ایالات متحده در دو منطقه از خاک سوریه دارای پایگاه­‌های نظامی است. منطقه اول که قسمت اصلی نیروهای آمریکایی در آن مستقر هستند شرق رود فرات و برخی از نواحی مجاور آن در غرب این رود مانند جراح و منبج است. ۲ هزار نیروی نظامی آمریکایی همراه با واحدهای پشتیبانی هوایی نزدیک (هلیکوپتر و هواگردهای بدون سرنشین) در کنار واحدهای زرهی سبک (نفربرهای استرایکر) و توپخانه سنگین و راکت‌­انداز در این مناطق استقرار یافته‌اند. نیروهای نظامی فرانسوی و بریتانیایی هم در اینجا به میزان کم (مجموعا کمتر از ۵۰۰ نفر) حضور دارند.

منطقه دوم که قریب به ۵۰۰ نظامی آمریکایی در آن حضور دارند در جنوب و در مرز سوریه-اردن و پیرامون شهر تنف و به شعاع ۵۵ کیلومتری آن است. نیروهای ویژه بریتانیایی و نروژی هم در این پایگاه به میزان کمی استقرار داشته‌­اند. در جنوب مبارزه فعالی علیه نیروهای داعش وجود نداشته اما در شرق و شمال، نیروهای آمریکایی با همکاری کردهای ی.پ.گ وارد نبردهایی گسترده با داعش شد­ه‌­اند. تاثیر حضور این نیروها به صورت عمده ممانعت از اعاده حاکمیت دولت مرکزی سوریه به این مناطق بوده است.

آمریکا تا پیش از این، حمله اسد به این مناطق را خط قرمز خود اعلام نموده و هر بار که نیروهای اسد دست به حمله به این مناطق زدند با پاسخ کوبنده نظامی آنان را به عقب رانده است. نمایان‌­ترین این برخوردها، یکی نبرد شهر «خَشَم» در شرق دیرالزور بود که حمله نیروهای مشترک اسد و پیمانکاران امنیتی روسی از گروه موسوم به «واگنر» با حملات وسیع هوایی و توپخانه‌­ای آمریکا مواجه شد و با بیش از ۲۰۰ کشته از مهاجمین، حمله آنها دفع شد. موارد دیگری هم در پیرامون تنف بود که ستون­‌های نظامی نیروهای اسد و برخی گروه‌­های مسلح عراق با تهاجم هوایی آمریکا مورد حمله قرار گرفت و از پیشروی آنها ممانعت گردید. همین حضور و خط قرمز، به گونه‌­ای ایجاد موازنه وتعادل در برابر بشار اسد، ایران و روسیه پنداشته می‌­شد.

حضور واحدهای زمینی آمریکایی در کنار پشتیبانی هوایی وسیع و قاطع از آنان از طریق پایگاه‌­های هوایی در ترکیه، اردن، قطر و امارات و ناوهای هواپیمابر در مدیترانه یا خلیج فارس، سبب شده بود تا علی­رغم امتحان چندباره خط قرمز آمریکا از سوی اسد، ایران و در برخی موارد ترکیه، آنان در یابند تا زمانی که آمریکا به صورت موثر در این مناطق اعمال قدرت می‌­کند بختی برای تصرف و کنترل آن نداشته باشند: نه اسد که قصد اعاده اقتدار دولت مرکزی بر این نواحی را داشته و نه ترکیه که خواهان نابود ساختن کردهای ی.پ.گ و هم قطاران آن در پ.ک.ک است.

این حضور برای اسرائیل و به میزانی هم عربستان سعودی مایه دلگرمی بود. برای اسرائیل، حضور آمریکا در سوریه هم مانع تسلط کامل ایران بر این کشور و هم به منزله محدودشدن مسیر زمینی ارسال کمک ایران برای حزب الله لبنان بود. اسرائیل حتی هوادار تسلط آمریکا و مخالفان بر تمام مناطق مرزی عراق و سوریه بودند تا ایران هیچ امکانی برای استفاده از مسیر زمینی عراق-سوریه نداشته باشد. برای سعودی هم حضور آمریکا در سوریه به منزله تخفیف دادن پیروزی­‌های ایران در سوریه و در قدرت باقی ماندن اسد بود.

علل و زمینه های صدور دستور ترامپ

اینکه ترامپ فرمان خروج نیروهای نظامی آمریکا از سوریه را صادر کرد از این بابت شگفت آور بود که به نظر می­‌آمد مقاومت بدنه اداری در پنتاگون و وزارت خارجه او را از تصمیمش منصرف کرده است. در ژانویه ۲۰۱۸ ترامپ اعلام کرده بود آمریکا ظرف شش ماه نیروهایش را از سوریه خارج می­‌کند. اما مقاومت بدنه اداری و نخبگان تصمیم‌گیر در نهادهای نظامی و سیاسی آمریکا، او را از رسمی ساختن تصمیمیش بازداشت. خروج از سوریه از ابتدا از وعده‌­های ترامپ بود.

نه فقط خروج از سوریه که خروج از همه خاورمیانه جایی که به زعم او آمریکا با صرف صدها میلیارد دلار هیچ سودی نبرده بود. اکنون، ترامپ در تصمیمی که کاملا یکجانبه اتخاذ شده فرمان خروج نیروها از سوریه را صادر کرده؛ هیچ کس نه در وزارت دفاع و خارجه و نه مشاور امنیت ملیش در جریان این تصمیم او نبودند. چنانکه اندکی پس از اعلام این تصمیم وزیر دفاع متیس و سپس برت مک گرک نماینده ویژه در مبارزه با داعش از سمت‌هایشان استعفا کردند. حتی متحدان آمریکا در ناتو و خاورمیانه به صورت ناگهانی از این تصمیم مطلع شدند.

برخی از کارشناسانی که هوادار تحلیل «بُعد پنهان سیاست خارجی» و نظریه‌­های دسیسه­‌محور هستند تاکید می‌­کنند که ترامپ از آن رو که عامل و برکشیده روسیه است این تصمیم را از مدت­ها قبل مد نظر داشت و چاره­‌ای جز عملی‌ساختن نهایی آن نداشت. اکنون که جنگ داخلی سوریه در حال تعیین تکلیف نسبی است بهترین زمان خروج از سوریه رسیده است.

تصمیم ترامپ برای خروج از سوریه مورد مخالفت هم بدنه اجرایی و کارشناسی قوه مجریه قرار دارد و هم مورد اعتراض نمایندگان سنا و مجلس نمایندگان است. گواه این مخالفت هم استعفای آن مقامات اجرایی و اظهارات و کنفرانس­‌های خبری نمایندگان سنا علیه تصمیم ترامپ بود. همین طور باید به مخالفت­‌های جدی اتاق‌­های فکر در مراکزی مانند بروکینگز، موسسه مطالعات راهبردی بین المللی، بنیاد دفاع از دموکراسی­‌ها، شورای روابط خارجی و مانند آنها اشاره کرد. در فضای رسانه‌­ای هم که بازتاب‌دهنده دیدگاه­‌های کارشناسی و یا سیاسی افراد سابق حکومتی است به شدت به تصمیم ترامپ در مورد خروج از سوریه حمله شده است.

در میان افکار عمومی داخل آمریکا اما به نظر می‌­آید وضعیت متفاوت باشد. دستور ترامپ در مورد خروج از سوریه و نیز کاهش تعداد نیروهای آمریکایی در افغانستان به میزان ۵۰ درصد با استقبال مردم عادی و آنچه عوام نامیده می­‌شود مواجه خواهد شد. مردم عادی آمریکا چندان پذیرای مداخله­‌های نظامی برون مرزی نیستند و آنچه «سندروم عراق-افغانستان» نامیده می­‌شود این نگرش منفی به حضور نظامی در خارج و صرف هزینه برای آن را بیشتر کرده است.

ترامپ در قضیه ساخت دیوار مرزی با مکزیک چنین تاکید می‌­کند که دفاع از میهن در راس و اولویت برنامه‌های او است. این میهن است که به خاطر مهاجرت و تبعات آن مانند قاچاق مواد مخدر، جرم و جنایت و تروریسم در خطر است و هویت ملی آن به سبب تفاوت فرهنگی در معرض تهدید قرار دارد. هزینه­‌های نظامی فرامرزی باید کاهش یابد و یا حتی حذف شود. این در نظر ترامپ به منزله برگی برنده است.

در سطحی کلان­تر، سوریه برای آمریکا هیچ ارزش راهبردی نداشته است. سوریه نه مانند خلیج فارس و تنگه هرمز به امنیت انرژی و اقتصاد بین­‌المللی و کشتیرانی جهانی مرتبط است و نه مانند شرق آسیا و شرق اروپا، جایگاه قدرت­های بزرگی مانند چین و روسیه است که آمریکا برای رقابت جهانی با آنان رودررو باشد. اهمیت سوریه برای آمریکا (چنانکه بن رودز مشاور اوباما رئیس جمهور پیشین یک بار گفته بود) چیزی در حد اهمیت جمهوری دموکراتیک کنگو است: اینکه صدها هزار نفر در سوریه کشته شدند اهمیتی برای منافع آمریکا ندارد که بخواهد از آن جلوگیری کند.

ترامپ هم تا حد زیادی بر این نگرش صحه گذاشته است: مساله اسد و سوریه، به خود مردم سوریه و کشورهای مجاورش مربوط است. دو بار حمله نظامی علیه اسد به خاطر کاربرد سلاح شیمیایی، بیشتر نمایش قدرتی بود که ترامپ از خود نشان داد تا بگوید خط قرمزهای او بسیار جدی­‌تر از خط قرمزهای اوباما است. آمریکا نباید اتحاد خود با ترکیه را فدای اتحادش با کردهای ی.پ.گ کند. همین طور اگر قرار نیست عربستان و امارات و دیگر کشورهای ثروتمند عربی هزینه حضور آمریکا در سوریه را بدهند، آمریکا تمایلی به این حضور ندارد.

تنها چیزی که باقی می­‌ماند اسرائیل است. تعهد آمریکا نسبت به اسرائیل، تعهدی از روی منافع ملی نیست. میلیاردها دلار کمک سالانه به اسرائیل و تحمل هزینه­‌های سیاسی، حقوقی و حیثیتی حمایت از اشغالگری اسرائیل و سرکوب مردم فلسطین، هیچ توجیهی برای آمریکا و منافعش ندارد اما چون یهودیان در آمریکا قدرتمند هستند و نقشی تعیین‌کننده در روند انتخابات کنگره و ریاست جمهوری دارند ترامپ (مثل هر رئیس جمهوری دیگری) چاره­‌ای جز در نظر گرفتن منافع اسرائیل و حمایت از آن ندارد.

کوچکترین تندی با اسرائیل سبب خواهد شد ترامپ مثل جیمی کارتر و بوش پدر، به رئیس جمهوری تک دوره­‌ای بدل شود. اما آمریکا با خروج از سوریه در حقیقت از یکی از اهرم­‌های فشار بر ایران که مطلوب اسرائیل بود صرف‌نظر کرده است. در محافل داخلی اسرائیل، چه اتاق‌­های فکر و چه رسانه­‌ها به شدت به تصمیم ترامپ در خروج از سوریه تاخته شده است. آیا اسرائیل باید به تنهایی با ایران در سوریه مقابله کند؟ مقامات رسمی اسرائیل در نشان دادن واکنش عجله نکرده‌­اند.

پیامدهای خروج از سوریه

برای آمریکا خارج‌شدن از سوریه چیزی جز بی­‌اعتباری مطلق وعده‌­ها و قول­‌ها حتی به متحدان و دوستانش نیست. آمریکا با خروج از برجام عدم تعهد خود به هر پیمانی را نشان داد. خروج از برجام در قبال ایران بود که دشمن آمریکا است اما خروج ناگهانی و بدون اعلام قبلی از سوریه (علی­رغم تاکیدهای مکرر یک سال گذشته مبنی بر باقی‌ماندن در سوریه تا مدت زمانی نامشخص) ضربه­‌ای جدی به دوستان و متحدان آمریکا است. ی.پ.گ و کردهای سوریه، این اقدام را به مثابه خنجری در پشت خود تصور می­‌کنند. تاریخ مصرف آنان برای آمریکا تا زمانی بود که داعش شکست بخورد و مهار شود.

حالا آنان باید میان قرار گرفتن زیر دندان ترکیه و تسلیم کامل و بی قید و شرط به اسد یکی را انتخاب کنند. اکنون این سوال از سوی نخبگان آمریکایی مکررا مطرح می­‌شود که آیا دیگر کشور یا گروهی پیدا خواهد شد که با آمریکا دست به مشارکت و همکاری امنیتی-نظامی راهبردی بزند؟ از کجا معلوم بعدا آمریکا اوکراین و کشورهای بالتیک را در برابر روسیه و یا کشورهای شرق آسیا را در برابر چین تنها نگذارد؟ به همین سبب بوده که ماکرون رئیس جمهوری فرانسه  گفته رفتار آمریکا مانند یک متحد نیست و این راه و روش اتحاد میان دولت­ها نمی‌­باشد. اینجا فهرستی از بازیگرانی که از خروج آمریکا از سوریه متاثر می­‌شوند ارائه خواهد شد.

روسیه

روسیه از تصمیم ترامپ برای خروج از سوریه به شدت استقبال کرده است. برای روسیه این چیزی جز بیرون راندن آمریکا از سوریه نیست. روسیه بدون آمریکا دیگر هماورد جدی و خطرناکی در سوریه ندارد. اعاده حاکمیت دولت مرکزی هدف اصلی روسیه در روند جنگ داخلی سوریه بود. آمریکا با حمایت از کردهای ی.پ.گ مانع اصلی این اعاده حاکمیت بود. حضور آمریکا در سوریه تاثیر نسبی هم در مسائل مربوط به ادلب و مخالفان اسد داشت. اما شاید خروج آمریکا از سوریه صرفا توفیقی برای روسیه نباشد.

اقدام آمریکا به این معنا خواهد بود که آمریکا در هیچ موردی بر سر مساله‌­ای به بهای سوریه معامله نخواهد کرد. این تصور که روسیه بتواند با کارت سوریه با آمریکا (مثلا در مورد اوکراین) معامله کند دیگر برای همیشه از ذهن خارج خواهد شد. تخلیه شرق فرات ممکن است خلا قدرت و بی‌­ثباتی را هم در پی داشته باشد که برای روسیه هزینه‌­زا باشد. تضاد میان ترکیه و روسیه هم با خروج آمریکا از سوریه ممکن است افزایش یابد. ترکیه با آمریکا به سازشی دست یافته که اختلافات دو طرف از سال ۲۰۱۴ به این سو بر سر ی.پ.گ خاتمه یابد.

اسد

برای اسد تخلیه سوریه از سوی آمریکا منافع متعددی دارد. اعاده حاکمیت دولت مرکزی بر نواحی تحت تسلط کردها، تسلط بر منابع نفتی و گازی شرق فرات، تسلط بر مبادی مرزی با عراق و ترکیه و اردن و تسهیل حمل و نقل زمینی، کاهش خطر برخورد نظامی با آمریکا و کردها، تسلط بر رودها و سدهای مهم به عنوان منابع ارزشمند آب و برق، تسلط بر مناطق کشاورزی مهم در شمال سوریه و دره فرات و تولیدات کشاورزی آنها که مهمترین حوزه کشاورزی سوریه هستند و برداشته‌شدن گامی دیگر در جهت پیروزی در جنگ داخلی سوریه بدون اعطای امتیازی سیاسی به مخالفان و جامعه جهانی مجموعه منافعی است که اسد از ناحیه خروج آمریکا از سوریه می­برد.

به جهاتی ممکن است این تخلیه موجد هزینه­‌هایی هم برای اسد باشد. ممکن است ترکیه در بخش‌­های وسیعی از این مناطق مستقر شود و بر آنها تسلط یابد. این تسلط می­‌تواند مناطق امن جدیدی برای مخالفان اسد (باقی ماندگان ارتش آزاد) ایجاد کند. عدم خروج نیروهای فرانسوی و بریتانیایی می‌­تواند وضعیت مبهمی در برخورد با این مناطق ایجاد کند. همین طور اگر بخش­‌هایی از نیروهای ی.پ.گ بخواهند دست به مقاومت نظامی بزنند روشن نیست چه میزان ممکن است هزینه به نیروهای اسد وارد شود. خلا قدرت ناشی از خروج آمریکا می­‌تواند منتهی به کاهش فشار از روی داعش هم بشود و حملات ایذائی آن را افزایش دهد.

ایران

برای جمهوری اسلامی ایران خروج آمریکا از سوریه یک پیروزی بزرگ به نظر می‌­آید. همان طور که برای اسد این خروج به منزله دستاوردهای بزرگ برای اعاده حاکمیت دولت مرکزی بر سراسر سوریه است برای ایران هم به منزله گام دیگری در مسیر خاتمه جنگ در سوریه است. نبود آمریکا خطر سایش نظامی با آن در سوریه را کم می­‌کند. به خصوص در منطقه تنف حملاتی علیه نیروهای وابسته به ایران صورت گرفت و دو هواگرد بدون سرنشین ایران هم توسط نیروی هوایی آمریکا سرنگون شدند. گشایش مسیر زمینی از طریق تنف سبب تسهیل کمک‌رسانی ایران به نیروهای مقاومت خواهد شد.

عدم حضور آمریکا موازنه علیه ایران در سوریه را هم دیگرگونه خواهد کرد. تهدید بالقوه ناشی از اتحاد کردها و آمریکا هم برطرف خواهد شد. همواره این ترس وجود داشت که کردها در زمانی نامشخص به توسعه‌طلبی در این سوی فرات بپردازند یا آنکه درون­‌بوم­‌هایی (Enclave) مانند قمیشلو و حسکه را اشغال کنند. مناطق تحت تسلط کردها می‌­توانست در آینده محل آموزش و تجهیز برخی گروه­‌های عرب سوری ضد اسد هم بشود. خروج آمریکا شاید خلاء قدرتی ایجاد کند که حاصل آن افزایش تصادم با نیروهای داعش به خصوص پیرامون ابوکمال است.

اگر بخشی از کردها دست به مقاومت نظامی در برابر هجوم محتمل نیروهای اسد به شرق فرات بزنند ایران هم متحمل هزینه­‌های آن خواهد شد. ایران در مورد تحرکات اسرائیل هم هشیار است. اسرائیل گفته است که با خروج آمریکا از سوریه بر شدت اقدامات خود علیه ایران در این کشور خواهد افزود. روسیه اخیرا پس از تحویل سامانه اس-۳۰۰ به سوریه و فعال‌ساختن آن در غرب این کشور (لاذقیه) اقدام به استقرار یک اس-۳۰۰ دیگر در دیرالزور هم کرده است که حاصل آن ممانعت از حملات هوایی اسرائیل به شرق سوریه (یعنی محل استقرار پایگاه­های ایران) بوده است.

ترکیه

از زمانی که کردهای سوریه در قالب ی.پ.گ قلمرو تحت تسلط خود را ایجاد کردند و حتی مناطق عرب‌نشین را به آن منضم کردند، ترکیه لحظه­‌ای آسوده ننشست. حمله به عفرین و تصرف آن در کنار حملات مکرر هوایی و توپخانه‌­ای علیه ی.پ.گ در سایر نواحی شمال سوریه کاری بوده که ترکیه در یک سال گذشته مکررا صورت داده است. تسلیح و آماده سازی هزاران جنگجوی ارتش آزاد برای حمله به ی.پ.گ در شمال سوریه و استقرار گسترده ارتش ترکیه در مرز، حاکی از برنامه ترکیه برای حمله به ی.پ.گ است. این ترکیه بوده که ظاهرا با اصرارهای خود آمریکا را ترغیب به خروج از سوریه کرده است.

ترامپ گفته ترکیه پذیرفته مسئولیت ریشه کنی باقی مانده داعش را بر عهده گیرد. ترامپ که مشتاق «قرارداد» و «توافق» است و آن را نشانی از «هنر معامله­‌گری» خود می­‌داند مجوز فروش موشک پاتریوت به ترکیه را داده است. اقدامی که بخشی از روندی از توافق بزرگ­تر با ترکیه است. سوریه بخشی از روندی است که فروش پاتریوت، مساله تحویل اف-۳۵، استفاده ترکیه از قطعات آمریکایی در صادرات سلاح­‌های ساخت خود به پاکستان و دیگر کشورها، فتح‌الله گولن، همکاری ترکیه در مورد تحریم ایران و روابط ترکیه با روسیه اضلاع دیگر آن محسوب می­‌شود.

اما آیا درگیر شدن در شرق فرات ترکیه را گرفتار نبردی طولانی در منطقه­‌ای وسیع‌­تر از عفرین که هزینه و صدمات بیشتری دارد نخواهد کرد؟ اگر کردها دست به مقاومت جدی نظامی بزنند ابزار تحمیل هزینه نظامی قابل توجه علیه ترکیه را خواهند داشت. از این گذشته، تضاد میان ترکیه با اسد و روسیه هم در سوریه افزون خواهد شد. معادله سوریه با خروج آمریکا از این کشور ساده­‌تر خواهد شد و تقابل­‌های جدیدی در این رابطه شکل خواهد گرفت. شاید بهتر می‌­بود ترکیه به جای خروج کامل آمریکا از سوریه از گزینه خروج محدود استقبال می‌­کرد.

بدون آمریکا در سوریه، ترکیه در برابر روسیه بی‌­دفاع‌تر خواهد شد. ترکیه فعلا در عملیات نظامی علیه شرق فرات عجله نخواهد کرد و با آمریکا به توافق رسیده تا روند تخلیه دست نگاه دارد. مساله شرق فرات و کنترل آن، به هماهنگی با اسد، روسیه و ایران هم بستگی دارد. ترکیه با این دشواری هم مواجه است که اگر فرانسه در شرق فرات باقی بماند چه کند.

کردهای سوریه

کردهای سوریه بزرگترین بازنده خروج آمریکا از سوریه هستند. سودای آنان در تشکیل یک حکومت خودمختار و یا در رویاپردازی مطلق، یک حکومت مستقل کرد (روژاوا یا کردستان شرقی) بر باد هوا رفت. کردها از ابتدا راه خود را از اکثریت سنی سوریه جدا کردند و با پرچم، ایدئولوژی و اهداف جداگانه کوشیدند اهداف خود را پیگیری کنند. آنان زمانی با اسد علیه مخالفان (در حلب و الباب) همکاری کردند. زمانی هم اقداماتی علیه اسد (در حسکه و دیرالزور) انجام دادند.

فرصت­‌طلبی آنان به اندازه­‌ای بود که حتی وقتی که احتیاج داشتند گروه‌­هایی از ارتش آزاد را به درون صفوف خود راه دادند تا به جنگ داعش بروند اما وقتی موقع را مساعد دیدند همان هماوردان سابق را (مانند جیش النخبه و جیش ثوار الرقه) سرکوب و خلع سلاح کردند. ممانعت از بازگشت اعراب سنی به کاشانه خود در رقه، حسکه، شدادی و عین عیسی به عنوان کوششی از سوی آنان برای «کردسازی» مناطق عرب‌نشین و ستاندن انتقام تعریب دوران گذشته دیده می­‌شد.

اکنون کردها باید انتخاب کنند که یا تسلیم اسد شوند یا اینکه در مقابل هجوم ترکیه بایستند. امید کنونی ترکیه باقی ماندن فرانسه و بریتانیا در سوریه است تا سپر محافظ آنان در برابر ترکیه و ارتش آزاد باشد. روسیه هم می­کوشد با وعده‌­هایی آنان را تشویق کند که مناطق مرزی را به نیروهای اسد بسپارند. اسد هنوز نیروی کافی برای تسلط بر همه منطقه وسیع شرق فرات را ندارد. به علاوه هزاران جنگجوی ی.پ.گ وجود دارند که پذیرش شکست بدون هیچ نبرد و علی‌رغم دوران طولانی از فداکاری برایشان به راحتی رخ نخواهد داد. بهترین گزینه، چیزی از نوع سازش‌­هایی است که روسیه در برخی مناطق با مخالفان اسد به دست آورده است. مخالفانی که به هیات ارتش سوریه درآمده و به نبرد باقی مانده مخالفان و نیروهای امنیتی محلی درآیند.

اسرائیل

برای اسرائیل خروج آمریکا از سوریه جای نگرانی است. مسیر زمینی از عراق به سوریه گشوده خواهد شد و دست ایران برای استفاده از مقرهای جدید و وسیعتری در سوریه باز خواهد گشت. اسرائیل از بعد از سرنگون ساختن هواپیمای ایلیوشین-۲۰ روسیه در انجام حملات هوایی در خاک سوریه دچار تنگنای جدی شده است. نتانیاهو که در بحران سیاسی داخلی عمیقی به سر می­‌برد راهبرد خود را اجتناب از جنگ گستره قرار داده است. او همانطور که در غزه و جنوب لبنان، از جنگ اجتناب کرده در مورد سوریه هم از رویکرد مشابهی پیروی می­کند: جراحی­‌های نظامی محدود و با هدف مشخص. خروج آمریکا از سوریه اگر با تحولی در نقش ایران در این کشور همراه نشود به احتمال زیاد تضاد میان اسرائیل و ایران را افزایش خواهد داد.

داعش

اتاق­های فکری که اقدامات داعش را بررسی و تحلیل می­‌کنند بر این باورند که داعش هنوز در سوریه به طور کامل شکست نخورده و امکان زیادی برای احیا دارد. داعش در سوریه اکنون در دو منطقه حضور دارد: یکی بادیه حمص و دیرالزور که در محاصره نیروهای اسد است و دیگری در شرق فرات و محدوده شهر هجین و پیرامون آن. نمودار عملیات داعش نشان می­‌دهد که این گروه در سوریه به میزان یک چهارم عراق دست به عملیات می­زند. گرچه داعش در عراق هنوز از مردم محلی نیرو جذب می­‌کند اما در سوریه با جذابیت مشابه و همسانی با عراق رو به رو نیست.

تنفر از داعش در میان مردم محلی در سوریه بسیار شدید است. داعش منابع مالی و جذابیت تبلیغاتی در جذب نیرو در سوریه را مانند سال‌های قبل ندارد. داعش توان انسانی خود را با هزاران کشته از دست داده است. اینکه با خروج آمریکا از شرق فرات داعش احیا می­شود و دست به تحرک نظامی جدی خواهد زد محل تردید اساسی است. داعش همچنان عملیات خواهد کرد و تلفاتی به دشمنان خود وارد خواهد نمود اما با توجه به احیای توان نظامی ارتش سوریه و پاکسازی بخش عمده نیروهایش، در شکل تروریستی باقی خواهد ماند و به میزان بسیار کمی و با احتمال ناچیز بتواند دست به بسط قلمرو بزند. هر طرف تمایل دارد اقدام داعش متوجه آن دیگری باشد.

مخالفان اسد

برای مخالفان اسد خروج آمریکا از سوریه جای نگرانی است. این خروج نشان دست بالاتر اسد و کنترل او بر باقی مانده کشور است. گرچه تسلط ترکیه بر بخش‌هایی از قلمرو ی.پ.گ می­‌تواند جای امیدواری باشد اما نگرانی اصلی در مورد حضور ترکیه خواهد بود. چند ماه قبل که روسیه و اسد قصد حمله به ادلب را داشتند، تهدید آمریکا به واکنش و ناخرسندیش از این عملیات، نقش اساسی در ممانعت از مسکو و دمشق در انجام عملیات نظامی داشت. حالا اما ممکن است معادلات به طور کامل عوض شود. حتی ممکن است ترکیه با خاتمه‌دادن کار ی.پ.گ، از ادلب هم صرف نظر کند. ساده‌ترشدن بحران سوریه، امید مخالفان اسد را که از آن چیزی هم باقی نمانده هر چه بیشتر بر باد خواهد داد.

فرانسه و بریتانیا

موضع فرانسه و بریتانیا در مورد خروج آمریکا از سوریه به شدت منفی بوده؛ هر دو دولت با صدور بیانیه و اظهارات رسمی، اعلام کردند که داعش هنوز شکست نخورده و ائتلاف، علی‌رغم خروج آمریکا، سوریه را ترک نخواهد کرد. فرانسه و بریتانیا تا چه حد می‌­توانند در سوریه باقی بمانند؟ هر دو کشور، کشورهایی عادی نیستند.

داشتن حق وتو در شورای امنیت، سلاح هسته‌­ای و توان نسبی نظامی متعارف برای مداخله ماوراء بحار روی کاغذ این امکان را فراهم می­‌کند تا بتوانند در سوریه بمانند. گرچه ضعف مفرط در توان هوایی و تامین مالی هزینه‌­های حضور بیشتر در سوریه فراروی آنان قرار دارد. آنان ابزارهای فشار علیه ترکیه و روسیه مانند آمریکا در اختیار ندارند. فرانسه بر ادامه حضور در سوریه و حمایت از کردها تاکید کرده اما حفظ همه شرق فرات از سوی آن مقدور نیست.

عراق، لبنان و اردن

برای عراق، تخلیه سوریه از سوی آمریکا مایه نگرانی است. رئیس جمهوری عراق، در تماسی با ترامپ اظهار نگرانی کرده که مبادا خلاء قدرت در شرق فرات ناامنی را به عراق سرایت دهد. گفته شده آمریکا در حال مذاکره با عراق است که اگر در شرق فرا ناامنی بالا گرفت و داعش مجددا سر برآورد، نیروهای ارتش عراق تا هفتاد کیلومتری خاک سوریه پیشروی کنند. نیروی هوایی عراق اکنون هم هر از گاهی حملات هوایی به داخل خاک سوریه انجام می­‌دهد. این مساله البته مخالفان بسیاری در داخل عراق دارد.

در لبنان، گرو‌‌ه‌­های سیاسی مخالف اسد و ایران، از خروج آمریکا از سوریه خشنود نیستند. آنان این اقدام را به منزله افزایش قدرت ایران در سوریه می‌دانند. این مساله قدرت حزب الله در لبنان را هم هرچه بیشتر از حال حاضر خواهد کرد. به علاوه تعبیر آنان رهاشدن هر چه بیشتر خاورمیانه توسط آمریکا و فرونهادن سوریه و لبنان به چنگ ایران خواهد بود. اقدامی که با تحریک و به تقلا افکندن اسرائیل، دوباره سایه جنگ را بر سر لبنان خواهد افکند.

اردن نیز چندان راضی به خروج آمریکا از سوریه در شرایطی که مسائل اساسی این کشور تعیین تکلیف نشده نیست. بازگشت آوارگان تا زمانی که روش اسد پیگرد و دستگیری هر مظنون بالقوه است امکان کمی دارد. اردن از بازگشت بی‌­ثباتی به سوریه در سایه عدم بازسازی این کشور ویران هم نگران است. رسانه‌­های اسرائیلی گزارش داده­‌اند در هفته گذشته، ظاهرا جلساتی پنهانی در امان در جریان بود که طی آن آمریکا، روسیه، اسرائیل، عربستان، اردن و اسرائیل در مورد مساله حضور ایران در سوریه در حال رایزنی بودند. اما هیچ نتیجه‌­ای از این جلسات به دست نیامده است.

نتیجه‌­گیری

خروج آمریکا از سوریه سبب شده تا همه اعتبار آمریکا به عنوان یک متحد و همراه راهبردی در میان متحدانش در ناتو و نیز متحدان منطقه‌­ای‌اش (کردهای سوریه و اسرائیل) زایل شود. دستور ترامپ برای خروج، گرچه از حیث این مساله که «سوریه هیچ ارزش راهبردی برای آمریکا ندارد»، گونه­‌ای تداوم راهبردی آمریکا را نشان می­‌دهد اما درافتادن او با نخبگان اجرایی کشور که به موجی از استعفا و اعتراضات وسیع از سوی مقامات کنگره و متحدان آمریکا منتهی شد حاکی از گسستی روشن در سیاست سوریه‌­ای آمریکا بود.

ترامپ با این اقدامش شاید روسیه را بیش از همه خشنود کرده باشد. همین هم سبب شده کسانی که مدعی بودند ترامپ عامل روسیه است، این تصمیم را گواه روشن دیگری بر صحت ادعای خود معرفی کنند. ممکن است روابط ترکیه و آمریکا که بحرانی بود بهبود یابد و ترکیه از ایران و روسیه جدا شود. نامنتظره بودن اقدام ترامپ گواهی بر راهبرد «مرد دیوانه» (Madman Strategy) از سوی اوست. برخی انتظار دارند تصمیم ترامپ در مدت زمان پیش رو و تا خروج نهایی نیروهای آمریکایی تغییرات و تعدیلاتی را (مثل همه وعده­‌های قبلی ترامپ) شاهد باشد.

این ممکن است اما ترامپ اصرار دارد که موضعش به هیچ رو عوض نمی‌­شود. شاید ترامپ با خروج از سوریه قصد آن را داشته باشد که تمرکز خود را هر چه بیشتر متوجه ایران کند. البته حضور کوچک و محدود در سوریه منافاتی با تحت فشار قراردادن ایران آن هم از نظر نظامی ندارد. آمریکا کم‌هزینه‌ترین مداخله نظامی تاریخ خود را در سوریه انجام داده بود. تنها یک کشته در حالت رزمی و با نیروهای نظامی بسیار اندکی که دو هزار و پانصد نفر بودند.

منتقدان بر این باورند که ترامپ برگی ارزشمند در ضربه‌زدن به روسیه و ایران را به قیمتی نازل از دست داده و متحدان خود را سرخورده کرده است. هر چه هست ترامپ با یک دستور خود فعلا و در ظاهر سه هدف راهبردی آمریکا یعنی شکست کامل داعش، مهار ایران و تغییر رفتار دولت سوریه را یک جا رها کرده و امکان تحقق آن را از دست داده است.

امین پرتو – همکار علمی پژوهشکده مطالعات راهبردی

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *