‏توان به سدهای کیزو، گارزان، بتمن، کراکیزی و سد ایلیسو در ترکیه و سد موصل در عراق اشاره کرد.

بر بنیاد داده‏‌های موجود سد ایلیسو در سال ۲۰۱۹ گشایش می‏‌یابد و پیش‌بینی می‌شود با گشایش این سد، وضعیت منابع آب کشورهای منطقه وخیم‌تر شود. نزدیک به ۱۰ تا ۱۲درصد از آب دجله نیز توسط رودهای (زاب و سیروان) که از ایران سرچشمه می‏‌گیرند به دجله می‏‌ریزند که با توجه به سدسازی‏‌های اخیر ایران روی رودهای مرزی از میزان آب ورودی به دجله کاسته می‏‌شود. برنامه و سیاست آبی کشورمان بر مهار آب رودهای خروجی در قالب سدسازی استوار است اما به واسطه حساسیت برخاسته از مناسبات هیدروپلیتیک با همسایگان، آمارها محرمانه پنداشته شده و آمارهای موجود نیز با اما و اگرهایی همراه است.

برای نمونه سد داریان با ذخیره حجمی بیش از ۳۰۰ میلیون مترمکعب آب که روی رود سیروان در جایگاه یکی از بزرگترین سدهای خاکی در ناحیه هورامان در کردستان بنا شده است به تغییر مسیر آب به درون کشور و مانع از ورود سیروان به کردستان عراق و مخزن سد دربندیخان می‏‌شود. در نتیجه این کار ورودی آب به مخزن آن سد کاسته می‌‏شود که پیامد آن در قالب خشکیدن زمین‌های آبی کشاورزی و باغ‌های پایین‌دست و فزایندگی پدیده ریزگردهای واردشده به کشور، خود را نشان می‏‌دهد. رود زاب از دیگر رودهایی که از کردستان به عراق روان است و در نهایت به دجله می‌رسد. کشورمان برای برگرداندن آب این رود و سرازیرکردن آن به دریاچه ارومیه که رو به خشکیدن است، در حال ساخت سد و تونل است. گزارش‌‏هایی وجود دارد که حکومت خودمختار کردستان نسبت به ساخت سد یادشده واکنش‏‌های تندی داشته است.

عراق خیزش‏گاه ریزگرد

نزدیک به ۶۰درصد آب دجله از کوهستان‏‌های خاور ترکیه تأمین می‏‌شود. دولت ترکیه در قالب طرح توسعه نواحی کردنشین، مهار رودهای دجله و فرات را در دستور کار خود قرار داده است. در این میان، سد ایلیسو، یکی از سدهای بزرگ در حال ساخت این کشور است که بنای آن از‌ سال ٢٠٠۶ آغاز شد و در‌ سال ٢٠١٩ به پایان خواهد رسید. برآوردها گویای آن هستند که با بهره‏برداری از این سد از ورود ۵۶‌درصد منابع آب دجله به خاک عراق جلوگیری می‏شود؛ یعنی آب دریافتی عراق از رود دجله به کمتر از نصف، فرو می‏‌کاهد.

ظرفیت مخزن سد ایلیسو، ۳۰ میلیارد متر مکعب یعنی نزدیک به یک سوم همه آب تجدیدپذیر سالانه کشور ایران است. در کنار اثر سد آتاتورک بر روی رودخانه فرات، (با ظرفیت ۴۸ میلیارد متر مکعب) در عمل با ساخت سد ایلیسو، سرزمین میان‏‌رودان باید با چشم‌‏انداز تاریخی خود بدرود گوید. مسئله فقط این نیست که ترکیه افزون بر نیمی از حقابه تاریخی این سرزمین را تصاحب می‌‏کند، بلکه اقلیم هم سر ناسازگاری داشته است به گونه‏‌ای که دست‏کم طی دو دهه اخیر ۲۰درصد از بارش‏‌های سالانه منطقه کاهش یافته است.

