عصر پساکرونا عصر دولت‌های کارآمد

همزمان با برآمدن بحران کرونا این سوال ذهن بسیاری از تحلیل‌گران را به خود مشغول داشت که کدام یک از نظام‌های سیاسی تقابل موفقیت‌آمیزتری با این بحران داشته است. در پاسخ به این سوال، برخورد چین به عنوان الگوی نظام‌های اقتدارگرا و برخورد آمریکا و قدرت‌های اروپایی به عنوان الگوی نظام‌های دموکراتیک در چارچوب دو الگوی رقیب در بطن ارزیابی و مقایسه نظریه‌پردازان قرار گرفت. از یک سو، گروهی از تحلیل‌گران و نظریه‌پردازان کنترل سریع این ویروس در چین با جمعیتی نزدیک به یک و نیم میلیارد و شیوع افسارگسیخته و پرتلفات آن در دموکراسی‌های غربی را دال بر برتری الگوی نظام‌های اقتدارگرا بر نظام‌های دموکراتیک در جهان کنونی تفسیر کردند و از سوی مقابل، گروه دیگری از تحلیل‌گران شفافیت دموکراسی‌ها و پنهان‌کاری و دستکاری آمار و داده‌ها از سوی نظام‌های اقتدارگرا را عامل سوء برداشت در مورد برتری الگوی نظام‌های اقتدارگرا بر نظام‌های دموکراتیک دانسته و بر این باورند که در بلندمدت باز هم این دموکراسی‌ها هستند که از این آزمون سربلند بیرون خواهند آمد.

با این همه با گذشت چند ماه از شروع پاندمی کرونا، تقریبا روشن شده است که این دوگانه‌سازی‌ها امری کاذب است. بحران کرونا بتدریج نشان داده است که این اقتدارگرا یا دموکراتیک‌بودن یک نظام سیاسی نیست که تعیین‌کننده موفقیت یا عدم موفقیت آن در مواجهه با این بحران است. در واقع، اینگونه نبوده که نظام‌های اقتدارگرا جملگی موفق و نظام‌های دموکراتیک جملگی ناموفق عمل کرده‌اند یا به عکس. چه اینکه در میان دایره هر دوی این الگوهای حکمرانی، دولت‌های مختلف عملکرد متفاوتی داشته‌اند و در هر دوی این الگوها هم دولت‌هایی یافت می‌شود که موفق عمل کرده‌اند و هم دولت‌هایی وجود دارد که ناموفق بوده‌اند. در همین راستا، بررسی‌ها نشان می‌دهد که دولت‌های موفق – فارغ از نوع نظام سیاسی‌شان- به طور نسبی از سه ویژگی زیر برخوردار بوده‌اند:

۱- کارآمدی: با کمی تامل می‌توان دریافت که بحران کرونا در حال آموختن یک نکته بسیار کلیدی است: ورای اینکه یک نظام سیاسی اقتدارگرا باشد یا دموکراتیک، اگر “کارآمد” نباشد در جهان پساکرونا جایی در میان دولت‌های قدرتمند و موفق نخواهد داشت. در واقع در جهانی با بحران‌های کارکردی متعدد، از این پس این “کارآمدی” است که برای نظام‌های سیاسی – فارغ از اینکه دموکراتیک باشند یا اقتدارگرا- مشروعیت‌ساز، امنیت‌آفرین و قدرت‌زا خواهد بود. اهمیت این موضوع در مورد دموکراسی‌هایی که تا پیش از این سرآمد کارآمدی و توسعه‌یافتگی به شمار می‌آمدند بیشتر خود را نمایان ساخته و بیشتر آموزنده است. آلمان، انگلیس، فرانسه، اسپانیا و ایتالیا پنج قدرت برتر اروپایی هستند. بررسی سه بحران رکود اقتصادی ۲۰۰۸، بحران پناهجویی و بحران کرونا نشان می‌دهد که با وجود ویژگی دموکراتیک مشترک میان این پنج قدرت، این تنها آلمانی‌ها هستند که در مواجهه با هر سه این بحران‌ها موفق عمل کرده‌اند. در جریان این بحران‌ها انگلیس با صخره برگزیت، فرانسه با صخره جنبش اعتراضی جلیقه زردها و اسپانیا و ایتالیا با امواج متلاطم بی‌ثباتی و تغییر مداوم دولت‌ها مواجه شده‌اند؛ موضوعی که در این کشورها نهایتا به تعداد بالای مبتلا و تلفات پرشمار کرونا ختم شد.

پسا کرونا

۲- اعتماد سیاسی: اگرچه شاخص‌هایی چون حاکمیت قانون، برخورداری از منابع، اقتصاد پویا، سرمایه اجتماعی و نیروی انسانی آموزش‌دیده، گردش نخبگان، سازماندهی مناسب و برنامه‌ریزی صحیح و حساسیت بالای سیستم به فساد از مولفه‌های اساسی کارآمدی به شمار  می‌روند اما در این بین یک عامل اساسی در حکم چرخ‌دنده‌های یک سیستم کارآمد عمل می‌کند و آن هم اعتماد سیاسی است. در واقع همانطور که فوکویاما بدرستی اشاره می‌کند در اینجا نیز نه نوع رژیم بلکه ظرفیت دولت‌ها در جلب اعتماد عمومی و جذب مشارکت اجتماعی و به طور کلی میزان اعتماد به دولت و دستگاه اجرایی است که عاملی تعیین‌کننده در مقابله با بحران به شمار می‌رود. بنابراین، چه یک نظام سیاسی اقتدارگرا باشد و چه دموکراتیک اگر مردم به دولتمردان اعتماد نداشته و در مواقع بحرانی با سیاست‌ها و تصمیم‌گیری‌های آنها همدلی و همراهی نشان ندهند، احتمال مواجهه موفقیت‌آمیز و کم‌هزینه به‌شدت پایین می‌آید.

۳- تاب‌آوری و ترمیم‌پذیری: مفهوم ترمیم‌پذیری[۱] برای اولین بار در مطالعات زیست‌محیطی به معنای توانایی سیستم‌های اکولوژیکی برای بازگشت به تعادل مورد استفاده قرار گرفت. پس از زیست‌شناسی این مفهوم به روانشناسی، اقتصاد سیاسی، فاجعه و پاسخ بحران، توسعه و صلح‌سازی نیز راه یافته است. در همه شاخه‌های مطالعاتی فوق، ترمیم‌پذیری و تاب‌آوری به‌نوعی به “توانایی مقاومت و بازسازی یک سیستم در مواقع بحرانی و خطر” تعبیر شده است. در یک تعریف عام دیگر، ترمیم‌پذیری توانایی یک فرد، یک خانواده، یک جامعه، یک کشور یا یک منطقه برای مقاومت و انطباق سریع با فشارها و شوک‌های مختلف نظیر خشونت، جنگ، خشک‌سالی، امراض مسری و همه‌گیر و سایر بلایای طبیعی است. در این چارچوب، ترمیم‌پذیری نه‌تنها نشان‌دهندۀ توانایی مقاومت سیستم‌های مختلف (اکولوژیکی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و …) در برابر شوک‌هاست، بلکه ظرفیت سازگاری و نوسازی را نیز برای این سیستم‌ها فراهم می‌کند. بنابراین این مفهوم در ذات خود واکنشی به شرایط بحرانی و مخاطره‌آمیز است.

همزمان با گسترش تهدیدها و فزونی بحران‌های مختلف در دهه‌های اخیر، این مفهوم کاربرد بیشتری در حوزه سیاسی پیدا کرده و توجه کارگزاران سیاسی را به خود جلب کرده است. در حوزه سیاسی ترمیم‌پذیری را می‌توان به‌عنوان “ظرفیت داخلی جوامع برای مقابله با بحران‌ها، با تأکید بر توسعه سازمانی و ظرفیت‌ها و توانایی‌های داخلی به‌جای ارائه کمک‌ها، منابع و راه‌حل‌های سیاسی خارجی” تعریف کرد. در این چارچوب، هر چه یک سیستم سیاسی بتواند در پاسخ به یک بحران سریع‌تر خود را با شرایط جدید سازگار کند، ضعف‌ها و کاستی‌های خود را ترمیم و جبران کند و از ظرفیت‌ها و توان خود برای مقابله با بحران استفاده بهینه‌ای نماید، مواجهه موفقیت‌آمیزتری با بحران خواهد داشت.   

در یک جمع‌بندی کلی باید گفت از موارد استثنایی که بگذریم، بحران کرونا نشان داده است که برای مواجهه موفقیت‌آمیز دولت‌ها با بحران‌های کارکردیِ جهان به‌شدت مرتبط، رقابتی و پیچیده امروز، فارغ از اینکه نوع نظام سیاسی آنها چیست، این سه ویژگی بسیار مهمِ “کارآمدی؛ اعتماد سیاسی؛ و تاب‌آوری و ترمیم‌پذیری” یک سیستم سیاسی است که میزان موفقیت آن را در برابر بحران‌ها تعیین می‌کند. این سه مولفه ارتباط وثیق و عمیقی با یکدیگر دارند و تقویت‌کننده همدیگرند و دستیابی به یکی بدون دیگری امکان‌پذیر نیست. مهم نیست که این سه مولفه از چه مسیری بدست می‌آیند، آنچه مهم است این نکته کلیدی است که وجود این سه مولفه برای موفقیت دولتها در برابر بحران‌ها نه یک انتخاب بلکه یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر در جهان امروزی است. گاهی ممکن همچون نظام‌های دموکرات، کارآمدی و ترمیم‌پذیری از مسیر تکیه بر اعتماد سیاسی و مشارکت اجتماعی به‌دست آید و یا به عکس همچون دولت‌های اقتدارگرا از مسیر کارآمدی و توانایی ترمیم‌پذیری سریع به‌ دنبال جلب اعتماد سیاسی و مشارکت اجتماعی برآمد. در این بین آنچه در شرایط بحرانی درجه نخست اهمیت قرار دارد و تضمین‌کننده موفقیت سریع و کم هزینه دولتهاست، چگونگی حصول آنها نیست بلکه ضرورت وجود آنها است.

یاسر نورعلی‌وند / عضو هیئت علمی پژوهشکده مطالعات راهبردی  


[۱] .Resilience

رویارویی با کرونا: همکاری در مقیاس جهانی و همگامی در مقیاس ملی

با فروپاشی شوروی دگرگونی‌های بنیادی در مفهوم و مقیاس امنیت پدید آمد. بر بنیاد چنین بستری، امنیت صرفاً از درون زرادخانه‌ها و جنگ افزارها به بیرون نمی‌تراود، کشورها با پسوند ملی دیگر یگانه مرجع امنیت نیستند و تهدید علیه امنیت افراد جامعه در قالب امنیت انسانی یا دفاع فراگیر در کانون پژوهش‌ها و خوانش‌های مطالعات امنیتی قرار گرفته است. در این کشاکش، تهدید علیه امنیت انسانی، امنیت ملی را به چالش می‎کشد. در رهیافت امنیت انسانی، تهدید علیه انسان‌ها سویه‌های اقتصادی، غذایی، بهداشتی، زیست‌محیطی، شخصی، اجتماعی و سیاسی دارد. این رهیافت بر رویکردهای مردم‌محور، چندبخشی، جامع، خاص و پیشگیری‌محور تأکید دارد. مفروض رهیافت دفاع فراگیر بر گزاره تأمین امنیت جامعه و تقویت توان دفاعی در برابر هر گونه تهدید یا تجاوز احتمالی استوار است.

بدون تأمین امنیت انسانی نمی‌توان در عرصه دفاع فراگیر، کارامد ظاهر شد و ایجاد امنیت انسانی بستر و زمینه بسیاری از تهدیدها و چالش‌ها علیه امنیت ملی جامعه را از میان می‌برد. رشد و گسترش فزاینده فناوری‌ها و سازه‌های ارتباطاتی و ترابری به جهانی‎شدن داد و ستد و جابه‌جایی انسان و کالا ابعاد فزاینده‌ای بخشیده است به‌گونه‌ای که شناسه جهانی‌شدن چیرگی فزاینده زمان بر مکان شده است. در این میان، پیدایش بیماری‌های ویروسی مرگ‌آورِ همه‌گیر نوپدید و بازپدید در کانون توجه امنیت انسانی قرار می‌گیرند یافته‌های یک دهه گذشته نشان می‌دهند که شمار بیماری‌های یاد شده مانند سارس، ابولا و مِرس رو به فزونی نهاده‌اند و با شتابی شگفت‌‎آور جهان را در ‌نوردیده‌اند.

در این میان، بیماری کروناویروس ۲۰۱۹ یا کووید ۱۹ داستانی و پایانی دیگری یافته است. رشد و گسترش این بیماری با خاستگاه شهر ووهان از استان هوبئی در مرکز چین یکی از آشکارترین نمودهای جهانی‌شدن یا پخش کروی پدیده‎هاست که کمتر از یک ماه، زمین را درنوردید. طی این بازه اندک زمانی پیامدها و بازتاب‌های جهان‌گستری بیماری کرونا در قالب صد‌ها هزار کشته، میلیون‌ها آلوده و میلیون‌ها ورشکسته نمود یافته و رهبران و کارگزاران را درمانده کرده است. کرونا نشان داد که دارا و نادار نمی‌شناسد و با وجود بستن مرزها، مرز باز و گشوده هم نمی‌شناسد. هنوز درمانی نیافته‎اند و کسی نمی‎داند اکنون که دم بر می‌آورد یا فرو می‌برد بیمار است یا ناقل. انسان‌ها از هم گریزانند و به گریختن نیز سفارش می‌شوند. امروز جهان پهنه بازنمایی و نمایش گفته توماس هابز که«انسان، گرگِ انسان است» شده است. هنگامه‌ای که پایانی نیز بر آن متصور نیست.

در این میان، وضعیت در کشورهای توسعه‌نیافته بغرنج‎تر می‎نماید. گرچه آنها چند روزی دیرتر در دامگه جهانی‌شدن کرونا گرفتار آمدند اما ناگواری آنجاست که توان رهایی از بند این ویروس ناپیدای هرجایی را ندارند. از این‌رو، شمار جان‌باختگان بالاست و رو به فزونی خواهد بود. حتی اگر کشورهای توسعه بتوانند بیماری کوید ۱۹را مهار کنند کشورهای توسعه‎نیافته که درگیر این پیشامد ناگوار پرهزینه شده‌اند در جایگاه کانون فشار و پراکنش ناامنی و بیماری، امنیت همسایگان و جهان را برخواهند آشفت. بر این پایه، رویارویی با این پدیده جهانی، نگرشی کُروی، دفاعی فراگیر و محوری انسانی می‌جوید و هیچ کشور هرچند هم پیشرفته و زیرساخت‌های استوار و سخت هم داشته باشد در بلندمدت به‌تنهایی ناتوان از ستیز خواهد بود. بر پایه گزارش‌ها شمار بیماران کرونا تا ۲۱ فروردین سال جاری در جهان از مرز یک میلیون و هفتصد هزار تن گذشت و شمار جان‎باختگان نیز به ۱۰۳ هزار تن رسید. این بار، بایسته‌های برخاسته از دفاع فراگیر و همه‌گیری بیماری کرونا، جهانیان را ناگزیر به پذیرش واژه «جهان‌وند» در برابر «شهروند» خواهد کرد و باور به سروده سعدی که «بنی‌آدم اعضای یک‌دیگرند» نه در گفتار بلکه در کردار، بنیاد کنشگری و اندیشه‌ورزی در پهنه کشورداری و جهان‌داری قرار خواهد گرفت.

فراگیری کرونا در ایران

بر پایه گزارش‌ها، اقتصاد چین۱۶درصد از کل اقتصاد جهان است و گسترش داد و ستد و بازرگانی با همه کشورها راهبرد این کشور طی چند دهه گذشته بوده است. بر بنیاد داده‌ها، به‌رغم تحریم‌های گسترده و فزاینده ایالات متحده علیه ج.ا.ایران، بیشترین حجم بازرگانی و داد و ستد کشورمان نیز با چین انجام می‎شود. همچنان که پیشتر نوشته شد شهر ووهان در کشور چین خاستگاه بیماری کووید‌۱۹ است سازمان بهداشت جهانی، روز چهارشنبه۲۱ اسفند به‌طور رسمی، کووید‌۱۹را بیماری «همه‌گیر جهانی» اعلام کرد. حفظ جان شهروندان کارویژه حکومت‌هاست پس از این آگاهی‌رسانی جهانی، طبیعی است که کارگزاران حکومتی باید افزون بر آگاهی‌رسانی در این باره گام‌ها و کارهای بایسته را نیز انجام دهند. با نگرش به دوری خاستگاه بیماری از کشورمان، بستن مرزهای هوایی نخستین گام خردورزانه در حوزه کشورداری می‌بود. از این‌رو، دولت، روز ۱۱بهمن آگاهی‌رسانی کرد که به دلیل گسترش ویروس کرونا پروازهای بین دو کشور متوقف شده‌است.

این در حالی است که پس از هشدار سازمان بهداشت جهانی و دستور وزارت بهداشت، شرکت هواپیمایی ماهان پرواز به چین را رها نکرد و همچنان به دو مقصد پکن و شانگهای پرواز داشت. فشار فزاینده افکار عمومی این شرکت هواپیمایی را بر آن داشت که در تاریخ پنجم اسفند ۹۸ برای «تنویر افکار عمومی» در قالب یک پست اینستاگرامی آگاهی‌رسانی کند که واپسین پروازهایش به چین در روزهای ۱۵ و ۱۶ بهمن انجام شده‌ است. این در حالی است که بر بنیاد گزارش‌ها، شرکت هواپیمایی ماهان از ۱۶بهمن تا چهارم اسفند، همچنان به چهار شهر شانگهای، پکن، شنژن و گوانگ‌ژو  به‌صورت رفت‌ و برگشت دست‌کم ۵۵ پرواز داشته‌ است. بنا به گزارش‎ها، سرانجام این پروازها با ورود ویروس کرونا به کشورمان و مرگ دو تَن در شهر قم در ۳۰ بهمن آگاهی‌رسانی شد. با نگرش به اینکه ویروس کرونا دست‌کم باید دو هفته در بدن بیمار مانده باشد تا نشانه‌های آن آشکار شود. دیرکرد در آگاهی‌رسانی را یا باید به نبود ابزار پیونددار با شناخت بیماری یا بیم دست‌اندرکاران به پیامدهای روانی و سیاسی این رخداد نسبت داد.

با نگرش به موقعیت جغرافیایی و ارتباطاتی شهر قم و کارکردهای مذهبی و شمار کلان زائران و طلاب خارجی این شهر، گسترش این بیماری در کشور رشد شگفت‌انگیز و نگران‌کننده‌ای داشته و هزینه‌های جانی و مالی کلانی بر کشور تحمیل کرده‌ است. شماری از کارشناسان بر این باور هستند که اگر پیشنهاد وزارت بهداشت برای محدودیت کوتاه زمان رفت‌وآمد به جاهای زیارتی و مذهبی قم از سوی دست‌اندرکاران و کارگزاران به‌هنگام انجام می‌شد، این ویروس در دیگر شهرهای کشور پخش نمی‌شد. از دیگر سو، هر چند آمارها و گزارش‌هایِ دم به دم و روزانه رسانه‌های رسمی و اجتماعی موجی از نگرانی و پریشانی در جامعه برانگیخته است اما این نگرانی‌ها از سوی بسیاری از مردم به این تصمیم نینجامید که کسب‌وکار و سفرهای نوروزی را رها کنند تا به گسترش سراسری بیماری نینجامد به‎گونه‌ای که سراسر کشور درگیر ویروس کرونا شد.

پراکنش بیماران کرونا

بنا به آمار، شمار بیماران ویروس کرونا در کشور از زمان گسترش بیماری تا ۲۳ فروردین از مرز۷۰ هزار تن گذشت. بررسی آمارهای وزارت بهداشت از ۱۲تا ۲۲ فروردین نشان می‌دهد که میانگین، هر ساعت ۹۸ تن در کشور دچار کرونا و میانه پنج تا شش تن نیز در پی این ویروس جان‌می‌بازند. یافته‌ها گویای آن هستند که سراسر کشور درگیر ویروس کوید۱۹ است. بر بنیاد داده‌ها، استان قم، کانون پخش کروناویروس ۲۰۱۹ در کشور است. این رخداد نیز در پیوند با حضور شماری از کارگران و دانشجویان چینی در استان قم گزارش شده است. بنا به آمار، بیشترین شمار دُچارشدگان به ویروس کرونا در پیوند با استان‌های مهمان‌پذیرِ تهران، خراسان رضوی، فارس، آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، گیلان،اصفهان و مرکزی بوده است.

از پنجم فرودین ماه، گزارش آمار استانی کرونا از سوی وزارت بهداشت نگاه داشته شد و دلیل آن را نیز هماوردی بیشتر استان‌ها برای بیماریابی فعال کرونا و جلوگیری از سفر به استان‌های با آمار کمتر، آگاهی‌رسانی شد. در این میان، دولت به درازا کشیدن تعطیلات برخاسته از گسترش کرونا در بلندمدت را به زیان امنیت و اقتصاد کشور می‌داند. بر این پایه، دستور داده است دو سوم کارکنان فعالیت خود را آغاز کنند. بازتاب گریزناپذیر چنین تصمیمی به‌ویژه در کلان‌شهرها بازگشت ناوگان ترابری عمومی، افزایش حجم ترافیک، افزایش جابه‌جایی ظرفیت مترو و اتوبوس خواهد بود. این در حالی است که در بسیاری از شهرها زیرساخت‌های ترابری عمومی توانایی و گنجایش لازم برای جابه‌جایی مسافر و اجرای طرح‌های رویارویی با کرونا را ندارند. از این رو، بهره‌گیری از خودرو شخصی رو به افزایش می‌نهد که پیامد آن ترافیک و کُندی آمدوشد خواهد بود. 

پیش‌بینی‌ها نشان می‌دهند کشور در دو بازه زمانی درگیر اوج‌گیری(پیک) بیماری کرونا خواهد بود. چالش آنجاست که در این باره دیدگاه‌های ناهمگونی وجود دارد. ناهمگونی‌ها نیز ریشه در فزایندگی شمار بیماران دارد. اما میانگین‌ برداشت‌ها درباره اوج‌گیری بیماری کرونا در کشور بیشتر بر نیمه دوم سال استوار هستند. آمارها گویای اُفت و خیز شمار بیماران در استان‎های مختلف هستند، وضعیتی که گواه بر مهار نشدن همه‌گیری و گذر نکردن از اوج‌گیری بیماری است. شاید با نگرش به چنین افزایش و کاهشی است که برخی کارشناسان پیش‌بینی می‌کنند چه بسا ویروس کرونا تا پایان سال و حتی نزدیک به دو سال ماندگار باشد. اوج‌گیری بار دوم نیز در پیوند با پیامدهای برخاسته از ناکامی کشورهای همسایه به‌ویژه افغانستان، عراق و پاکستان در مهار کروناست که بی‌گمان بازتاب‌های آن به‌ویژه در نواحی مرزی که از دیدگاه زیرساخت‌های بهداشتی و پزشکی ناتوان هستند نمود و بازتاب بیشتری خواهد داشت. روندی که پس از اردیبهشت ماه امکان بروز بیشتری خواهد داشت. در این میان، با نگرش به بازگشت مسافران نوروزی و افزایش فشردگی کاری و جابه‎جایی‌ها، وضعیت تهران برخاسته از بالا بودن رفت و آمدها در سنجش با دیگر استان‌های کشور نگران‌کننده‌تر است زیرا هنوز به گامِ اوج‌گیری کرونا نرسیده است.

گام‌ها و کارها

در آغازین روزهای بهمن سال گذشته و پس از پخش گسترده ویروس کرونا از چین، گام‌ها و کارهای بسیاری از آن زمان تا کنون در دو مقیاس ملی و فراملی در کشومان انجام شد. با نگرش به پیامدها و بازتاب‌های امنیتی و اقتصادی ویروس کوید۱۹ رویارویی با آن نیازمند پیش برد کارها در دو مقیاس یاد شده بود. در مقیاس ملی با وجود برخی ناهماهنگی‌ها، دیرکردها و گاه ایستادگی‌های هیجانی و سیاسی کارهای زیر انجام شده است.

در مقیاس ملی: از همان آغاز وزارت بهداشت پایش و بررسی همه مسافران ورودی از چین و قرنطینه دانشجویان ایرانی مقیم این کشور پس از ورود به کشور را انجام داد. از آن زمان تا کنون گام‎ها و کارهای بسیار و گوناگونی مانند آماده‌باش همه مراکز بهداشتی و درمانی سراسر کشور، محدودیت رفت‌وآمد به جاهای زیارتی و مذهبی، تعطیلی بسیاری از جاها و جایگاه‌های عمومی مانند مراکز وابسته به وزارت آموزش و پرورش و وزارت علوم، اکران‌های سینمایی، کنسرت‌ها و نمایش‌های تئاتر، مسابقات و لیگ‌های ورزشی، کاهش ساعت کاری ادرات دولتی، کاهش ساعت کار و حضور کارکنان دولت در ادارات به دو سوم آن هم به صورت نوبت‌بندی از ساعت ۷ تا ۱۴ و مابقی نیز به صورت دورکاری، راه‌اندازی آزمایشگاه‌ها برای شناسایی ویروس کرونا، عفونت‌زدایی از راه‌ها و گذرگاه‌های عمومی در بسیاری از شهرها، پخش رایگان مایع ضد عفونی در میان شهروندان، تبلیغات گسترده برای در خانه ماندن مردم و سفارش به رعایت توصیه‌های بهداشتی از طریق رسانه‌ها، تولید و انجام روزانه چند هزار آزمایش رایگان برای شناسایی بیماران بستری مشکوک به کرونا، کوشش برای خودبسندگی در تولیدکیت‌های آزمایشگاهی ماسکت و تولید مواد ضدعفونی، تعطیلی بسیاری از اصناف و بازگشایی محدود برخی از آنها، طرح اعتبار یک میلیونی به همه خانواده‌ها برای فراهم‌سازی کالاهایی مورد نیاز به مدت دو سال، طرح فاصله گذاری هوشمند، اجازه برخی مراجع تقلید به استفاده از نصف سهم امام(ع) برای کمک به آسیب‌دیدگان از بیماری کرونا، ورود نیروهای نظامی ارتش و سپاه برای جلوگیری از گسترش ویروس کرونا در قالب ضدعفونی راه‌ها و گذرگاه‌های شهری و کنترل، پایش در گلوگاه‌های ورودی برخی از استان‌های کشور و گسترش بیمارستان ثابت و سیار را یادآور شد.

در مقیاس فراملی: ماهیت و کارکرد ویروس کرونا به شکلی است که بیشتر کشورهای جهان نیازمند همکاری فنی و اطلاعاتی هستند. امنیت انسانی و جامعه در کشور ما نیز جدای از این وضعیت نمی‌تواند باشد. اما یافته‌های گویای آن هستند که طی دو ماه گذشته سیاست خارجی ج.ا. ایران کامیابی لازم و پیوسته در برخورداری از فرصت‌ها و دَهِش‌های بین‌المللی را نداشته است. هر چند طی این مدت وزیر امور خارجه و رئیس جمهور کشومان بارها با رئیسان جمهوری، وزیران خارجه و خود دبیرکل سازمان ملل درباره همکاری جهانی بر سر گسترش بیماری کرونا و فزایندگی اقدامات زورگویانه ایالات متحده در قالب تحریم‌های گسترده، جلوگیری از ارسال دارو، کمک‎های بشردوستانه و روابط بانکی ایران برای تامین نیازمندی‌های مردم گفتگو کردند. در گفتگوی تلفنی رئیس جمهور با رئیس جمهور فرانسه یادآور شد که گام‌های برداشته شده در راستای برقراری سازوکار اینستکس ناکافی است دیگر آنکه سازوکار یاد شده نباید تنها منحصر به کالاهای پزشکی و غذایی شود و باید بتوان از آن برای تأمین همه نیازمندی‌های کشور بهره‌مند شد. با این حال، طی این مدت به‌ویژه در اسفندماه کالاهای بشر دوستانه پزشکی و بهداشتی از سویی کشور‌هایی مانند قطر، چین، ازبکستان، ژاپن، ترکیه، تروئیکای اروپا، فرانسه، گرجستان، کویت، امارات متحده عربی، ازبکستان، روسیه و سازمان بهداشت جهانی و یونیسف رهسپار کشورمان شد. گسیل کمک‌های یاد شده بیشتر برایند جو روانی برخاسته از احساس تهدیدی بود که در کشور به آن دامن زد شد. که تحریم‌های ایالات متحده جان ملت ایران در رویارویی با تهدید کرونا را نشانه گرفته است. اما این کمک‌ها دیری نپایید که برخاسته از برخی موصع‌گیری‌های سیاسی و گاه هیجانی مسئولان و برخی جریان‎های سیاسی در فروردین ماه رو به کاهش نهاد. 

نتیجه‌گیری

هنر کشورداری نیازمند شناخت و دریافت فرصت‌ها و تنگناها در دو مقیاس ملی و فراملی است. هنری که بی‌گمان در هنگامه‌هایی که کشور درگیر بحران و چالش است می‌تواند فرجام یک ملت و کشور را تعیین کند. داده‌ها و یافته‌ها گویای آن هستند که امروز جهان درگیر دشمنی ناپیدا اما کاری است به‌گونه‌ای که در کوتاه زمانی روزانه جان هزاران تن را می‌ستاند و دورنمایی هم از پایان آن دیده و یافت نمی‌شود. کارشناسان دست کم تا دو سال آینده پیش‌بینی کرده‌اند که ویروس ماندگار و جهان‎آشوب است. از بهمن سال گذشته تا کنون نیز بیش چندین هزار تن از هم‌میهنان ما را به کام مرگ کشانده است. آماری که با نگرش به روندهای موجود در آینده نزدیک بسیار فزاینده خواهد بود و پیامدهای آن می‌تواند به بحرانی ملی با ابعاد امنیتی گسترده تبدیل شود. هر چند کم نیستند کارشناسان و دست‌اندرکارانی که آمارهای منتشره شده درباره جان‌باختگان و بیماران را بسیار فراتر از آمارهای کنونی می‌دانند. به هر روی، با نگرش به فرصت‎های موجود در دو مقیاس یاد شده ناگزیر باید به گام‌ها و کارهایی رو آورد که تا کنون کمتر دیده شده‌اند.

در مقیاس ملی:

  1. کارشناسان بر این باور هستند که کرونا ویروس‌ نسبت به گرما و دما ناتوان است. وضعیت آب و هوایی کشور به‌گونه‌ای است که رو به گرم‌شدن هوا در ماه‌های گرم سال می‌رود. بر پایه آمار، میانگین دمای کشور طی یک و نیم دهه گذشته رو به فزونی بوده و کشور گرم‎تر شده است. از دیگر سو، بر بنیاد یافته‌ها عمر ویروس کوید۱۹ از ۴ تا ۲۸ روز در نوسان است اما هر اندازه دما بالاتر باشد امکان مانایی ویروس فرو می‌کاهد. از این رو باید اندیشید تا پیش از آغاز نیمه دوم سال، چه کارهایی می‌توان در بازه کم ویروسی انجام داد که در نیمه دوم سال ناشدنی هستند. از این‌رو، بهره‌گیری از دانش جغرافدانان اقلیم‌شناس در همکاری و هم‌اندیشی با پزشکان و کارشناسان بخش سلامت می‌تواند راهگشا باشد.
  2. چنانچه این گزاره درست باشد که آمار منتشر شده درباره شمار دچارشدگان و جان‌باختگان بسیار کمتر از آمار راستین است. بازتاب روان‌شناسی آن در قالب گزاره «همیشه مرگ مال همسایه است» به وضعیتی می‌انجامد که انگیزه شهروندان برای رعایت نکات بهداشتی و دستورهای پزشکی فرو می‌کاهد. برایند چنین وضعیتی گسترش فزایندتر مرگ و میر شهروندان خواهد بود. پس آمارها باید به آگاهی شهروندان رسانده شود که همیشته مرگ مال همسایه نیست و به ما نزدیک‌تر از آن چیزی است که می‌اندیشیم.
  3. هر اندازه بازه زمانی راه‌کاریابی ویروس کرونا بیشتر باشد انگیزه و هیجان شهروندان در پیروی از رعایت نکات بهداشتی و دستورهای پزشکی رنگ خواهد باخت. از این رو، بسیاری از گام‌هایی را در ماه آینده اردیبهشت می‌توان برداشت چه بسا در ماه‌های دیگر نشود برداشت.
  4. تا آنجا که بشود باید از جابه‌جایی شهروندان (مسافرت و گردش) در مقیاس شهری، پیراشهری و فراشهری کاست. هر اندازه پیاده‌سازی قرنطینه دقیق، جدی، هدفمند، آگاهانه و به‌هنگام انجام شود از پیامدها و ناگواری‌های آن خواهد کاست. چه بسا کار و برنامه‌ای را که امروز با هزینه کمتر می‌توان انجام داد فردا با هزینه‌های کلان نتوان به سرانجام رساند.
  5. بر بنیاد گزارش‌ها مراکز مختلف مانند شهرداری تهران، ریاست جمهوری، مرکز پژوهش‌های مجلس، ستاد ملی مبارزه با کرونا و دیگر نهادهای نظامی آمارها و برداشت‌های ناهمسانی از وضعیت موجود دارند. بی‌گمان، هماهنگی آنها افزون بر کاهش هزینه‌ها، امیدواری بیشتری میان شهروندان برای همراهی برخواهد انگیخت.
  6. در ورودی و خروجی شهرها، افزون بر محدودسازی رفت و آمدها، سازه‎های خودکار و خودافشان ضدعفونی برای خودروها، مسافران و بارها کار گذاشته شود.
  7. از آنجا که هنوز نمی‌توان بیماران کرونایی و افراد ناقل و سالم را درست شناسایی کرد، گام‎ها و کارهای که در پیوند با مهار ویروس هستند مانند فاصله‌گذاری غربال‌گری پایدار باید همچنان پیگیری و توانمندسازی شوند.

در مقیاس فراملی

در وضعیتی که کشور برخاسته از تحریم‌های ایالات متحده از فروش نفت ناتوان است و از دیدگاه فراهم‌سازی منابع مالی درگیر و دچار تنگناست و فراهم‌سازی برخی از ابزاهای درمان و رویارویی با ویروس کووید۱۹ با سختی همراه است، احساس تهدید جهانی از بازتاب‌های مالی و جانی درازمدت برخاسته از این ویروس به‌اندازه‌ای بالاست که زمینه روانی لازم برای برانگیختن مهرورزی جهانی در برابر کردارهای ناروا و زورگویانه آمریکا فراهم است. از این‌رو، پیگیری و پایش رخدادها در مقیاس جهانی و منطقه‌ای با هدف زیر فشار روانی قراردادن بلندپایگان آمریکایی از راه نهادهای مدنی و دانشگاهی در وضعیتی که خود ایالات متحده به شدت زیر فشار سنگین و فزاینده جانی، مالی و روانی بیماری کروناست می‌تواند از فشارها بر کشورمان بکاهد. بی گمان، پیگیری این مهم با سیما و چهره‌ای که کارگزاران نظام در بیرون از کشور از پیامدهای ناگوار و هراسناک ویروس کرونا در کشور و منطقه خواهد داشت پیوند سرراستی خواهد داشت. پیگیری این خواسته نیازمند تصمیم و هماهنگی در سطح سران نظام است. زیرا هر گونه تصمیم باید در سطح بدنه اداری، اجرایی و نظامی نظام پیاده و انجام شود تا از طرح سخنان چالشی که منافع و امنیت کشو را به چالش کشاند خودداری شود.

مراد کاویانی راد عضو هیأت علمی پژوهشکده مطالعات راهبردی

بلایای طبیعی – خشکسالی و سیل

بلایای طبیعی – خشکسالی و سیل

مسئله

بلایای طبیعی همان کنش و واکنش عوامل و عناصر طبیعت هستند که بازتاب‎های پیرامونی آن‌ها در صورت ناآمادگی شهروندان و کارگزاران به شکل «بلا» هویدا می‎شوند. زیست و زیستگاه انسان‎ها از آغاز پیدایش تا کنون درگیر رخدادهای طبیعت‌پایه بسیاری بوده که هزینه‌های جانی و مالی آشکار و پنهان کلانی بر آن‌ها روا داشته است. آمارها گویای آن هستند که طی چند دهه اخیر نیز بر شمار و دامنه آسیب‎زایی بلایای طبیعی افزوده شده است. به دیگر سخن، بازتاب عملکرد انسان‎ها در طبیعت به گونه‎ای بوده که در بسیاری از مناطق به پیچیدگی و فزایندگی بازتاب پیشامدهای طبیعی دامن زده است. در این میان، رخداد بلایای طبیعی در کشورمان طی چند دهه اخیر متأثر از موقعیت جغرافیایی و تغییر آب و هوا از یک سو و پائین‌بودن سواد زیست‌محیطی و ناآمادگی شهروندان، سرمایه‎زدگی‎ فرهنگ زیست‎محیطی جامعه، ناهمراهی مردم در قالب دست‌اندازی‎های ویرانگر در محیط‎ زیست، ساخت بناهای نااستوار و ناپایدار، مکان‎یابی نادرست سازه‎ها، پایش و مدیریت ناکارامد و جزیره‎ای روند فزاینده‎ای داشته است. بدین معنا، از ۴۱ نوع پیشامد طبیعی، ۳۱ گونه آن مانند زمین‎لرزه سیل، توفان، گردباد، تگرگ، بهمن، آذرخش، تغییر تند دما، خشک‎سالی و غیره در کشورمان رخ می‎دهد، به گونه‎ای که ایران جزو ده کشور بلاخیز جهان است. برخاسته از چنین وضعیتی، سالانه افزون بر ویران‎سازی سازه‎ها و زیرساخت‎های زیربنایی و روبنایی بسیاری از هم‎میهنان را به کام مرگ می‎فرستد که در این میان، رخدادهای سیل و خشک‏سالی نمود بیشتری داشته‌اند.

تبیین وضعیت کنونی

خشک‏سالی

در چهار دهه گذشته، بَسامد خشک‏سالی در کشورهای غرب آسیا بیشتر و بازه زمانی آن درازمدت‌تر شده است. سازمان ملل متحد تابستان ۹۷ هشدار داد که کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا با نگرش به غباری که کویرهای این مناطق را در می‌نوردد باید برای کمبود آب و خشک‏سالی‎های آینده خود را آماده کنند. در این میان، بازتاب اقلیمی موقعیت جغرافیایی جنب حاره‌‎ای ایران در این سرزمین به شکل کم‎بارشی، خشک‎سالی و بیابان‎های پهناور نمود یافته است. این در حالی است که طی یک و نیم دهه گذشته، برخاسته از دگرگونی اقلیم کشورمان درگیر تغییر الگوی بارش و به تبع آن، افزایش دما و کاهش بارندگی شده است. بر بنیاد آمار طی یک دهه گذشته بیش از ۹۷ درصد از گستره کشور دچار خشک‎سالی انباشتی و بلندمدت شده که بازتاب آن چالش و کمبود پایدار آب و تفدیدگی زمین بوده است. این در حالی است که طی همین مدت کشاورزی ناکارای پرمصرف، شهرنشینی فزاینده و هدررفت آب به پیامدهای خشک‎سالی در کشورمان دامن زده است.

سیل

نزدیک به ۶۰ درصد از آسیب‎زایی بلایای طبیعی جهان در پیوند با سیلاب‎هاست. یافته‌ها نشان می‎دهند در کشورمان چنانچه بارندگی مقداری از میانگین بالاتر باشد به سیلاب و اگر از میانگین کمتر باشد به خشک‎سالی می‎انجامد. وضعیت اقلیمی و جغرافیایی کشورمان به ‎گونه‎ای‎ است که هر سال پدیـده سیلاب همراه با آسیب‎زایی گسترده رخ می‌دهد. در ایران عوامل و زمینه‏هایی مانند ناآمادگی زیرساخت‎های کشور در برابر تغییر آب و هوا، ناتوانی دستگاه‎های دست‎اندرکار برای مهار آب‏های سطحی، پیش‎بینی‎ناپذیری حجم بارش، شتاب و درشت‏دانگی بارش‌ها، تندی شیب کوه‌ها، تُنُکی یا نبود پوشش گیاهی، خشکی خاک‌، فاصله اندک آبخیز تا آبریز، انباشت برف در بلندی‏ها و کمبود سد و بند، لایروبی‌نشدن جوی‎ها، دست‎اندازی در کرانه رودخانه‏ها و تغییر کاربری زمین‎های پیرامون رودها و بارش‎ها کوتاه‌مدت پرحجم، به هنگام بارندگی به رخداد سیلاب‌های در کشورمان منجر می‎شوند. بر بنیاد داده‎ها، طی یک دهه گذشته به‌ طور میانگین، سالانه ۶۰ سیلاب در کشور رخ داده و برخاسته از آن سالانه ده‎ها تَن از هم‌میهنانمان جان خود را از دست می‎دهند و زیان‎های جبران‎ناپذیر اقتصادی و زیست‎محیطی به کشور وارد می‌شوند. فزایندگی شمار سیلاب‎های کشور گویای این واقعیت است که دیگر نبایـد سیلاب را پیشامدی ناگهانی با حجم کلانی از آب در کشور دانست و باید با نگرش به افت گسترده آب‎های زیرزمینی کشور مدیریت سیلاب به گونه‎ای باشد که افزون بر ایجاد آمادگی در میان شهروندان و دستگاه‏های دست‎اندرکار به تواناسازی آب‎خوان‎های کشور بیانجامند.

در ایران سال آبی از پائیز تا پائیز است. بر پایه داده‎های پیونددار با وضعیت بارش کشور از آغاز مهر تا دوم اسفند سال آبی (۹۸ -۱۳۹۷) اندازه بارش افزون بر ۱۸۴ میلی‌متر است. این اندازه بارندگی در هم‎سنجی با میانگین دوره‌های مشابه درازمدت (۱۳۴میلی‌متر) ۳۷درصد افزایش و در سنجش با دوره مشابه سال آبی گذشته ( ۶۳ میلی‌متر) ۱۹۲درصد افزایش نشان می‌دهد. همچنین، حجم بارش یکم مهر تا پایان دوم اسفند برابر ۳۰۳٫۲۳۷ میلیارد متر مکعب بود. در ادامه، جدول وضعیت بارندگی کشور در سنجش با میانگین درازمدت و سال آبی گذشته همین دوره و درصد افزایش یا کاهش آن در سطح کشور به تفکیک شش حوضه آبریز اصلی آمده است.

وضعیت بارش 1

بر بنیاد داده‎های جدول بالا وضعیت بارش همه حوضه‎های آبریز کشور در سنجش با سال آبی گذشته بهتر شده، اما در بسیاری از حوضه‎های آبریز کوچک وضعیت گونه دیگر است. بر پایه داده‎ها وضعیت بارش در سال آبی جاری در سنجش با بلندمدت ۳۷درصد افزایش داشته که در این میان، استان‎های غربی (به ویژه ایلام و لرستان) بیشترین افزایش بارش و استان هرمزگان، بخش بزرگ حوضه آبریز مرکزی، استان سیستان و بلوچستان و مرز شرقی (خراسان جنوبی و سیستان) کمینه دریافت بارش را داشته‌اند. خشک‎سالی دو دهه‎ای استان خراسان جنوبی به‌ خشکیدن ۳۰ درصدی قنات‌ها و کاهش آب‎دهی۷۰ درصد دیگر قنات‎ها انجامید. در سال آبی جاری نیز حوضه آبریز شرق که خراسان جنوبی را نیز در بر می‌گیرد، در سنجش با دیگر مناطق کشور به رغم بروز سیل در این استان وضعیت چندان مساعدی نداشت. در استان زنجان به رغم وضعیت مناسب بارش در کشور، برآوردها نشان می‎دهند که خشک‏سالی ۱۱ ساله استان سبب شده ۸درصد استان درگیر خشک‏سالی ضعیف، ۵۱درصد متوسط، ۳۰ درصد شدید و ۱۱درصد خشک‌سالی بسیار شدید باشد. تغییر اقلیم در استان چهارمحال و بختیاری باعث شده در پایان سال ۱۳۹۷ نزدیک به  ۹۹.۷درصد از مساحت و ۹۲درصد جمعیت استان دچار خشک‌سالی شود و طی دهه گذشته شمار روزهای برفی استان به نیم فرو کاسته و پوشش برف از ۷ ماه به کمتر از ۳ ماه برسد.

وضعیت بارش 2

برآورد وضعیت موجود درباره سیل نیز، نیمه نخست سال ۱۳۹۷ باران‎های تند در مناطقی از استان‎های خراسان شمالی، رضوی و جنوبی، سمنان و آذربایجان غربی به آب‎گرفتگی گذرگاه‎ها و روان‌شدن سیل انجامید سال جاری آبی در ایران از همان آغاز پربارش آشکار شد. یافته‏ها گویای آن هستند که در پی خشک‎سالی‌های پیاپی، به ویژه خشک‎سالی سال گذشته، خشکی زمین و بستر رودخانه‌ها موجب شده بخش کلانی از بارش‎ها از همان نیمه نخست سال آبی به روان‎آب‎های بزرگ و سیلاب تبدیل شوند. برای نمونه بارش‏۳۰۰ میلی‌متر میانه مهرماه در استان مازندران به جان‎باختن ۵ تَن از هم‎میهنان و آسیب کلان به بناهای شهری، پل‌ها، سردهنه‌ها، باغ‏ها و زمین‏های کشاورزی، شبکه آب‎رسانی و دیگر زیرساخت‎ها شد. بارش‌های مهرماه نیز در روستاهای استان گیلان ۴۴ میلیارد تومان زیان به جای گذاشت. نیمه دوم بهمن‌ماه تقریباً همه استان‎های کشور زیر پوشش سامانه بارشی بودند و بخش‎هایی از استان‎های سیستان و بلوچستان، هرمزگان، کردستان، چهارمحال و بختیاری و گلستان بیشترین بارش را تا ۸۰ میلی‎متر در سراسر کشور داشتند که در این میان، بیشینه مجموع بارش این هفته در ایستگاه نیک‎شهر در استان سیستان و بلوچستان به میزان۷۱ میلی‌متر ثبت شد. بارندگی‎های شدید دهه سوم بهمن‎ماه و طغیان بی‎سابقه رودخانه‌های فصلی به ورود آب رودخانه‎ها به کشت‎زارها و نابودی بسیاری از خانه‌های کپری و زمین‏های باغی و صیفی کشاورزان منطقه هشت‎بندی هرمزگان انجامید. در پی بارش باران و روان‎شدن سیلاب‎، دوازده محور ارتباطی جنوب سیستان و بلوچستان بسته شد. طی همین بازه زمانی، ۲۲ استان کشور از جمله اصفهان، ایلام، بوشهر، تهران، چهارمحال و بختیاری، خراسان‌های جنوبی، رضوی و شمالی، خوزستان، سمنان، سیستان و بلوچستان، فارس، قزوین، کرمان، کرمانشاه، کهگیلویه و بویراحمد، گلستان، لرستان، مازندران، مرکزی، هرمزگان و یزد درگیر سیلاب شدند که در پی آن شماری از هم‎میهنان به علت گرفتار شدن در مسیر سیلاب جان خود را از دست دادند. ارزیابی‌ها گویای آن هستند که رخداد سه بار سیل از مهرماه تا اسفند در لرستان بیش از پانصد و پنجاه میلیارد تومان به این استان آسیب رساند. در دهه سوم بهمن‎ماه بارندگی‎های شدید به روان‎شدن سیلاب در جنوب شرق کشور به ویژه جنوب استان سیستان و بلوچستان انجامید که بیش از ۳۷ میلیارد تومان آسیب به سازه‎ها و زیرساخت‎های این بخش از کشور به جای گذاشت. همچنین این سیلاب‎ها به بیش از ۶۷۰ کیلومتر از راه‎های روستایی کرمان در قالب آب‎بُردگی و ویران‎سازی بستر راه و شانه‌های خاکی آسیب رساند. بارها درباره سیلاب در استان خوزستان با نگرش به افزایش بارندگی‌ها سنگین در خود استان و حوضه‌های آبریز سد‌های استان و افزایش ورودی آب و درصد پُرشدگی بالای مخازن سد‌ها بارها هشدار داده شد که چنانچه وضعیت تداوم بیابد و نتوان سیلاب خروجی سد کرخه و دز را مدیریت کرد، امکان تنظیم آب خروجی وجود نخواهد داشت و احتمال سَرریز مهارناشده سد وجود دارد که بی‌گمان هزینه‌های بالایی متوجه پائین‌دست رودخانه یعنی شهرستان دزفول، شوش، شوشتر، اهواز، دشت آزادگان و هویزه می‌کند که البته سیل نیز رخ داد و هزینه‎های کلانی به جای گذاشت.

در وضعیتی سال نو آبی۹۷-۱۳۹۶ آغاز شد که سال آبی۹۶-۱۳۹۵ در هم‎سنجی با میانگین بلندمدت و سال آبی گذشته به ترتیب مجموع بارش کشور نزدیک به ۶ و ۷ درصد کاهش داشت. بر بنیاد آمارها اندازه بارش سال آبی ۹۷-۱۳۹۶ در کشور ۱۶۶ میلی‌متر بود. این در حالی است که بارش دوره بلندمدت (میانگین۳۰ ساله) ۲۳۲ نسبت به سال گذشته خود ۲۱۲میلی‌متر بود. بر این پایه، بارش سال آبی ۹۷-۱۳۹۶ به ترتیب ۲۸٫۷ و ۲۱٫۹درصد نسبت به بلندمدت و سال گذشته کاهش داشت، اما آماری که جای درنگ داشت، کم‌بارشی ۲۲ استان کشور نسبت به مدت مشابه است. در این میان، ۷ استان بارش نرمال و دو استان آذربایجان غربی و شرقی بارش بیش از نرمال داشتند. این آمار گویای آن است که بیشترین کاهش نسبی بارش به ترتیب در استان‌های سیستان ‌و ‌بلوچستان، کرمان، هرمزگان، فارس و کهگیلویه‌ و ‌بویراحمد نسبت به دوره مشابه بلندمدت رخ داد. طی این بازه زمانی، ۹۱درصد مساحت کشور زیر تأثیر درجات مختلف خشک‎سالی بود، به گونه‎ای که فقط ۹درصد مساحت ایران در وضعیت نرمال قرار داشت. از دید بارشی طی پاییز بارش چندانی رخ نداد چنانچه بخشی از این کم‌بارشی در زمستان و به ویژه بهار جبران نمی‌شد، کمبود آب و تنش آبی سراسری پیامد حتمی آن بود. چنانچه در تهران همان یک‎بار برف سنگینی زمستانی نمی‌بارید، سدها وضعیت نگران‌کننده‌ای می‌داشتند. به هر روی، میانگین سال آبی دور از انتظار بود و کاهش ۲۸درصدی بارش نسبت با سال گذشته با دشواری‎های بسیاری در فراهم‎سازی آب کلان‌شهرها و برای کشاورزی همراه شد. برای نمونه در تابستان گذشته ۳۳۴ شهر کشور درگیر تنش آبی بودند. کاهش بی‌سابقه بارش‌ها در پاییز و زمستان سال گذشته و در پی آن افت روان‌‌آب‌ها موجب شد به رغم رشد ۱۲درصدی بارش‌ها در فصل بهار امسال، حجم ذخیره آب سدهای موجود در ۶ حوضه آبریز دریای خزر، خلیج فارس، دریاچه ارومیه، فلات مرکزی، هامون و سرخس به ۲۱٫۳ میلیارد مترمکعب برسد که در سنجش با سال گذشته آب موجود در مخازن سدهای کشور کاهش ۱۵ درصدی پیدا کرد و از مجموع گنجایش ۵۰ میلیارد مترمکعبی سدهای کشور، تنها ۲۱ میلیارد متر مکعب آب در مخازن سدها وجود داشت. به دیگر سخن، بیش از نیمی از ظرفیت سدهای کشور خالی بود به طوری که از میان ۱۷۷ سد بزرگ موجود در این ۶ حوضه آبریز ۹۰ سد بزرگ کشور مانند سدهای زاینده‌رود، شهید رجایی، ساوه، کوثر و ملاصدرا کمتر از ۴۰درصد آب ذخیره داشتند. برخاسته از کاهش ۲۴درصدی در استان تهران در پایان تابستان، ۶۷درصد حجم مخازن سد‌های تهران نسبت به مدت مشابه سال گذشته تُهی بود. در حوضه آبریز خلیج فارس برخاسته از بارش‌های کلان آب پشت مخازن سدهای لرستان نزدیک به ۵۱درصد از حجم مخازن سدهای استان پر شده که در سنجش با سال گذشته نزدیک به ۴۸درصد و نسبت به آغاز سال آبی جاری نزدیک به ۱۲۵درصد افزایش نشان می‎دهند.

میانگین بارندگی حوضه آبریز کرخه در نیمه نخست سال آبی ‌جاری، ۴۴۰ میلی‌متر گزارش شد که گویای ۹۰درصد افزایش نسبت به میانگین نیم‌سده گذشته در مدت مشابه بود. این در حالی است که میانگین بارش سال آبی گذشته در حوضه آبریز کرخه معادل ۷۴ میلی‌متر بود. میانگین بارش حوضه آبریز کارون بزرگ طی این مدت ۶۲۰ میلی‌متر بود که گویای افزایش ۶۶درصدی نسبت به میانگین نیم‌سده اخیر در مدت مشابه بود. این در حالی بود که میانگین بارندگی ثبت‌شده در سال آبی گذشته حوضه آبریز کارون بزرگ برابر با ۹۶میلی‌متر بود. با این حال، چالش کم‌آبی و گنجایش خالی دیگر سدها، به ویژه در دیگر حوضه‎ها همچنان برقرار است. برای نمونه، هفت استان خراسان جنوبی، سیستان و بلوچستان، فارس، کرمان، هرمزگان، یزد و اردبیل به طور میانگین میانه ۱۰ تا ۵۰ درصد بارندگی‌های کمتری در هم‎سنجی با درازمدت داشته‌اند که برآیند آن در قالب ۴۰ درصد از سدهای بزرگی همچون زاینده‌رود، شهید رجایی، دوستی و ملاصدرا کمتر از ۴۰درصد آب ذخیره‌شده دارند. برای نمونه، سدهای سیستان و بلوچستان ۴۸درصد کاهش آبی دارند و بحران آب در این استان به مرز هشدار رسید. این در حالی است که سالانه ۶۰۰ میلیون متر مکعب اضافه‌برداشت آب در استان رخ می‎دهد.

در خصوص سیل نیز برخاسته از تغییر آب و هوا، طی یک‌ونیم دهه اخیر بسیاری از بارش‎های کشور در روزهای پایانی زمستان و روزهای آغازین بهار به شکل بارش‎های کوتاه و سیلابی در کشور می‎بارند. همزمانی آب‎شدن برف‎ها و افزایش آورد رودخانه‌ها به افزایش زمینه‎های سیل‎خیزی مسیل‎ها و رودخانه‎های کشور انجامیده است. داده‎ها نشان می‎دهند اگرچه حجم بارش‌ها در ایران به میزان ۲۰درصد در هم سنجی با میانگین درازمدت (۲۵۰ میلی‌متر) کاهش یافته، اما امروزه باران‌های شدید کوتاه‌مدت بر شمار رخداد سیل در کشور افزوده است. چالش راستین آنجاست که هرگز تصور نمی‌شود در منطقه‌ای که سال‌ها درگیر خشک‎سالی بوده و خبری از آمدن سیل و طغیان رودخانه‌ها نبوده است، کارگزاران و دست‌اندرکاران به یک‎باره هشدار دهند، ممکن است بارش‌ها به اندازه‌ای باشند که به سیلاب‎های ویرانگر بیانجامند. سیل‏های سال آّبی۹۷-۱۳۹۶ با وجود افت شدید بارش‎ها، جدای از این روند نبود. سیل شمال باختری کشور در فروردین‌ماه ۱۳۹۶ از آن دست سیلاب‎هایی بود که میانگین بارش ۴۰ میلی‌متر زیان جانی و مالی گسترده‎ای در پی داشت، به گونه‎ای که طی آن ۴۸ تَن جان باختند. در این میان، بیشترین آسیب‎ها و گم‎شدگی‎های این سیل پیونددار با شهرستان‌های عجب‌شیر و آذرشهر بود. افزون بر آذربایجان شرقی، باران شدید به روان‌شدن سیل در استان‌های آذربایجان غربی، کردستان و زنجان انجامید. در مردادماه امسال بارش باران در استان‌های گلستان، گیلان، خراسان رضوی، خراسان شمالی و سمنان به روان‎شدن سیل در برخی شهرهای این استان‌ها انجامید. گستردگی سیل به اندازه‌ای بود که طی آن ۱۲ تَن جان باختند. به هر روی، واقعیت آن است که میان اندازه بارش و رخداد سیلاب پیوند وجود دارد. سیلاب‌های سال آبی گذشته در سنجش با نیمه نخست سال آبی جاری کمتر است، زیرا بارش کمتری رخ داده بود، اما در هر صورت شمار سیلاب‎ها رو به افزایش است.

تخمین وضعیت آتی

داده‎ها گویای آن هستند که میانگین بارش سال آبی۹۸-۱۳۹۷ در هم‎سنجی با سال گذشته بالاتر است. پیش‎بینی‎ها نیز نشان می‌دهند بارش‎های بهاری نیز تداوم وضعیت نیمه نخست سال آبی جاری خواهد بود. هرچند در سال آبی گذشته میزان بارش به جز در حوضه آبریز دریاچه ارومیه در بقیه کشور ۲۷درصد نسبت به سال گذشته افت داشت، اما امسال بارندگی در هم‎سنجی با نیمه نخست سال گذشته ۳۷درصد بیشتر بود. بر بنیاد داده‎ها، ورودی آب به مخازن سدهای کشور از آغاز سال آبی (۹۸-۹۷) تا دهه سوم بهمن‌ماه در مجموع نزدیک به ۲۴ میلیارد متر مکعب بود که رشدی ۲۷۰درصدی نسبت به سال آبی گذشته نشان می‎دهد. در حال حاضر، گنجایش مخازن سدهای کشور ۵۰ میلیارد متر مکعب است. چالش آنجاست که این افزایش یکنواخت در سراسر کشور نباریده است. برای نمونه، بیشینه بارش ثبت‌شده پیونددار با ایستگاه کشور- سرخاب با ۱۱۷۷ میلی‌متر بارش در استان لرستان در حوضه آبریز خلیج فارس و کمینه بارش ثبت‌شده در ایستگاه محوطه امور آب چابهار با ۳۹٫۳ میلی‌متر در استان سیستان و بلوچستان است. بر بنیاد آمار، در حوضه آبریز خلیج فارس و دریای عمان حجم آب ورودی به مخازن سدهای حوضه کارون بزرگ، کرخه و مارون از آغاز سال آبی ۹۸-۹۷ تا دهه سوم بهمن ۱۵ میلیارد و ۲۵۸ میلیون متر مکعب برآورد شد که در هم‎سنجی با سال آبی گذشته ۴۴۵ درصد افزایش داشت. حجم آب ورودی به سدهای کارون ۴، کارون ۳، شهید عباسپور، مسجد سلیمان و گتوند علیا در استان خوزستان پنج میلیارد و ۷۳۳ میلیون مترمکعب گزارش شد که نسبت به سال گذشته در همین مدت ۳۱۴ درصد رشد داشت. بر بنیاد همین داده‏ها، سد مارون با ۸۳۳ میلیون مترمکعب ورودی آب از بیشترین میزان ورودی نسبت به سدهای خوزستان برخوردار بود که این اندازه افزایش، رشد ۸۹۸درصدی ورودی  در سنجش با سال آبی گذشته را نشان می‎دهد. در حوضه آبریز شرق میزان ورودی به سدهای استان سیستان و بلوچستان از آغاز سال آبی تا  اول اسفند (۹۸ -۹۷) ۸۴ میلیون مترمکعب بود که نسبت به سال آبی گذشته نزدیک به ۱۰۰ برابر جهش نشان می‎دهد. بیشترین حجم آب ورودی به سدهای استان سیستان و بلوچستان با ۳۹٫۲ میلیون مترمکعب به سد پیشین مربوط می‌شد. با این حال، فقط ۲۵ درصد حجم مخازن استان پر شد که این میزان، ۳۸ درصد کاهش نسبت به مدت مشابه سال گذشته را نشان می‌دهد. هم‌اکنون ۴۷ درصد سدهای استان هرمزگان پر شده و این میزان حجم آب نسبت به مدت مشابه سال گذشته ۳۶ درصد افزایش را نشان می‌دهد، اما بر بنیاد جدولِ وضعیت بارش سال آبی جاری کشور سال آینده به ویژه در فصل گرم، استان‎های واقع در حوضه آبریز مرکزی به ویژه فارس، اصفهان، یزد، خراسان جنوبی، سیستان و بلوچستان، هرمزگان و اردبیل در حوضه آبریز ارس هرچند در سنجش با سال آبی گذشته بارش بیشتری داشته‎اند، اما به واسطه افزایش گرما و ژرفا و گستره کم‌آبی سال گذشته درگیر تنش‎های آبی جدی خواهند بود. برابر آمارها حجم کلانی از گنجایش سدهای این مناطق تهی از آب هستند. این در حالی است که در برخی مناطق مانند هرمزگان و سیستان و بلوچستان که طی سال‎های گذشته بارندگی نداشتند، بهمن‎ماه بارش‎های سیل‏آسایی دریافت کردند، به گونه‎ای که در پی بارش‎های میان حوضه‎ای پائین‎دست سدهای بناشده در افغانستان سیلاب بهمن‌ماه وارد منطقه سیستان شد که به میزان ۱.۸ میلیون مترمکعب از آن برای مصارف آشامیدن وارد مخازن چاه‌نیمه‎ها شد. از آنجا که سیلاب‎های یادشده گذرا و ناماندگار هستند، این حجم آب در کلیت خود قابلیت برنامه‏ریزی بلندمدت ندارند. بر پایه آمار، امسال نسبت به سال پیش، بالاترین میزان رشد بارندگی در حوضه مرزی شرقی رخ داد یعنی۶۸۰ درصد میزان بارش بالاتر از پارسال بود، اما همه بارندگی در این حوضه۳۹ میلی‌متر بود. بنابراین این اعداد و رشد بالا نباید ما را بفریبد. از ۱۷۸­ سد در حال بهره‌برداری کشور در حال حاضر ۲۳ درصد بیش از ۹۰ درصد ذخیره­ دارند و ۱۱۰ سد کشور کمتر از ۵۰ درصد ظرفیت خود موجودی ذخیره کرده‌اند. با وجود افزایش بارش‎ها و جریان‌های ورودی به سدها در سه ماه گذشته شماری از سدهای بحرانی همچنان با محدودیت روبه‎رو هستند. سد زاینده‌رود در اصفهان با ۸۹ درصد ظرفیت تهی، شمیل و نیان و استقلال در هرمزگان با ۷۰ درصد ظرفیت خالی و سد دوستی در خراسان رضوی با ۷۸ درصد گنجایش تهی از جمله سدهای مهم اما بحرانی کشور هستند. پایان فصل پائیز امسال،­ ورودی سدهای تهران با ۳۲درصد افزایش نسبت به مدت مشابه سال گذشته هستند، اما مخازن این سدها با نگرش به اینکه پائیز سال گذشته در کاهش بارندگی رکورددار است با ۱۲ درصد کاهش نسبت به مدت مشابه سال گذشته روبه‎رو شدند. کشورمان نزدیک به۱۰ سال پیش تا کنون بارشی فراتر از میانگین بلندمدت نداشته است. از این رو، پیوستگی خشک‎سالی در کشور و خشکی زمین موجب شد بارش‌های پائیزی امسال لزوماً به روان‌آب تبدیل نشود و بخشی از بارش‌ها صرف نَم از دست رفته خاک شوند. ادامه وضعیت یادشده به یکی از خشک‌ترین بازه‎های زمانی نیم سده گذشته کشور در سال آبی ۹۶-۹۷ باعث شده منابع آب برخی سدهای بزرگ کشور به ویژه در حوضه آبریز شرق و مرکزی که در وضعیت بحرانی هستند، چندان تغییر نکند و حتی حجم برخی از سدهای مهم کشور که فراهم‎کننده آب آشامیدنی شهرها هستند، در هم‎سنجی با سال گذشته کاهش نیز داشته‌ باشد. از این رو، سال آینده همچنان بخش‎های پهناوری از حوضه آبریز مرکزی، شرق و قره‌قوم درگیر تنش آبی خواهند بود. از این رو، در بخش‎های کم‌بارش، روند کَندن چاه‎های عمیق و نیمه‌عمیق با پروانه و بی‌پروانه همچنان دنبال خواهد داشت. نکته آنکه در استانی مانند کرمان سالانه یک میلیارد مترمکعب بیلان منفی آب وجود دارد و دیگر استان‎های این محدوده وضعیتی کمابیش این‌چنین دارند. گردوغبار برخاسته از بستر خشک تالاب‎ها و دریاچه‎ها هوای منطقه را آلوده خواهد کرد، با نگرش به کم‎آبی و افزایش گرما، خروش و خیزش کشاورزان اصفهان باز هم تکرار خواهد شد، شهرهای این مناطق تنش آبی خواهند داشت. در بخش برون‎مرزی نیز با نگرش به اینکه امسال بارندگی‎های درخوری در بالادست دو حوضه آبریز هیرمند و هریرود در کشور  افغانستان باریده و این دو رود کارکرد بالا و فزاینده‌ای در فراهم‎سازی آب دریاچه هامون در سیستان و شمال خاوری کشور به‎ ویژه شهر مشهد داشته و یافته‎اند، افغانستان نیز برخاسته از رویکردهای هیدروپلیتیک و منافع بلندمدت خود، گرایشی به رهاسازی آب ندارد. از این‌ رو، کشمکش‎های هیدروپلیتیک دو کشور رو به فزونی خواهد گذاشت. در حوزه سیل نیز  واکاوی داده‎ها و یافته‌ها گویای آن هستند که سیلابی‎شدن بارش‌های کشور پیوند سرراستی با شناسه‌ها و ویژگی‌های بستر زمین و کارکرد شهروندان و کارگزاران داشته است. رشد ۲۵۰ درصدی آسیب و زیان برخاسته از سیل کشور طی چند دهه گذشته گویای آن است که رخداد سیلاب با توجه به دگرگونی‌های اقلیمی در مقیاس جهانی و آماده‌نبودن زیرساخت‌های کشور (کالبدی، قانونی و فرهنگی) برای رویارویی با این پدیده، امنیت و توسعه کشور را در درازمدت درگیر هزینه‌های کلانی خواهد کرد. از این پس، واقعیت پایدار حاکم بر اقلیم و بارش ایران را چنین شناسه‌هایی جهت خواهند داد. از این‌ رو، سیلاب‌ پدیده‌ای گریزناپذیر با روندی فزاینده خواهند بود. آنچه در این میان به فزایندگی هزینه‌ها و آسیب‌های برخاسته از سیل دامن خواهد زد، زیرساخت‌های کم و ناکارآمدی است که بیشتر با ذهنیت دوره پیشاسیلابی‌شدن بارش‌های کشور ساخته و پرداخته شده‌اند. از این‌ رو، زیرساخت‎های کالبدی و قانونی موجود پاسخ‌گوی وضعیت کنونی نیستند. برای نمونه در سیلاب میانه مهرماه سال آبی جاری (۱۳۹۷) در شمال به ویژه در استان مازندران که بیش از ۷۰۰ میلیارد تومان نیز هزینه در پی داشت، بارش۳۰۰ میلی‌متری در یک شبانه‌روز در رودسرِ گیلان طی ۱۵۰ سال گذشته و این حجم از بارش بی‌سابقه و دور از انتظار بود. از دیگر سو، هر رودخانه‎ای گنجایش گذر اندازه خاصی از حجم آب را دارد. از آنجا که زیرساخت‌های موجود در بهترین حالت برای ۵۰ تا ۷۰ میلی‌متر بارش در شبانه‌روز پی‌ریزی شده‌اند، دست کم در حوادثی این‌چنینی که در بهمن‌ماه سال آبی بسامد بالایی نیز داشتند، نقش عوامل اقلیمی در مقیاس جهانی پررنگ‌تر از عوامل و زمینه‌های محلی بود. با این حال، چالش راستین زمانی است که حجم کلانی از باران یکباره می‌بارد، در این کوتاه زمان، آب نمی‌تواند به درون زمین فرو رود و به تواناسازی آبخوان‎ها بیانجامد، در حالی که اگر بارش از نوع برف بود می‌توانست به کاهش آسیب‌ها و تواناسازی آبخوان‎های کشور بیانجامد که بیشترشان نیز روزگار ناخوشی دارند. بر این پایه، از آنجا که بارش در کشور در قالب باران‎های سنگین کوتاه‌مدت بَسامد بیشتری یافته‎اند، زمین نیز با نگرش به فرونشست دوسوم دشت‌های کشور، نابودی فزاینده رستنی‎ها، جنگل و پوشش گیاهی) و ناآمادگی شهروندان و کارگزاران در مقیاس خرد و کلان از این پس در هر جای کشور به ‎ویژه حوضه‎های آبریز مرکزی و شرق باید چشم به راه سیلاب بود، حتی اگر چندین سال پیاپی باران درخوری هم نباریده باشد.

 توصیه راهبردی

– بپذیریم که پدیده خشک‎سالی و کم‎آبی واقعیت جاری و ماندگار کشور است نه رخدادی گذرا و ناگهانی. از این ‌رو، دگرگونی در برنامه‎ریزی‎ها و فرهنگ‎سازی‎ها گزینه‎ای گریزناپذیر خواهد بود که در قالب آن، سازگاری با کم‌آبی راهبرد کلان ملی تعریف شود و همه سازمان‌ها و دستگاه‎های کشور خود را با این راهبرد هماهنگ کنند. یادآوری این نکته گریزناپذیر است که زمان زیادی نداریم.

– نزدیک به۹۲ درصد منابع محدود آبی کشور صرف بخش کشاورزی می‎شود و بیش از نیمی از آن هم هدر می‎رود. این در حالی است که میانگین جهانی بخش کشاورزی ۷۰ درصد است. بر این پایه، رویارویی با کمبود فزاینده آب نیازمند صرفه‏جویی در بخش کشاورزی در هم‎سنجی با دیگر بخش‎هاست.

– درصد بالایی از جمعیت حوضه آبریز مرکزی و شرقی، روستایی و کشاورز است. این مناطق طی چند سال گذشته یا برخاسته از تغییر اقلیم کوچ کرده‎اند یا کانون خروش و خیزش کشاورزان با موضوع دسترسی به آب برای کشاورزی بوده است. یکی از راه‎کارهای بنیادی برای رویارویی با مسئله کم‏آبی، بهره‌برداری بهینه از آب‌های نامتعارف موجود است، گامی که می‎تواند افزون بر فرصت‎آفرینی‏های شغلی، زمینه تواناسازی کشاورزی پایدار در مناطق خشک و بیابانی یادشده را فراهم کند. همچنین، با نگرش به اینکه بخش کلان و گسترده‎ای از آب و خاک این مناطق شور هستند، عملیات شورورزی در بخش تولیدات کشاورزی می‌تواند به پایداری و سازگاری بخش کشاورزی و معیشت کشاورزان کمک کند.

– در مقیاس محلی و فروملی می‌توان با برداشتن یک رشته گام‎های هماهنگ و پایدار از تهدیدهای برخاسته از سیلابی‌شدن بارش‌های کشور کاست و حتی آن را به فرصت دگرگون کرد. گام نخست کامیابی هر گونه طرحی در این باره، همراه‌سازی شهروندان از راه فرهنگ‌سازی و تشویق مردم در مقیاس ملی و محلی برای راه‌اندازی و برپایی سمن‎های زیست‌محیطی فعال و مورد پشتیبان قانون است.

– بهره‌گیری از فنون آبخیزداری در حوضه‌های آبریز سراسر کشور به شیوه‌های کم‌هزینه و کارآمد در اولویت برنامه‌های آمایشی کشور قرار گیرد، زیرا چاره تهدید امنیت آبی کشور در وضعیت موجود رویکرد مشارکتی بهره‎گیر از همین بارش‎های ناگهانی سیل‌آساست که آرام‌سازی این حجم خروشان ویرانگر می‌تواند به تواناسازی آبخوان‌های کم‌آب کشور کمک کند.

– ناگزیر از داشتن مناطق ممنوع و مشروط هستیم تا در محدوده آن‌ها حریم رودها و مسیل‎ها رعایت و حتی حریم آن‌ها گسترانده شود. از ساخت سازه‎ها و راه‎ها در مناطق جنگلی و کناره رودها و درون مسیل‌ها جلوگیری شود. همچنین، سامانه‌ گرداوری آب‌های سطحی بهبود بیابد که قطعاً بازتاب برداشتن چنین گام‌های هماهنگ و فوری، جلوگیری از افزایش هزینه‌زایی سیل و تواناسازی آب‌های زیرزمینی خواهد بود.

 

دکتر مراد کاویانی راد

نقش آموزش و پرورش در امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران

نقش آموزش و پرورش در امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران

امنیت، نعمت و موهبتی است که به نظر می‌­رسد تنها در شرایط عدم وجود آن، قابل شناسایی، فهم و قدرشناسی می­‌باشد و در غیر این صورت، به فرض وجود و به شرط آن، مخاطبینش چندان متوجه حضور و تاثیر آن نخواهند بود؛ همچون ما که در طول شبانه روز، در حال بهره­‌گیری از اکسیژن بوده و به اصطلاح، از «هوا» استفاده می­‌کنیم؛ واقعیت این عمل، یعنی دم و بازدم این است که اگر تنها چند ثانیه این مدار و چرخه مختل شود، حیات ما به خطر افتاده و مرگ و نابودی در انتظارمان خواهد بود؛ این فرآیند در عین اهمیت و جایگاه آن، لکن مستمرا با غفلت و بی­‌توجهی بشر مواجه بوده تا جایی که وقتی از افراد در خصوص این نعمت سوال شود، بی‌­تردید در برخورد اول با عدم دریافت و فهم سوال از سوی آنان مواجه خواهیم بود و در گام بعد، پس از توضیح و تبیین آن، بی‌­درنگ شاکر و قدردان این نعمت- یعنی امکان تنفس و استمرار آن- خواهند بود. تمثیل امنیت و شرایط وجود آن به اکسیژن و امکان بهره­‌گیری از آن، مثالی گویا و رسایی برای آن می‌­باشد.

این مقوله که وجود آن، می‌­تواند زمینه‌­ی انواع تحول، رشد و تکامل را در یک جامعه ایجاد و عدم وجود آن سه پیامدِ عدم امکان رشد و تکامل، مانع استمرار آن و در نهایت رکود، عقب افتادگی و عقب‌ماندگی- در ابعاد مختلف حیات بشری- را به همراه خواهد داشت، آن قدر حائز اهمیت بوده که از منظرهای گوناگون قابلیت و ضرورت بررسی و تببین داشته و با اضافه نمودن متغیرهای فراوان به آن می­توان از ماحصلش خروجی­‌های  متمایزی با ارزش افزوده­‌های متفاوتی را به دست آورد. مقام معظم رهبری مدظله‌­العالی در توضیح این معنا، چنین عنوان می‌­نماید:

اگر امنیت‏ نباشد، فعالیت اقتصادى هم دیگر نخواهد بود. اگر امنیت‏ نباشد، عدالت اجتماعى هم نخواهد بود. اگر امنیت‏ نباشد، دانش و پیشرفت علمى هم نخواهد بود. اگر امنیت‏ نباشد، همه‏ى رشته‌‏هاى یک مملکت به تدریج از هم گسسته خواهد شد؛ لذا امنیت‏، پایه و اساس است (مقام معظم رهبری:۶/۱/۱۳۷۹).

امنیت از سویی دارای ابعاد، سطوح، مولفه‌­ها و شاخص‌­هایی بوده و از جهت دیگر حوزه­‌های گسترده­ای  همچون سیاسی، فرهنگی، روانی، بهداشتی، اقتصادی، نظامی را در بر می‌­گیرد؛ از درون این حوزه‌­ها می­توان پدیده­‌ها و متغیرهای گوناگونی را همچون آموزش و پرورش، اخلاق، کسب و کار، آسیب‌های اجتماعی، فضای مجازی و… به آن اضافه و ترکیبات متنوع با ارزش افزوده­‌های خاص را معرفی نمود؛ اینها همه و همه بخشی از برش‌­ها و دسته­‌بندی هایی هستند که می­‌توانند ذیل عنوان جامع و کلی «امنیت» بررسی و مطرح گردد.

در اینجا با عنایت به هدف این نوشتار، پس از تعیین سطح امنیت- یعنی ملی- و متغیر اضافه شده­ و محدوده‌­ی آن – یعنی آموزش و پرورش- به ترکیب آن و تاثیرات متقابل آنان برهم با تاکید بر «نقش آموزش و پرورش در تحقق امنیت ملی» پرداخته شده است.

آموزش و پرورش  و یا بهتر اینکه عنوان شود، نهاد تعلیم و تربیت- دارای جایگاه و نقش اساسی در یک جامعه و حاکمیت آن قلمداد بوده تا جایی که می‌توان آن را در قامت یک رکن رکین در حوزه‌­های گوناگون و در کل تعریف و ارائه نمود. حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه در خصوص جایگاه و نقش آموزش و پرورش در کشور چنین می­فرمایند:

مسئله‌­ی فرهنگ و آموزش و پرورش در رأس مسائل کشور است. اگر مشکلات فرهنگى و آموزشى به صورتى که مصالح کشور اقتضا مى‏‌کند حل شود، دیگر مسائل به آسانى حل مى‌‏گردد. صدماتى که کشور ما از فرهنگ رژیم شاهنشاهى خورده است قابل مقایسه با ضررهاى اقتصادى و غیره نبوده است. متأسفانه در زمان این پسر و پدر دست اجانب بازگردید و مراکز آموزشى، که باید تکیه گاه ملت باشد، به ضدش تبدیل گردید. البته انحراف فرهنگ ما ریشه­‌ی تاریخى دارد و ما امروز مواجهیم با استادان و معلمانى بر پایه همین تربیت و با فرهنگى غربى، که با مصالح اسلام و کشور ما به هیچ وجه وفق نمى‏‌دهد. تمام وابستگان و انگل­‌هاى خارجى، زاییده شده از این دانشگاه غربى بوده‏اند. اجانب با فعالیت خود، مدارس و دانشگاه‌­هاى ما را از محتوا خالى کردند. البته حملات زیادى به روحانیت هم شد. آنها مى‏‌خواستند روحانیت را هم تغییر بنیادى دهند و عده‌‏اى از روحانیون را هم بردند، ولى عده‌‏اى مقاوم باقى ماندند؛ تغییر نکردند. ما باید سال­‌هاى طولانى زحمت و مشقت بکشیم تا از فطرت ثانى خود متحول شویم و خود را بیابیم و روى پاى خویش بایستیم و مستقل گردیم و دیگر احتیاجى به شرق و غرب نداشته باشیم؛ و باید از همان بچه‏‌ها شروع کنیم و تنها مقصدمان تحول انسان غربى‏ به انسانى اسلامى باشد. اگر این مهم را انجام دادیم، مطمئن باشید که هیچ کس و هیچ قدرتى نمى‌‏تواند به ما ضربه بزند. اگر ما از نظر فکرى مستقل باشیم، آنها چگونه مى‏‌توانند به ما ضربه بزنند. تنها آنها مى‏‌توانند از داخل خود ما، به ما ضربه بزنند؛ در داخل، فردى را درست کنند- کما اینکه مى‏‌بینید درست کرده‌‏اند- و بعد توسط آن، هر چه مى‏‌خواهند انجام مى‏‌دهند (صحیفه امام، ج۱۵: ۳۰۹ و۳۱۰ )

برای نظام تعلیم و تربیت با این جایگاه و اهمیت، کارکردهای مشخصی را می­‌توان برشمرد که مهم­ترین آنان از قرار ذیل می­‌باشد:

  • آگاه‌­سازی، دانش‌­اندوزی و آموزش مخاطبین
  • جامعه­‌پذیری و اجتماعی کردن مخاطبین
  • پرورش و تعلیم و تربیت مخاطبین
  • نهادینه­‌کردن و درونی سازی معارف و مفاهیم اساسی حاکمیت
  • بازتعریف، به­روز رسانی و انتقال مبانی و اصول حاکم بر اساس مقتضیات زمان

 این­ها همه بخشی از کارکردهای اساسی نهاد تعلیم و تربیت برای تحقق هدف غایی که همانا «انسان­‌سازی» بوده می­‌باشد. حضرت آیت الله خامنه‌­ای مدظله­‌العال در تبیین این مهم، یعنی فلسفه و هدف غایی از تعلیم و تربیت عنوان می‌­دارد:

مسئله‏‌ى تعلیم و تربیت، مسئله‏‌ى زندگى بخشیدن و ولادت بخشیدن به یک مخاطب و یک انسان است. اسلام با این چشم نگاه مى‌‏کند. شما تلاش کنید، سعى کنید یک بخشى از زمینى را که خشک به نظر مى‌‏رسد، بکاوید و از آنجا چشم‌ه‏اى جارى شود؛ شما یک بذرى را که خیلى ناچیز به نظر مى‏‌رسد، در زمین مستعدى بکارید و آن را آبیارى کنید، تا نهال سرسبزى از آن متولد شود؛ مسئله این است. حالا چه قابلِ تبدیل به پول باشد، چه نباشد. اسلام با این چشم به تعلیم و تربیت و به معلم نگاه مى‌‏کند (مقام معظم رهبری: ۱۲/۲/۱۳۸۷).

بر این اساس، معظم‌­له اساس انقلاب اسلامی را انسان­‌سازی می­‌دانند؛ انسان­‌سازی – به تعبیر خودشان- به معنای تعمیر دل و آبادکردن جان[۱] . اهمیت این موضوع – در گفتمان ولایت- تا آنجاست که اگر چنین امری در یک انقلاب محقق نشود، می‌­تواند به منزله­‌ی شکست آن قلمداد شود.

براى یک انقلاب، انسان‌‏سازى از همه چیز مهم‏تر است. اگر انقلاب، انسان‏‌سازى نکند، هیچ کارى نکرده است. اگر کسى فکر بکند، دلیل این معنا واضح است. یعنى این حرف، واقعاً استدلال نمى‌‏خواهد؛ چون دنیا بدون انسان صالح، یک پدیده‏‌ى بى‏‌جان و کور و تاریک است. آن چیزى که به عالم خاکى جان مى‏‌بخشد، ارزش مى‏‌دهد، نور مى‌‏دهد و معنا و مضمون به وجود مى‌‏آورد، انسان است. «انّى جاعل فى الأرض خلیفه»[۲]. جانشین، عنوانى است که خدا به انسان داده است. این جانشین را کجا گذاشته‌‏اند؟ «فى الأرض». ارض بدون این جانشین، چیست و چه ارزشى دارد؟(مقام معظم رهبری: ۱۰/۱۰/۱۳۶۹).

از این رهگذر، ورود به مساله­‌ی «امنیت» و «امنیت­ ملی» ماهیت و چگونگی مباحث را روشن می­‌سازد. مبانی تحقق امنیت­ ملی در جوامع بشری و یا به بیان دیگر «دولت- ملت­ها»، تابعی از نهاده‌­ها و سازه‌­های موجود در آن جغرافیا می‌­باشد. به دیگر بیان، تحقق و تامین امنیت ملی در هر جامعه‌­ای را می‌بایست تابعی از نهاده‌­ها و سازه‌­های مادی و معنوی آن جامعه دانست؛ آن نهاده­‌ها و سازه‌­ها را می‌­توان به صورت کلی به دو دسته­‌ی «عمومی» و «اختصاصی» تقسیم نمود. نهاده‌­ها و سازه‌­های عمومی در تحقق امنیت ملی، عناصر و متغیرهایی هستند که در همه‌­ی جوامع بشری قابل شناسایی و در عین حال، اثرگذاری بوده و نهاده‌­ها و سازه­‌های غیرعمومی و اختصاصی، آن دسته­ از متغیرها و عناصری می­‌باشند که از وجوه ممیزه­‌ی یک جامعه نشات گرفته و بر این اساس جزو عوامل انحصاری تحقق امنیت در سطح ملی برای آن جامعه قلمداد می‌­گردد.

در حال حاضر نهادها و ساختارهای آموزشی در همه جای دنیا به عنوان یکی از ارکان امنیت آفرین در سطوح و حوزه‌­های مختلف آن به حساب می‌­آید، این یعنی متغیر عمومی مداخله­‌گر در بین سایر جوامع.  این در حالی است که در گذشته امنیت و تحقق امنیت­ ملی با قوه­‌ی قاهره حکومت­‌ها و وضعیت ساز و برگ­ نظامی آنان سنجیده می­‌شد.

بالدوین در این مورد می‌نویسد: نویسندگانی که اخیرا‌ً به این رشته پرداخته‌اند، هدف بودن امنیت را فراموش کرده و این رشته را کلاً بر اساس ابزارهای امنیت بدین صورت تعریف می‌کنند: «بررسی تهدید، کاربرد و کنترل نیروی نظامی». دلایل تأکید بر ابزارها به جای هدف‌ها امری بدیهی نیست. یک دلیل نسبی برای تأکید بر نیروی نظامی را می‌توان این دانست که معمولاً منافع امنیت با «منافع حیاتی» یکی قلمداد می‌شود. از آنجا که منافع حیاتی نوعاً‌ منافعی تعریف می‌شود که یک کشور مهیای کاربرد زور برای تضمین آنهاست، بروز نوعی خلط مبحث میان ابزارها و اهداف تقریباً گریز‌ناپذیر است. به علاوه امنیت خود دارای ابزار و لوازمی است که عبارتند از:

  1. خشونت و زور (ابزارهای نظامی و قوه قهریه)؛
  2. آموزش و پرورش؛
  3. تغییر شرایط و رفع موانع نیازهای اولیه انسانی؛
  4. مقررات و قوانین؛
  5. عرف و سنت، ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی؛
  6. عقاید و احکام مذهبی؛
  7. قواعد اخلاقی؛
  8. منزلت موقعیت اجتماعی (اساتید، معلمان، بزرگان دینی و سیاستمداران)؛
  9. الگوهای تربیتی عاطفی و احساسی؛
  10. وسایل ارتباط جمعی.

مطابق موارد فوق تنها یکی از ده ابزار امنیتی، ابزارهای نظامی و قوه قهریه است و نُه مورد دیگر به امور اجتماعی، فرهنگی و فردی باز می‌گردد. در یک بررسی کلی از انواع مختلف امنیت در‌می‌یابیم که نقش آموزش در تحقق هر یک از آنها غیرقابل انکار است. امنیت و شغل، امنیت تجارت و مبادلات اقتصادی، امنیت سرمایه‌گذاری و پس‌انداز، امنیت فکری و عقیدتی، امنیت مدنی و اجتماعی (آزادی عقاید، مساوات و دموکراسی)، امنیت سیاسی، امنیت بهداشتی (سلامتی جسم، مصونیت در مقابل بیماری‌ها)، امنیت طبیعی (محیط زیست، مصونیت در برابر حوادث طبیعی مانند: سیل، زلزله و…)، منوط به آموزش‌های مراکز آموزشی، به‌ویژه دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی و شبکه‌های تولید علم و دانش و… هستند. بنابراین نقش مدارس و به‌ویژه دانشگاه‌ها در ایجاد امنیت در این مقوله بیشتر نمایان می‌شود.

این موارد همه تبیین کننده و توصیف­‌گر متغیر مداخله­‌گر آموزش و تاثیر آن بر تحقق و تامین امنیت ­ملی در جوامع امروزی می‌­باشد؛ نکته بسیار مهم و حائز اهمیت در این نوشتار، تبیین و توصیف متغیر مداخله­‌گرِ «پرورش» یا «تربیت»، آنهم با قید «اسلامی» در فرآیند تحقق و امنیت‌­آفرینی برای نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران در سطوح مختلف آن به عنوان یک متغیر «اختصاصی» می‌­باشد. این بحث از دو منظر «ساختاری» و «کارکردی» یا همان «شکلی» و «محتوایی» قابل تبیین می‌­باشد.

بحث ساختاری یا شکلی آن،  ناظر بر سازه­‌های «سازمانی» و «انسانی» است که متولی آموزش‌دادن و پرورش نمودن افراد و مخاطبین به گونه‌­ای که نتیجه­‌ی آن تامین امنیت در سطوح مختلف به ویژه «ملی» باشد؛ و بحث کارکردی یا محتوایی آن،  ناظر بر «پیام­ها»، «مفاهیم» و «گذاره­‌هایی» است که توسط سازه­‌های متولی دریافت، تولید و با سازوکارهای مخصوص به خود، به مخاطبین منتقل و از درون آنان موجبات جوشش «امنیت» ­شود.

این سازه­‌های متولیِ تعلیم و تربیت در نظام مقدس جمهوری اسلامی شاملِ نهادهای فرهنگی مختلف همچون وزارت آموزش و پرورش؛ وزارت علوم، تحقیقات و فن­آوری؛ وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی؛ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی؛ سازمان تبلیغات اسلامی؛ دفتر تبلیغات اسلامی؛ حوزه‌های علمیه؛ صدا و سیما؛ وزارت ورزش و جوانان؛ مجلس شورای اسلامی؛ حوزه‌­های فرهنگی- اجتماعی شهرداری­‌ها؛ شورای عالی انقلاب فرهنگی و… و مسئولین و کارمندانی که در این ساختارها به انجام وظایف و نقش­های اجتماعی مختلف خود می‌­پردازند، می­باشد؛ البته این امر به معنای عدم وظیفه و رسالت سازمان­‌های اطلاعاتی، امنیتی و نظامی در این حوزه- تعلیم و تربیت- و واگذاری آن به سازمان­‌های فرهنگی نمی­‌باشد بلکه به معنای تغییر و اصلاح کارویژه­‌های آنان منطبق با شرایط و مقتضیات زمان می‌­باشد؛ به بیان دیگر، سازمان­‌های مذکور می­‌بایست کارویژه‌­های ذیل را به مجموع کارکردها و وظایف خود اضافه نمایند :

  • تعامل سازنده با نهادهای تعلیمی و تربیتی
  • در اختیار گذاردن تجارب و محتواهای به دست آمده در خلال انجام فعالیت­‌های خود با هدف بازآفرینی آنان در راستی تحقق امنیت با رویکردهای فرهنگی
  • ورود به عرصه­‌های مختلف تربیتی و مبادرت به انجام فعالیت‌­های فرهنگی همچون برگزاری کارگاه­‌های مهارتی- توجیهی؛ ساخت فیلم­‌ها و سریال‌ها؛ برگزاری جلسات و نشست­‌های تخصصی؛ گفتگوی رو در رو و بی­‌واسطه با مخاطبین بر اساس تهدیدات شناسایی شده در پیش روی آنان
  • ارتقاء سطح دانش و آگاهی پرسنل و کارمندان خود

از سوی دیگر و در مقابل، محتوایی که در اختیار این ساختارها قرار م‌ی­گیرد و آنان پس از عمل‌­آوری و پردازش، به افراد جامعه – که مخاطبین و دریافت‌کنندگان اصلی امنیت می‌­باشند- منتقل می­‌کنند، همگی و به تمامه برگفته از «مفاهیم»، «گزاره­‌ها»، «آموزه‌­ها» و «احکام» دین مقدس اسلام- با قرائت ناب آن- می­‌باشد.

آن عاملى که مى‏‌تواند بشر را نجات بدهد، آن دست قدرتمند و معجزه‌‏گر، جز اسلام ناب و قرآن کریم و احکام مقدس آسمانى نیست. بشر حقیقتاً در سختى و بدبختى است. اکثریت انسانها مورد ظلمند. بخش اعظم طیبات روى زمین، به انسانهاى خبیث اختصاص پیدا مى‏‌کند. عدل در دنیا نیست. علاوه بر اینکه عدل نیست، شعور به فقدان عدل هم نیست و مهم‏تر اینکه نجات‏بخش را هم که اسلام و قرآن و احکام الهى است کسى در دنیا درست نمى‏‌شناسد. با استنباط از بینش قرآنى، برحسب تکلیف و تحلیل تاریخى، اسلام باید ملتها را نجات بدهد (مقام معظم رهبری:۵/۸/۱۳۶۹).

این یعنی تعریف از امنیت، ماهیت و مبانی آن در جغرافیای سیاسی ما – ایران – معنایی متفاوت با آنچه در نظام بین­‌الملل از آن یاد می­‌شود، دارد؛ به بیان دیگر، شناخت، باور و عمل به این محتوا – یعنی اسلام – به ذات برای فرد و جامعه در سطح متناسب با آن امنیت به ارمغان می­‌آورد.

حضرت امیرالمومنین، علی بن ابیطالب علیه‌­السلام، از دریچه‌­ی «امنیت» و « آسایش» دنیا را چنین توصیف می‌­نماید:

«دنیا خانه‌‏اى است پیچیده به بلا و معروف به خیانت. احوالش پایدار نمى‌‏ماند و اهلش جان سالم به در نبرند. حالاتى است گوناگون و نوبت‏‌هایى است متغیّر. زندگى در آن ناپسند است و امنیت‏ در آن نایاب. مردمش آماج تیر بلایند، که تیرهایش به سوى آنان نشانه مى‌‏رود و با مرگ نابودشان مى‌‏کند».

پس از این، حضرت یگانه راه خلاصی از چنین وضعیتی و چشیدن طعم شیرین امنیت و آسایش را جلب رضایت خداوند از طریق «عمل به اوامر» و «ترک نواهی» می‌­داند و می‌­فرمایند:

«خشنودى او مایه امنیّت‏ و رحمت است».

و از همین منظر و بر این اساس که علی علیه­‌السلام عین دین و محبت به او و تبعیت از او تمام دین است، پیامبر صل­‌الله­‌علیه‌­وآله می­‌فرمایند:

«کسى که على علیه السّلام را در زمان حیات و بعد از مماتم دوست بدارد مادامى که خورشید طلوع و غروب مى‏کند حقّ تعالى برایش امنیت‏ و ایمان قرار مى‌‏دهد».

انتقال این معنا توسط متولیان حوزه­‌های فرهنگی و امنیتی به افراد و سازه‌­های نظام اجتماعی موجبات به وجود آمدن امنیت تا سرحد پایدار آن می‌­گردد؛ در این میان، آموزش و پرورش – و در مقیاس وسیع­تر، نظام تعلیم و تربیت کشور- مهم­ترین و موثرترین سازه­‌ای است که پس از دریافت مفاهیم و محتوای مذکور، مراتب را به مخاطبین براساس وضعیت دانشی و بینشی‌شان منتقل و پس از درونی نمودن آنان موجبات به وجود آمدن امنیت در سطح فردی، منطقه­‌ای، ملی و حتی فراتر از آن را فراهم می‌­نماید.

در مقابلِ این مجموعه از خدمات نظام فرهنگی (تعلیم و تربیت)، نهاده‌­های اطلاعاتی و امنیتی نیز با استقرار قابل قبول امنیت و احساس آن، به رشد، تکامل و بالندگی آن نظام کمک و در مجموع، وجود این تعامل دو سویه موجبات «ارتقاء سطح امنیت و پایداری آن» از سویی و «افزایش بهره‌­وری و تکامل آموزش و پرورش» از سوی دیگر در کشور می­‌گردد.

دکتر سیدعبدالهادی رضوی

 

[۱] اساس انقلاب اسلامى هم بر انسان‏‌سازى است؛ و انسان‏‌سازى در مرتبه‏‌ى اول، تعمیر دل و آباد کردن جان است. دنیایى که در آن زر و زیور و نعمت باشد، اما انسان از انسانیت و اخلاق و دیندارى بهره‌‏اى نبرده باشد، این دنیا به اهل دنیا هم لذتى نخواهد داد؛ آسایشى به بشر نخواهد بخشید (مقام معظم رهبری: ۱۹/۱۰/۱۳۷۰).

[۲]  بقره/ ۳۰