به دیگر سخن، منابع آب در دسترس برای عراق ۷۰درصد و برای سوریه دست‏کم ۵۰درصد فروکاسته است. در کنار این مسائل باید تنگناها و دشواری‏‌های برخاسته از کشاورزی ناپایدار تحت تأثیر سیاست‏‌های تمامیت‏‌خواهانه چند دهه‌‏ای این کشور را نیز افزود. پیامدهای ساخت سد ایلیسو در همراهی با سد آتاتورک و دیگر طرح‏‌های آبی ترکیه در بالادست و البته مدیریت نابخردانه منابع آب در پایین‏ دست به اندازه‌‏ای هنگفت و کلان است که به تنهایی می‏‌تواند چشم‌‏انداز میان‏‌رودان را به صورت بنیادی دگرگون سازد.

به یاد داشته باشیم که ایران نیز به گونه‏‌ای بنیادی از پیامدهای ساخت سد یادشده متأثر خواهد شد. محیط‌ زیست کشور ایران در پیوند با رود دجله است که به خاک عراق سرازیر می‏‌شود. از این رو ساخت سد در جنوب خاوری ترکیه بر روی دجله به معنای وابستگی محیط زیست ایران به این سد و رود است. تالاب میان‏‌رودان دربرگیرنده سه تالاب هورالعظیم، هورالحمار و هور مرکزی است. کشور ایران در تالاب هورالعظیم با کشور عراق مشترک است و حدود ۳۰درصد تالاب هورالعظیم در کشورمان و ۷۰درصد دیگر این تالاب در کشور عراق قرار دارد.

به علت سدسازی‏‌هایی که در بالادست دجله و فرات انجام گرفته است چندی است که هور مرکزی و هور الحمار سراسر خشک و به یکی از کانون‏‌های اصلی گرد و غبار خارجی برای باختر و جنوب باختری کشور ایران تبدیل شدند. از این رو، ساخت سد به خشکی فزاینده میان‏‌رودان می‌‏انجامد، وضعیتی که به تهی‏‌شدن و رهاشدن دست‏‌کم نیمی از کشتزارهای این منطقه منجر می‏‌شود. افزایش ریزگردهای ورودی به ایران پیامد گریزناپذیر این وضعیت خواهد بود.

همچنین، گسترش نابسامانی‏‌های سیاسی و اجتماعی در عراق دامن کشور ما را نیز خواهد گرفت. بدین معنا که آوارگان زیست‏‌محیطی بیشتر و تنش بیشتر در عراق به ویژه نیمه خاوری آن به معنای چالش‌‏های افزون‏تر ایران در مرزهای باختری خواهد بود. همچنین از آنجا که دجله خاستگاه اصلی تأمین آب هورالعظیم است و مستقیم به اروندرود می‏‌رسد کاهش ورودی اروند، خشکیدن گستره بیشتری از هورالعظیم و باز هم گسترش و افزایش مشکل ریزگردها را در پی خواهد داشت.

بر این پایه، درست است که سد ایلیسو نسبت به کشورمان در دوردست قرار دارد اما پیامدهای ساخت آن به گونه‏‌ای است که عمیقاً مسئله‌‏ای ایرانی است. با توجه به شناسه‏‌هایی که برای این سد برشمرده شد، ساخت آن نیازمند مجوزهای قانونی بین‌المللی و جلب رضایت کشورهای ایران و عراق است که دولت ترکیه بدون دریافت پروانه‏‌های قانونی از مجامع بین‌المللی درحال ساخت آن است.

این در حالی است که در سال‌های اخیر کشورهای عراق و سوریه درگیر تنش‌ها و جنگ‏‌های خانمان برانداز داخلی بودند و ترکیه نیز از این نابسامانی نهایت سوءاستفاده را به عمل آورده است. این در حالی است که یافته‏‌های چند دهه‏‌ای گویای آن هستند که این کشور از آب به عنوان یک ابزار سیاسی- امنیتی برای فشار بر همسایگان استفاده کرده است. از این رو، بخردانه می‏‌نماید که هم میهنان‏مان و کارگزارن نظام نگران مسائل برخاسته از ساخت این سد باشند.

نتیجه‏‌گیری

در نظریه‏‌های ژئوپلیتیک از جنوب باختری آسیا با نام کمربند شکننده یاد می‏‌شود. امروزه در شکنندگی امنیت این بخش از جهان جستارهای آب، تغییر آب و هوا، تغییر الگوی بارش، ناکارامدی الگوی مصرف آب، رودهای فرامرزی و مناسبات آبی کشورهای منطقه نقش تعیین‌‏کننده‌‏ای یافته‌‏اند. در این منطقه چنانچه حوضه دجله و فرات از پرتنش‌‏‏ترین حوضه‏‌های آبی جهان نباشد، حتماً یکی از آنهاست.

تنش یادشده برخاسته از رویکرد کشورهای این منطقه کم‏‌بارش و گرم و خشک به توسعه و نیاز فزاینده به آب است. در این میان، امنیت زیست‏‌محیطی حوضه آبریز دجله و فرات کشورهای ترکیه، عراق، سوریه و ایران را در پیوندی ناخواستنی قرار داده است. با توجه به اینکه خاستگاه اصلی دو رود یادشده جنوب خاوری ترکیه است، سیاست‏های آبی این کشور طی دو دهه گذشته به مناسبات هیدروپلیتیک حوضه، جهت و معنا داده است. برنامه‌‏های ترکیه برای توسعه جنوب خاوری‌‏اش در قالب سدسازی‏‌های گسترده و پُرشمار به مهار رودهای دجله و فرات انجامیده که این کار نیز با سدسازی‏‌های پایین‏ دست در دو کشور بی‏‌ثبات عراق و سوریه همراه شده است.

از دیگر سو، تغییر آب و هوا در قالب کاهش بارش و افزایش گرمایش جهانی آب ورودی به کشور عراق به ویژه تالاب‏های این کشور را به شدت فروکاسته است و زمینه پیدایش و گسترش کانون‏های ریزگردساز را فراهم کرده است به گونه‌‏ای که امنیت زیست‏‌محیطی همه کشورهای منطقه را تهدید می‏‌کند. از دیگر سو ترکیه با ساخت ایلیسو بر روی دجله نیمی از میزان آب ورودی به عراق را فروخواهد کاست که این وضعیت به معنای خشکی بیشتر تالاب هوالعظیم در مرز ایران و عراق و افزایش بیشتر ریزگرد برای ایران و نابودی معیشت و تمدن در عراق خواهد بود که بی‏‌گمان پیامدهای آن امنیت کشور ما را هم از نظر انسانی و هم طبیعی به مخاطره می‏‌افکند.

ترکیه نیز با سوء استفاده از وضعیت ناامن و بی‏‌ثبات کشورهای عراق و سوریه و کوتاهی و رواداری کارگزاران ایرانی و بی‌‏پروا نسبت به پیامدهای زیست‏‌محیطی به ساخت این سد پرداخته است. ساخت این سد به معنای جلوگیری از ورود بیش از نیمی از ورودی دجله است. بی‏‌گمان، این وضعیت نمی‏‌تواند پایدار بماند و دیر یا زود پیامدهای انسانی و طبیعی این اقدامات، امنیت ترکیه را بیش از پیش در قالب صدور بحران از عراق و سوریه به این کشور تهدید خواهد کرد.

از این رو، همه کشورهای منطقه به ویژه کشورهای حوضه آبریز دجله و فرات نیاز دارند که در قالب دیپلماسی زیست‏‌محیطی به راه‏کاریابی چالش‌‏های پیش روی بپردازند. در قالب چنین دیپلماسی، تأمین بهره‏‌وران پایین‏ دست رودها در قالب اجتماعات انسانی و زیست‏‌بوم‏‌ها اولویت خواهند داشت. از این رو، هم ایران به نسبت کمتر و ترکیه به سهم کلان‏تر بازیگران اصلی مناسبات هیدروپلیتیک منطقه خواهند بود. با این حال، به نظر می‏‌رسد که فعال‏سازی سمن‏‌های مردم‌‏نهاد برای تشدید فشار در مقیاس ملی و بین‌‏المللی بر دولت ترکیه و برانگیختن این کشور به رهاسازی آب بیشتر باید در اولویت برنامه‌‏ها و سیاست‏گذاری‏‌ها قرار داشته باشد.

دکتر مراد کاویانی‌راد عضو هیئت علمی پژوهشکده مطالعات راهبردی

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *