تأثیر جنگ اوکراین بر نظام بین‌الملل و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران

ریسپاد اپیزود ۸ – تأثیر جنگ اوکراین بر نظام بین‌الملل و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران

جنگ اوکراین آثار و پیامدهای کوتاه مدت و بلند مدت زیادی بر نظام بین‌الملل دارد. این تأثیرات در نقش و جایگاه قدرت‌های بزرگ، ظهور بازیگران جدید و افزایش نقش انها، وجوه و ابزارهای قدرت، اصول و قواعد حاکم بر نظام بین‌الملل، توزیع مناسبات قدرت و در نهایت تکوین نظام بین‌الملل مشهود است.

گوینده: دکتر محمود یزدان‌فام – عضو هیئت علمی پژوهشکده مطالعات راهبردی

ریسپاد – رسانه صوتی پژوهشکده مطالعات راهبردی

کانال ریسپاد در سامانه شنوتو

فضایی

بازگشت به رقابت‏‌های آغازین عصر فضا و امنیت ملی ایران

در کشاکش تنش‏‌هایی که احتمال رویارویی ایالات متحده و روسیه را در پشت صحنه تراژدی‏‌های حال حاضر خاورمیانه افزایش داده است، ایالات متحده رقیب دیرینه خود در عرصه فعالیت‏‌های فضایی را در کنار چین، کره شمالی، سوریه، سودان و ایران در لیست سیاه عدم همکاری در زمینه پرتاب‏‌های فضایی قرار داده است.

اتخاذ چنین سیاستی، بیش از هر چیز در تداوم فرمان تشکیل ارتش فضایی به‏‌عنوان یکی از یگان‏های نیروی مسلح این کشور قرار می‌‏گیرد که توسط دونالد ترامپ رئیس ‏جمهور وقت در فوریه سال ۲۰۱۸ به امضا درآمده است و واکنشی جدی به تهدیدات برآمده از فضای ماورای جو و دفاع از منافع ملی ایالات متحده محسوب می‌‏شود، در این میان روسیه نیز که به نقش‌‏آفرینی پویا در خاورمیانه به‏‌ویژه در حمایت از ایران در مقابل بدعهدی‌‏های برجام و تحریم‏‌های ایالات متحده تبدیل شده است، در ماه‌‏های اخیر توسعه نیروی هوافضای این کشور را از جمله اولویت‏‌های نظامی خود معرفی کرده است و در این مدت موفقیت‏‌هایی نظیر پرتاب راکت ماهوراه‌‏بر سایوز ۲ روسی و موشک فضایی” پروتن-ام” حامل تلسکوب فضایی” اسپکتر- ار.گ” را به ثبت رسانده است.

چنین تلاش‏‌هایی برای کسب برتری و عدم همکاری در نوع خود نقلی دیگر از روایت رویارویی دو قدرت نام‌‏آشنای جنگ سرد و رقابت‏‌های آغازین عصر فضا است، در حالی‏که در عصر حاضر بازیگران متعددی به عرصه فعالیت‏‌های فضایی پیوستند. در این میان با توجه به آن‏که برخی نظیر ایران از یک سو نخستین گام‏‌های فضایی خود را با همراهی و همکاری روسیه برداشته است، و از سویی دیگر آمریکا فعالیت‏‌های فضایی آن را تهدید خوانده است، نوشتار حاضر به این پرسش پاسخ می‏‌دهد که شدت‌یافتن تنش‏‌ها بین این دو قدرت چه تأثیری بر امنیت ملی ایران دارد؟

فضای ماورای جو عرصه رویارویی روسیه و ایالات متحده

از عصر فضا تاکنون نتایج و دست‏آوردهای حاصل از فعالیت در فضای ماورای جو به‌‏ویژه در بعد نظامی آن، ترغیب‌کننده‏‌ی گسترش فعالیت در این عرصه و فراهم‌کننده‏‌ی فرصتی برای کسب قدرت و پیشی‌گرفتن بر رقبا است. رویارویی ایالات متحده و روسیه در فضای ماورای جو همواره بازتاب رقابت قدرت‏های بزرگ در چارچوب تعریف شده مرشایمر است، در جایی که وی معتقد است گرچه شدت رقابت میان قدرت‏های بزرگ کم و زیاد می‏‌شود، اما آن‏چه که آن‏ها را به رقابت بر سر کسب قدرت دعوت می‏‌کند هراسی است که از یک‏دیگر دارند، هراسی که سیاست‏گذاران فضایی ایالات متحده را برآن داشته است تا در سال ۲۰۱۹، با دورشدن از رقابتی که نخستین‏ بار پرتاب اسپوتنیک در ۱۹۵۷ به کالبد آن جان بخشید و با گذشت چندین دهه مسیرهای همکاری با رقیب خود را مسدود کنند.

ایالات متحده در مقام قدرت‏ بزرگی که همواره خواهان یکه‏‌تازی و کسب هژمونی در نظام بین‏‌الملل است مدت‏هاست حاکم‌شدن بر زمین از طریق سلطه بر فضا را در پیش گرفته است و اقدام آن در جهت تشکیل نیروی فضایی این کشور که به منظور مقابله با فعالیت‌‏های فضایی نظامی رقبای ایالات متحده در این عرصه صورت گرفته است گامی در جهت دنبال‌کردن بالاترین هدف برای هر دولت از نقطه نظر نئورئالیست‏‌ها به‏‌شمار می‌‏رود تا سهم خود از قدرت جهانی را در جهت زوال دیگر دولت‌‏ها به حداکثر برساند.

روسیه نیز در پیمودن مسیر مشابهی در لحن هشدارآمیز خود نسبت به واشنگتن و با تأکید بر عدم تکرار اشتباهات گذشته، روی آوردن به چنین اقداماتی را دعوتی برای رویارویی جدی‏تر در فضا دانسته است، به‏‌گونه‏‌ای که می‏‌تواند توأمان با مخاطرات قابل توجه‏‌تری نسبت به مسابقه تسلیحات هسته‏‌ای باشد، اما این پیشتاز فضایی در راستای تأمین امنیت و کسب منافع ملی، خود نیز اخیراً با تأکید بر توسعه نیروی هوافضای این کشور آن را از جمله اولویت‏‌های نظامی خود معرفی کرده است. در تکمیل بررسی آن‏چه که به‏نوعی رقابت دائمی دو قدرت فضایی تعریف می‏‌شود می‌‏توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • برترین ابزار در شناخت مسیر برگزیده قدرت‏ها برای فعالیت در فضای ماورای جو مرور استراتژی‏‌های فضایی آن‏هاست. مرور سیاست‏‌های اتخاذ شده توسط ایالات متحده از زمان ریاست جمهوری بوش تاکنون افزایش چشم‏گیر وابستگی‏ امنیت ملی این کشور به فضای ماورای را نشان می‏‌دهد اهداف ذکر شده و اصول سیاست فضایی ملی این کشور در سال ۲۰۰۶ نشان می‏‌دهند ایالات متحده که روزی پیش‏گام استفاده صلح‌‏آمیز از فضای ماورای جو محسوب می‏شد، با ایجاد محدودیت بر سر راه دیگر کشورها بزرگ‏ترین حامی تداوم رقابت‏‌های فضایی است. روسیه احیای سیاست فضایی را هم‏گام با احیای قدرت پیشین خود پیش می‏‏‌برد و تأکید بر کنترل تسلیحات متکی بر همکاری دارد، در این زمینه سند تدبیر سیاست خارجی این کشور که در سال ۲۰۱۶ منتشر شده است به خوبی نشان می‌‏دهد روسیه هم‏چنان که تقویت امنیت بین‏‌الملل، تداوم تلاش برای منع رقابت تسلیحاتی در فضا و ارسال تسلیحات توسط دیگر کشورها، دست‏یابی به توافقات بین‏‌المللی در این حوزه و کنترل ظرفیت‏های هسته‏‌ای را مطرح کرده است، در مقابل هرگونه کاربرد و یا حتی تهدید از جانب سلاح‏‌های کشتار جمعی و تسلیحات اتمی، حق استفاده از تسلیحات را برای خود قائل شده است که تأکیدی بر آمادگی برای هرگونه جنگی حتی در فضای ماورای جو از سوی این قدرت و تهدیدی جدی برای هم‌‏بازی‏‌های آن است. بنابراین می‌‏توان چنین بیان کرد که روسیه با تدوین این سند در واکنش به تأثیرات احتمالی تشکیل نیروی فضایی ایالات متحده به‏‌نوعی پیش‌‏دستی کرده و موضع خود را مورد تأکید قرار داده است.
  • اما فعالیت‏های فضایی دو قدرت نیز در نقش مکمل سیاست‏‌های فضایی آن‏ها قرار می‏‌گیرد. برنامه‏‏‌های فضایی نظامی تدوین شده روسیه برای سال ۲۰۳۰ تا ۲۰۶۰ این کشور پس از تقویت تجهیزات زمینی، دریایی، هوایی و شرکت در رزمایش‏‏‌های مشترک نظامی با مصر و چین جهت بررسی دفاع ضد‏موشکی و جنگ الکترونیک، نشان‌دهنده تلاش روسیه برای تقویت بعد چهارم قدرت است. اما رونمایی از موشک قاره‌‏پیمای سارمات روسی که مخرب‌‏ترین موشک هسته‏‌ای جهان معرفی شده است بیش‏تر عزم راسخ روسیه را برای تحکیم موقعیت خود و قابلیت‌‏های آن در اجرای برنامه‏‌های فضایی نظامی منعکس کرد. از طرفی دیگر ایالات متحده که خواستار تقویت قدرت نظامی و هسته‏‌ای و بهره‏‌برداری از فناوری‏‌های نظامی تا سال ۲۰۶۰ شده است ماهواره‏‌هایی نظیر ان- آر- ال۳۷ [۱] با قابلیت‏‏‌های جاسوسی و نظامی را به عنوان آخرین نتایج در کارنامه پرتاب‏‌های خود به ثبت رسانده است.
  • گذشته از سیاست‏‌ها و فعالیت‏هایی ذکر شده که در نوع خود افزایش تخاصمات بین دو قدرت را به نمایش می‏‌گذارند هر دو رقبای جدید‏تری نظیر چین را دارند که نبایستی در محاسبات خود از قابلیت‏‌های نظامی و سیاست‌‏های آن غفلت کنند. افزون بر این شماری از بازیگران تازه‏‌وارد به عرصه فعالیت‏‌های فضایی نظیر ایران مورد توجه هستند که در حال حاضر از حمایت‏‌های سیاسی روسیه در زمین، دریا و هوا و در پی وقایعی مانند آن‏چه که با سقوط پهباد ایالات متحده و اخلال در ناوگان نفت‏کش‌‏های ایران به وقوع پیوست برخوردار است و هم‏چنان که فعالیت‏های فضایی آن از سوی ایالات متحده به عنوان تهدید برشمرده می‌‏شود، پیش‏تر نخستین گام‌‏های فضایی را در تقویت قدرت ملی خود با همراهی روسیه برداشته است و بررسی فعالیت‏های فضایی آن در چارچوب همکاری‏‌ها و مخالفت‌‏ها در این نوشتار یک ضرورت است.

فعالیت‌‏های فضایی ایران در بستر تعامل و تقابل

در سال ۲۰۰۹ ایران با پرتاب نخستین ماهواره ساخت خود با نام امید خواسته مبتنی بر حضور فعال‏‌تر در عرصه فعالیت‌‏های فضایی را به جهانیان اعلام کرد، درحالی‏که پیش‏تر در مقابل نگاه بدبینانه غرب فعالیت‏‌های نخستین خود با نام صلح و امنیت ‏بین‌‏الملل را با همکاری پیش‏گام صنعت فضایی یعنی روسیه در پیش گرفت، در چارچوب چنین تعاملات و تقابلی می‌‏توان فعالیت‌‏های فضایی ایران را به موارد زیر خلاصه کرد:

  • بعد از پرتاب ماهواره مصباح که در سال ۱۹۹۷ صورت گرفت، تأمل‌برانگیزترین نمونه‏‌ی این همکاری‏‌ها به‏‌ویژه در نگاه غرب مربوط به پرتاب سینا-۱ است. از نظر تحلیل‏گران غربی فناوری‏‌های به کار رفته در این نوع ماهواره از قابلیت پرتاب موشک بالستیک برخوردار بودند، و بر همین مبنا ایران را بهره‏‌مند از قابلیت‏‌هایی می‌‏دانستند که ارتقای سیستم موشک شهاب-۳ و دست‏یابی به نمونه‏‌ی نوینی از آن یعنی شهاب-۴ را برای این قدرت نوظهور فضایی به‏‌همراه داشت. اما این قبیل همکاری‏‌های مشترک بیش از همه با مخالفت ایالات متحده همراه بود چرا که روسیه نیز در گذشته پرتاب ماهواره‏‌های کوچک مشابهی را از پایگاه‏‌های نظامی خود تجربه کرده بود. با این وجود موفقیت در پروژه مذکور بستری برای همکاری‏‌های بیش‏تر بین دو کشور را فراهم کرد و چندین بیانیه عمومی از سوی دو کشور مانند توافق ایران و روسیه برای تولید ماهواره‌‏ی پارس (سینا-۲) به تصویب رسید.
  • در تداوم همکاری‏‌های فضایی در اواسط سال ۲۰۰۶ سیستم ماهواره مصباح و زهره نیز جهت توسعه فناوری‏‌های فضایی و پرتاب ارتقا یافت. در حالی‏که ایران اهداف غیرنظامی برای ارتقای این سیستم تعریف کرده بود، برخی با ارائه تعبیری متفاوت از این مقصود، متخصصین ایرانی را متمایل به دست‏یابی بر سیستم هشدار سریع برای مقابله با حملات احتمالی اسرائیل دانستند، که ممکن بود مقصدهای نظامی و هسته‏‌ای ایران را مورد هدف قرار دهد، هم‏چنین ماهواره زهره را نیز توسعه سلاح‌‏های ضدماهواره برشمردند.
  • در تداوم مخالفت‏‌ها با فعالیت‌‏های فضایی ایران در حدفاصل سال‏‌های ۲۰۰۶ تا ۲۰۰۸ حضور بیش از سی‏ هزار متخصص روس در همکاری مشترک با ایران دلیل توسعه فناوری‏‌هایی کاربرد دوگانه برشمرده شد. گرچه در همین دوران مدیر مرکز مطالعات ایرانیان مدرن در روسیه در حالی که ایرانیان را مستعد فرستادن انسان به فضا دانست، هم‏چنان تأکید بر تعهد کشور خود نسبت به تداوم همکاری‏‌های فضایی با ایرانیان داشت.
  • فعالیت مستقل ایران پس از سال ۲۰۰۸، دورشدن از هم‏پیمان فضایی خود و نگرانی امنیتی آن از فعالیت‌‏های فضایی ایران را به دنبال داشت. در این دوران برخی متخصصین نظامی و علمی فضایی روسیه پرتاب‏‌های فضایی ایران را نشانی از حرکت رو به جلوی آن جهت افزایش قابلیت پرتاب‏گرها با قدرت بیش‏تر می‏‌دانستند، برخی دیگر از مقامات رسمی این کشور نگران قابلیت‏‌های ایران برای کاربرد فناوری‏‌های موشکی بودند. در سال ۲۰۰۹ نیز روسیه نسبت به همراهی ایران برای توسعه ماهواره ارتباطات از راه دور زهره تمایلی از خود نشان نداد، و میخائیل مارگلو که ریاست کمیته شورای روسیه در امور بین‏‌الملل را عهده‌‏دار بود، بر عدم وجود دلیلی برای تقویت این باور تأکید داشت که برنامه‏‌های فضایی ایران یک تهدید جهانی باشد.

در تکمیل واکنشی که مقامات روس نسبت به نگران‌کننده نبودن فعالیت‏‌های فضایی ایران برای عرصه بین‏‌الملل داشتند، مدعی شدند پرتاب ماهواره‏‌ها با کاربرد دوگانه از سوی ایران، انگیزه‌‏ی ایالات متحده برای توسعه و به کارگیری سیستم‌‏های ضدماهواره زمین‌پایه آست [۲] را شدت می‌‏بخشد. چنین اقدامی تصویب پیش‌‏نویس معاهده‏‌ی منع استقرار سلاح در فضا، هم‏چنین کاربرد زور یا تهدید از جانب این کشور را نیز در کنفرانس خلع سلاح ژنو همراه با چین و روسیه پیچیده می‏‌کرد.

با این وجود در سال ۲۰۱۲ مصادف با بازگشت جاه‌‏‏طلبانه پوتین و تلاش برای احیای قدرت گذشته این کشور، روسیه خواستار همکاری بیش‏تر با ایران شد. اتخاذ چنین تصمیمی از سوی این مقام یادآور گفته‌‏های وی در سال ۲۰۰۷ در کنفرانس مطبوعاتی تهران داشت. چرا که وی بر طیف وسیع همکاری‏‌های این دو کشور در زمینه فضا، صنعت و پروژه‏‌های زیرساختی تأکید کرده بود. بررسی فعالیت‏‌های فضایی ایران و واکنش‏ قدرت‏ها نسبت به آن در بستری از رقابت‏‌های نامتناهی فضایی بین ایالات متحده و روسیه بیش از همه اهمیت توجه به امنیت ملی ایران در این عرصه را مطرح می‏‌کند.

امنیت ملی ایران  و رقابت‌‏های فضایی

افزایش رقابت‏‌های ایالات متحده و روسیه و در پی آن نظامی‌‏ترشدن فضا خطرات قابل توجهی پیش روی امنیت بین‌‏الملل و امنیت ملی کشورها قرار می‌‏دهد. تنگ‌‏تر و پرمخاطره‏‌ترشدن دامنه رویارویی قدرت‌‏های دیروز و امروز فضایی به‌‏طور روزافزون در نوع خود عرصه فعالیت‏‌های فضایی را برای قدرت نوظهوری نظیر ایران سخت‌‏تر خواهد کرد که خواهان تثبیت جایگاه خود در خاورمیانه و تحقق اهداف ذکر شده در سند چشم‌‏انداز ۱۴۰۴ است تا به جایگاه نخست در منطقه تبدیل شود.

افزون بر این در شرایطی که نگرانی‏‌های امنیتی و  احتمال بروز تنش‏‌های نظامی در تنگه هرمز برای ایران وجود دارد، غفلت از تهدیدهای برجای مانده از افزایش رقابت‌‏های فضایی به‏‌ویژه بین ایالات متحده و روسیه برای ایران نیز جایز نخواهد بود. در واکاوی افزایش تنش بین دو قدرت فضایی و تأثیری که بر امنیت ملی ایران خواهد داشت می‏توان به تهدیدها و راه‏کارهای مقابله با آن‏ها اشاره کرد:

  • گسترده‌شدن رقابت‏ها در فضای ماورای‏جو، بیش از هر چیز امنیت ملی کشورهایی را متزلزل خواهد کرد که علی‏‌رغم واقف‌بودن به اهمیت این حوزه، از پیشرفت و توسعه دانش و فناوری‏‌های بومی به شکل مستقل بازمانده‌‏اند. بر این اساس تدوام بخشیدن به فعالیت‌‏هایی که در راستای افزایش سطح دانش بومی و کاربردی کردن آن هستند، امری ضروری تلقی می‌‏شود. تلاش برای ساخت ماهواره پیام ۲ با وجود در مدار قرار نگرفتن پیام۱ و دوستی در اواخر سال ۹۷ و ثبت نقاط مداری به نام ایران نشان‏گر مستحکم‏‌ترشدن گام‏‌های ایران برای پیشرفت در این عرصه و حرکتی رو به جلو به‌‏ویژه پس از وقفه‌‏ای است که در سال‌‏های اخیر در فعالیت‏‌های فضایی ایران حاکم بوده است. افزون بر این، پیمودن چنین مسیری بایستی علی‏رغم تأثیر تحریم‏‌های ایالات متحده و پیامدهای منفی و نابسامانی‏‌های برجای مانده از آن‏ها تداوم یابد و ایران به خوبی میل و اراده پیشرفت توسط بازیگری را به نمایش بگذارد که از دست‏یابی بر فناوری‏‌های برتر به واسطه تحریم‏‌ها محروم است.
  •  با وجود آن‏که همواره فعالیت‏های فضایی ایران تهدیدی برای صلح و امنیت‏ بین‌‏الملل از جانب ایالات متحده خوانده شده است، در مقابل توسعه‏‌ی فناوری‏‌های چالش‌‏برانگیز ایالات متحده‏ نظیر راکت‏هایی که شمار آن‏ها رو به افزایش است، و بهره‌‏برداری نظامی از پرکاربردترین فناوری فضایی یعنی ماهواره‏‌ها به‏‌ویژه استفاده از ماهواره‌‏های جاسوسی، خالق تهدیدهای امنیتی نوینی برای ایران است، و در چنین وضعیتی نباید از پیش‏برد تدابیر امنیتی در فضای ماورای جو در کنار سایر عرصه‏‌ها در وضعیت کنونی غفلت کرد.
  • در نگاه به همکاری‏‌های ایران و روسیه بایستی متذکر شد که ایران در مقام شریکی منطقه‌‏ای برای روسیه، از جایگاه درخور توجهی جهت مقابله با نفوذ آمریکا در آسیای مرکزی، قفقاز، خاورمیانه و خلیج فارس برخوردار است، در حوزه فعالیت‏‌های فضایی نیز از مرور تعاملات فضایی این کشور با ایران می‌‏توان چنین برداشت کرد که روسیه تنها در دوران مطرح‌بودن منافع خود، پایبند به همراهی ایران در مقابل مخالفت‌‏های غرب به ویژه ایالات متحده به‏ عنوان رقیب فضایی خود بوده است، بر این اساس در پیش‏‌گرفتن همکاری‏های فضایی مطابق با اصول سند توسعه هوا و فضا بایستی بر مبنای عدم وابستگی به دانش و فناوری‏‌های بیگانگان صورت بگیرد، بر این اساس ضرورت دارد تأمین منافع ملی در روابط با قدرتی نظیر روسیه در کانون سیاست‏گذاری‏‌ها قرار گیرد، تا در صورت دورشدن ایران و روسیه و یا حتی مخاصمه‌‏آمیز شدن روابط آن‏ها، حضور جدی و فعالیت مستقل خود در این عرصه را تداوم بخشد.
  • گزینه تأمل برانگیز دیگر برای فاصله‌گرفتن از نتایج مخرب رقابت‏های فضایی، تأکید بر خواسته ایران مبتنی بر صلح‏‌آمیز بودن فعالیت‏های فضایی به‌‏ویژه از سوی ایالات متحده و روسیه است که با وجود تأکید بر این مسئله در استراتژی‏‌های فضایی خود عمل‏کرد معکوسی دارند. بدین ترتیب ایران با حضور جدی‏تر در مجامع بین‌‏المللی و مشارکت در فعالیت‏‌های که با هدف منع تسلیحاتی‌شدن فضا برگزار می‏‌شوند، همراه با یادآوری ورود صلح‏‌آمیز خود به این عرصه می‌‏تواند این کشور را به‏‌عنوان پیشتاز در حفظ صلح‏ فضایی به جامعه‏‌ی جهانی معرفی کند. 

نتیجه‏‌گیری

ادعای ایالات متحده و روسیه مبتنی بر تقویت  قابلیت‏های نظامی و افزایش سطح آمادگی آن‏ها  به‌‏گونه‏‌ای تداعی‌کننده جنگ سرد و بازسازی روابط دو قدرت در آن دوران و در سایه قراردادن همکاری‏‌های سستی است که تاکنون در این عرصه انجام داده‌‏اند. از آن‏‏جایی که افزایش قدرت نظامی دولت‏‌ها به شکل یک تهدید به نوعی فراخوانی برای سایر دولت‏هاست تا در راستای بقا، تأمین و حفظ امنیت و منافع خود به ارزیابی تأثیر تغییرات بپردازند، جهت آمادگی برای مقابله با سیاست‏‌های نوینی که امکان دارد ایالات متحده و روسیه در همین مسیر در پیش بگیرند، با درنظرگرفتن کنش‏‌ها و واکنش‏‌های احتمالی در این عرصه تدوین یک استراتژی فضایی را برای ایران بیش از عملی‌کردن هر راه‏کار دیگری ضروری می‏‌سازد و تدوین استراتژی فضایی کارآمد متکی به بررسی استراتژی قدرت‏های بزرگ در فضای ماورای جو است.

افزون بر این، متأثر از افزایش رقابت‌‏های فضایی هم‏چنان که فعالیت‏‌های فضایی ایالات متحده برای ایران چالش‌‏برانگیز خواهد بود، نزدیکی به روسیه نیز به معنای دوری از تهدیدهای برجای مانده از فعالیت‏‌های نظامی این قدرت در فضایی ماورای جو نخواهد بود. تلاش برای فعالیت مستقل و تأکید بر صلح‏‌آمیز بودن فعالیت‏ها در فضای ماورای جو از اهمیتی اساسی برای حضور مستمر در این عرصه برخوردار است، در این راستا اجراشدن طرح‏‌های فضایی و فناوری‏‌هایی که از قابلیت کاربرد در مقابل تهدیدها برخوردارند را تبدیل به اولویتی در سیاست‏گذاری فضایی می‌‏کند.

گلاره رستگارنیا

 

پی‌نوشت‌ها؛

[۱] – NROL-37

[۲] – ASAT

اخلال سایبری در انتخابات؛ لزوم تدارک و پیشگیری

آخرین انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده از جوانب گوناگونی مورد توجه تحلیل‏گران و کارشناسان قرار گرفت. یکی از مهمترین وجوه انتخابات مزبور، شائبه دخالت روسیه در روندهای مختلف برگزاری آن بود که گشوده‌‏شدن مرزهایی جدید در فضای سایبری را به دنبال داشته و مشخص ساخت که فضای مجازی می‌‏تواند در تعیین مولفه‏‌های حاکمیتی نقش داشته باشد.

تلاش برای اثرگذاری در نتایج انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده امریکا که با هدف فراهم‌‏کردن زمینه برای پیروزی دونالد ترامپ، نامزد جمهوری‏خواهان انجام شد، دست کم در دو قالب رخ داد. نخست، هک و نفوذ به صندوق‏‌های ایمیل‏ افراد و نهادهای سیاسی و نیز سامانه‏‌های مرتبط با انتخابات در ایالات متحده آمریکا و انتشار ایمیل‏‌های مزبور پیش از مجمع حزب دموکرات با هدف دامن‌‏زدن به اختلاف‌‏ها و اعتراض‏‌ها در این حزب. و دوم، تولید هزاران پست فیسبوکی، توییتری و … با هدف هدایت افکار عمومی امریکاییان به نفع ترامپ و ضرر کلینتون.

نهادها و مقاماتی نظیر ستاد انتخاباتی حزب دموکرات، وزارت امنیت میهنی[۱] و نیز سازمان اطلاعات ملی آمریکا با اشاره به این اقدام به عنوان «پویش بزرگ دهه»، تأکید نمودند که مطمئن شده‏‌اند که مقامات ارشد کرملین در این حمله‌‏های سایبری دخالت داشته‌‏اند، چراکه گستره و حساسیت این اقدامات به اندازه‌‏ای بالا بود که فقط مقامات عالی‏رتبه روسی می‏‌توانستند مجوز انجام آن را صادر کنند. البته، در این میان مقامات دولتی بر این نکته نیز تأکید کردند که با توجه به عدم تمرکز نظام انتخاباتی آمریکا و نظارت‏‌های متعدد، امکان تغییر در آرا و یا نتایج انتخابات بسیار اندک است. مقامات روسیه نیز با تکذیب اتهامات مزبور، هر گونه احتمال مشارکت دولت یا نهادهای دولتی روسیه در انتخابات ایالات متحده را رد کردند.

در هر حال، پس از کش و قوس‌‏های فراوان، ایالات متحده رسماً روسیه را به حمله سایبری به این کشور متهم کرده و ۳۵ دیپلمات روس را به دلیل دخالت دولت روسیه در انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده از طریق هک‌‏کردن سیستم اینترنتی کمپین انتخاباتی هیلاری کلینتون و حزب دموکرات، از این کشور اخراج کرد. پس از رخدادهای مزبور، اغلب کشورهای قدرتمند اروپایی، ضمن انتشار اخبار مشابهی از تلاش برای هک سیستم‏‌ها و یا اثرگذاری در امور داخلی‌‏شان، نسبت به خطر حملات سایبری روسیه هشدار دادند. به عنوان مثال، وزیر دفاع بریتانیا، نسبت به حملات سازمان‌‏یافته روسیه هشدار داده و روسیه را کشوری نامید که از اطلاعات غلط به عنوان سلاح استفاده می‌‏کند و به وضوح در صدد تضعیف پیمان ناتو و ایجاد بی‌‏ثباتی است. صدر اعظم آلمان نیز با اشاره به اینکه «حملات سایبری روسیه بخشی از زندگی روزمره شده است»، از ضرورت یادگیری راه‌‏های مقابله با آنها سخن گفت.

فارغ از صحت و سقم اتهامات مزبور و صرف نظر از چالش‌های دیپلماتیک میان روسیه و ایالات متحده و برخی کشورهای اروپایی، نمونه‏‌ای که به اجمال از نظر گذشت، یکی از نمونه‏‌های برجسته و معاصر عملیات روانی پنهان است که به مدد فضای مجازی و شبکه‌‏های اجتماعی آن امکان تحقق پیدا کرده است. برخلاف روش‌‏ها و ابزارهای آشکار جنگ نرم نظیر استفاده از شبکه‌‏های رادیویی و تلویزیونی، عملیات روانی پنهان از طریق فضای مجازی، به دلیل آنکه منبع عملیات و نشر اخبار در آن ناشناخته است، حساسیت متناسبی در مخاطب نسبت به اعتبارسنجی برنمی‏‌انگیزد. به این ترتیب، باورپذیری چنین اخبار و گزارش‌‏هایی بسیار افزایش می‌‏یابد و دولت‏‌های رقیب یا متخاصم می‌‏توانند با سهولت بیشتری در اذهان شهروندان اثر بگذارند. به این ترتیب، افکار، احساسات و نهایتاً رفتار شهروندان بازیچۀ برنامه‌‏ریزان جنگ روانی شده، زمینه سلب اعتماد مردم نسبت به نظام و مسئولان و نهادهای آن فراهم شده، و یأس و نومیدی نسبت به آینده به جای آن می‌‏نشیند. در این نوع از عملیات، عموماً چنین وانمود می‏‌شود که منبع انتشار خبر و گزارش، شهروندان و … داخلی هستند و قصدی جز روشنگری پشت آن نیست. برخی از نمودها و مکانیزیم‏‌های اثرگذاری جنگ عملیات روانی از این قرارند:

  • شایعه‌‏سازی و نشر اکاذیب نسبت به مسئولان و نهادهای نظام و بدبین‌‏سازی مردم نسبت به آنها و عملکردشان؛
  • ایجاد خدشه در روحیه و اراده کارگزاران نظام و تضعیف آن؛
  • شخصیت‌‏سازی کاذب از افراد و جریان‏‌های خاص در میان مردم؛
  • ایجاد هراس و تردید در دل شهروندان نسبت به آینده کشور؛
  • تشدید معضلات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و تبدیل آن به بحران.
  • ایجاد بی‏‌تفاوتی در میان نخبگان و سرمایه‏‌گذاران و ترغیب آنها برای مهاجرت و ترک کشور؛
  • تحریک به شورش و ایجاد ناآرامی و… .

تلاش برای تأثیرگذاری در تصمیم‌‏گیری شهروندان سایر کشورها با استفاده از شبکه‏‌های مجازی، که نمونه بارز آن در انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده رخ داد و فضای سیاسی و حاکمیتی آن را پس از گذشت نزدیک به دو سال هنوز با خود درگیر نگه داشته است، سیاستگذاران ایرانی را به تأمل، هوشیاری و اقدامات پیشگیرانه فرا می‏‌خواند؛ به ‏ویژه آنکه گزارش‏‌های اطلاعاتی کشورهای مختلف دربردارندۀ این پیش‌‏بینی است که به احتمال زیاد در آینده نیز انتخابات دیگر کشور‌ها مورد هدف قرار خواهد گرفت. همانطور که سازمان‏‌های اطلاعاتی ایالات متحده در مورد پرونده نفوذ در انتخابات ریاست جمهوری اخیر تأکید کردند، مداخله در انتخابات می‌‏تواند توأمان تضعیف اعتماد به روندهای انتخاباتی و نیز بدنام‌‏کردن یک یا چند تن از نامزدها برای افزایش شانس نامزدی خاص را هدف گرفته باشد. در مورد انتخابات ایالات متحده و یا مورد رفراندم برگزیت، شاهد بودیم که هکرها حتی مستقیماً روند اجرایی شمارش آرا را هدف قرار نداده بودند که البته لزوماً به معنای منتفی‌‏بودن آن در آینده نیست.

با توجه به تجارب حاصل از دخالت سایبری در انتخابات و رفراندم‌‏های برگزارشده در کشورهای دیگر، می‌‏توان راه‏کارهایی را جهت آمادگی برای سناریوهای محتمل و برگزاری مطلوب و ایمن انتخابات در کشور پیشنهاد کرد:

ارتقاء فرهنگ انتخاباتی و تصمیم‏‌سازی؛ برخی تحلیل‏‌ها و گزارش‌‏ها حاکی از این نکته بوده است که کاربران رسانه‏‌های اجتماعی، با دریافت پول، متون خاصی را در شبکه‏‌های اجتماعی پست و یا لایک کرده‏ بودند. بدیهی است اثر این‏گونه پست‏‌ها، هنگامی بیشتر می‏‌شود که به گروه‏‌های مرجع یا سلبریتی‏‌ها تعلق داشته باشد. با توجه به اثرگذاری شدید سلبریتی‌‏ها در افکار عمومی، ضروری است هم سیاستگذاران کشور و هم فعالان رسانه‏‌ای و سیاسی و سایر گروه‏‌های مرجع نسبت به سازوکار این تأثیرگذاری تمهید کرده و پیشاپیش آثار سوء آن را به حداقل برسانند.

افزایش توان علمی و فنی در دستگاه‏‌های اجرایی؛ با توجه به اینکه بخش قابل توجهی از برنامه‏‌های هک، فیشینگ و… با سوءاستفاده از ضعف فناوری و یا سهل‏‌انگاری مجریان در رعایت اصول امنیت سایبری امکان موفقیت می‌‏یابند، آموزش بهنگام دست‏‌اندرکاران، ارتقاء توان فنی دستگاه‌‏های اجرایی و رعایت دقیق پروتکل‏‌های امنیت سایبری از جمله مواردی است که می‌‏تواند زمینه آسیب‌‏پذیری فنی را به حداقل برساند، به ‏ویژه آنکه برگزاری الکترونیکی انتخابات در سال‏‌های اخیر در دستورکار قرار گرفته است. به عنوان مثال، در روزها و هفته‏‌های اخیر، شبکه‏‌های بزرگ اجتماعی نظیر فیسبوک و توییتر، سخت‏گیری‎های بیشتری -نظیر بررسی صحت شماره‌‏ها و ایمیل‏‌های ثبت‏‌نام‌‏کنندگان، اسپم‌‏کردن دائمی مزاحمان، حذف اکانت‏‌های جعلی یا غیرفعال- را در دستور کار قرار دادند که عموماً با هدف کاهش آسیب‏‌پذیری در مقابل تبلیغات/ عملیات روانی انجام گردیده است.

بذل توجه هرچه بیشتر مسئولین نسبت به ظرفیت‏‌ها و ظرافت‏‌های فضای مجازی برای عملیات روانی؛ راهبردهای روانی، همواره بخشی مهمی از امر حکمرانی بوده‌‏اند، اما واقعیت این است که فضای مجازی زمینه بسیار مساعدتری برای این امر مهیا کرده است. بنابراین لازم است مسئولین و سیاستگذاران کشور تحولات جدید حاصل از ترکیب استراتژی‏‌های روانی با ظرفیت‏‌های فضای مجازی را در کنار سایر ابزارهای قدرت ملی مورد توجه بیشتر قرار دهند.

تقویت اعتماد نهادی؛ موفقیت نسبی یا کامل هر گونه عملیات یا راهبرد روانی، مستلزم وجود حداقلی از زمینه‏‌های روانی در میان شهروندان است. بنابراین، مسئولین و نهادهای برگزارکننده انتخابات می‏‌توانند با درک حساسیت و اهمیت مسئله، از هم‌‏اکنون ضمن تلاش حداکثری برای رفع نواقص شناخته‏‌شده در سازوکارهای انتخاباتی، ضمن تقویت و تثبیت اعتماد میان مردم و خود، هر گونه زمینه را برای اثرگذاری سوء درباره نامزدها یا رویه‏‌ها، ایجاد تردید، دعوت به اعتراض و یا ناآرامی در میان شهروندان از طریق عملیات پنهان سایبری، به حداقل برسانند.

گروه مطالعات ایران پژوهشکده مطالعات راهبردی

[۱] . Homeland Security

تحلیلی بر مواضع و رفتار روسیه در رابطه با ایران

برخی از رفتارها و مواضع اخیر روسیه در رابطه با جمهوری اسلامی ایران، بار دیگر به بحث تکراری قابل اطمینان ‏بودن یا نبودن مسکو در میان طیفی از نخبگان ایرانی دامن زده است. ماجرا از آنجا آغاز شد که روس‏‌ها به اقدام اسرائیلی‏‌ها در حمله به اهدافی در خاک سوریه که گفته می‏‌شود تلفاتی را به نیروهای ایرانی و متحدان آنها وارد کرد، پاسخ ندادند. حتی برخی معتقدند که روس‌‏ها از قبل در مورد حملات اسرائیلی‌‏ها آگاهی داشتند، ولی ایران را در جریان این مسئله قرار ندادند. طرح بحث لزوم خروج نیروهای خارجی از سوی رئیس جمهور روسیه در پی دیدارش با بشار اسد و پس از آن، تأکید صریح الکساندر لاورنتیف، نماینده ویژه پوتین در امور سوریه، بر خروج نیروهای خارجی غیرروسی از جمله نیروهای ایرانی و حزب‌‏الله لبنان از سوریه، باعث تقویت بدگمانی نسبت به نیات روس‌‏ها در میان ایرانی‌‏ها شد؛ به‏ طوری که حتی سخنگوی وزارت خارجه ایران نیز واکنش نشان داد و اعلام کرد: «ایران تا زمانی که نیاز باشد و خطر تروریسم در سوریه باشد و دولت سوریه از ایران بخواهد به کمک‌های خود به این کشور ادامه بدهد، در سوریه باقی می‌ماند».

البته در طرف مقابل نیز‏ دیمیتری پسکوف، سخنگوی دولت روسیه، اعلام کرد که «سخنان پوتین درباره لزوم خروج نیروهای خارجی از سوریه مربوط به کشورهایی است که نیروهای نظامی‏شان به صورت غیرقانونی در آنجا حضور دارند». با وجود این، تردیدها و بدگمانی‏‌ها در مورد مواضع متناقض روس‏ها در رابطه با حضور ایران در سوریه هنوز باقی است. علاوه بر بحث سوریه، برخی از مواضع نه چندان شفاف مقامات روسیه در رابطه با برجام نیز بر نارضایتی و بدگمانی ایرانی‏‌ها نسبت به روس‏‌ها افزوده است. برای نمونه، واکنش دیمیتری پسکوف به شروط وزیر خارجه آمریکا برای جمهوری اسلامی ایران مسئله‌‏ساز شد؛ هرچند گفته شد که سخنان وی درست ترجمه نشده‏ است. در این مورد در خبرها به نقل از سخنگوی دولت روسیه آمده بود که ایران شروط وزیر خارجه آمریکا را بررسی کند. همچنین از سرگئی ریابکوف معاون وزیر خارجه روسیه نقل شده است که حفظ توافق هسته‌ای ایران بدون اینکه تهران امتیازات جدیدی واگذار کند غیرممکن خواهد بود. این در حالی است که مقامات روس در مجموع موضع‏گیری‏‌های زیادی نیز در مورد لزوم حفظ برجام داشته‌‏اند. اما این تناقضات رفتاری روس‏ها را چگونه می‏‌توان تحلیل کرد؟

در پاسخ به این سوال، برخی به‏ طور کلی معتقدند که اساساً نباید به روس‌‏ها ‏اعتماد کرد؛ چون آنها در موارد بسیار زیادی نشان داده‌‏اند که منافع ایران را در نظر نمی‏‌گیرند. عده‌‏ای هم بر این باور هستند که روسیه در سوریه در حال بده-بستان با آمریکا و اسرائیل است و در برجام نیز سعی می‌‏کند با کارت ایران در روابط خود با آمریکا بازی کند. این نوع نگاه ریشه در تصویر به‏ شدت منفی از روسیه در حافظه تاریخی ایرانیان دارد و به‏ رغم اینکه ممکن است رگه‏‌هایی از واقعیت نیز در آن وجود داشته باشد، اما تمام واقعیت نیست. به‏ نظر می‏رسد بحث روسیه در مورد لزوم خروج نیروهای خارجی از سوریه لزوماً علیه منافع ایران نیست، بلکه برای حفظ و تثبیت دستاوردهای نظامی و عملیاتی مهمی است که دولت اسد و حامیانش در ماه‏‌های اخیر به‏ دست آورده‌‏اند. در واقع، روسیه نمی‏خواهد این دستاوردها قربانی تقابل جدیدی (که وضع سوریه را پیچیده‏‌تر کند) شوند؛ تا امکان ایجاد یک اجماع همه‏‌جانبه و پیشبرد مذاکرات سیاسی در راستای ایجاد دولتی فراگیر در سوریه فراهم گردد. به‏ نظر می‏رسد از نظر روس‏‌ها، بدون خروج نیروهای ایرانی و حزب‌‏الله از سوریه، هیچ‏کدام از نیروهای دیگر و بازیگرانی که غیرقانونی در سوریه حضور دارند یا در امور این کشور مداخله می‌‏کنند، حاضر به پایان ‏دادن به حضور و مداخله خود در سوریه نخواهند بود. پیش ‏شرط مخالفان حکومت اسد برای پایان‏ دادن به درگیری‏‌ها نیز خروج حامیان اسد به‏ ویژه نیروهای ایرانی و حزب‌‏الله از سوریه است.

در مورد برجام نیز باید به چند نکته توجه داشت: ۱٫ روسیه بازیگر مهمی در شکل‏‌گیری و اجرای این توافق نبوده و در حفظ و پایداری آن نیز نباید در مورد جایگاه این کشور مبالغه کرد. بازیگران اصلی توافق هسته‌‏ای، ایران و آمریکا و پس از آن اروپایی‏‌ها بوده‌‏اند و اراده و اقدامات این سه نیز تعیین‏‌کننده در شکل‏‌گیری، پایداری و سرنوشت برجام بوده و است؛ ۲٫ با تمرکز ترامپ بر برجام و ایران، روسیه حداقل به‏ طور موقت از مرکز توجه آمریکایی‏‌ها به حاشیه می‌‏رود. با توجه به فضایی که در پرونده دخالت روسیه در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا علیه روسیه ایجاد شده، این فرصتی است تا فشارها بر روس‏‌ها کاسته شود؛ ۳٫ اگر پرونده هسته‌‏ای ایران دوباره گشوده شود، فرصتی برای روسیه فراهم می‏‌شود تا بار دیگر در جایگاه قدرتی بزرگ در یک مسئله بسیار مهم مربوط به امنیت بین‌‏الملل بازی کند و تصویر «قدرت بزرگ بودن» خود را تقویت نماید. همچنین، در صورتی که نیاز به همراهی این کشور به ‏ویژه در شورای امنیت وجود داشته باشد، ممکن است روس‏‌ها بتوانند از آمریکایی‌‏ها امتیازاتی بگیرند؛ ۴٫ واقعیت این است که روسیه تمایلی به دیدن یک ایران دارای سلاح هسته‌‏ای یا پتانسیل ساخت این نوع سلاح‌‏ها ندارد و بنابراین، به‏ نظر می‏‌رسد در نظر مقامات روس، برخی از نکات رویکرد ترامپ نسبت به برجام مانند دائمی‏ کردن بخش معروف به «بندهای غروب» و حتی محدودکردن توان موشکی جمهوری اسلامی ایران چیز بدی نیست.

البته روس‌‏ها دو نگرانی جدی نیز در این مورد دارند: ۱٫ اینکه دولت آمریکا بخواهد یکجانبه علیه جمهوری اسلامی اقدام و سعی در تغییر نظام سیاسی در ایران داشته باشد. روسیه به ‏طور اساسی و قاطعانه مخالف تغییر نظام سیاسی در ایران است. به ‏نظر می‌‏رسد هشدارهای لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، در مورد اینکه روسیه نگران است خروج آمریکا از برجام در راستای طرح بزرگ‏تری برای برخورد آمریکا با جمهوری اسلامی ایران باشد، در این راستا قابل ارزیابی است؛ ۲٫ اینکه جمهوری اسلامی ایران از برجام و پادمان‌‏های نظارتی آژانس بین‏‌المللی انرژی اتمی خارج شود و به توان تسلیحاتی هسته‌‏ای دست یابد.

بنابراین، در مجموع می‏‌توان گفت درخواست روسیه برای خروج نیروهای خارجی از روسیه در راستای کاهش تنش‌‏ها و تثبیت دستاوردهای عملیاتی دولت اسد و حامیانش برای شکل‏‌دهی به دستورکاری سیاسی جهت ایجاد دولتی فراگیر در سوریه است. این موضوع لزوماً به ضرر جمهوری اسلامی ایران نیست، اما اینکه چگونه منافع ایران در صورت خروج مستشاران و حامیانش از سوریه حفظ و تضمین خواهد شد، جای بحث دارد. در رابطه با برجام نیز به نظر می‌‏رسد روس‌‏ها از یک سو، مخالفت قاطعی با استراتژی دولت ترامپ در مورد این توافق ندارند؛ چون منافعی در این رابطه برای خود متصور هستند. اما از سوی دیگر، نسبت به استراتژی کلان دولت کنونی آمریکا در رابطه با جمهوری اسلامی ایران نگرانی‏‌هایی دارند که می‌تواند چشم‌انداز سیاست روسیه در قبال ایران و منطقه را تا حدودی مشخص نماید.

 

نشست سه جانبه

نشست سه جانبه ایران، روسیه و آذربایجان: الگویی برای روابط خارجی با همسایگان

روز چهارشنبه ۱۰ آبانماه ۱۳۹۶ دومین نشست سه جانبه روسای جمهور سه کشور همسایه ایران و روسیه و آذربایجان در تهران برگزار شد. طرح این نشست در ابتدا به ابتکار رئیس جمهور آذربایجان الهام علی اف در جریان سفر به تهران در سال ۱۳۹۴ ارائه شد و پس از فراهم‌شدن مقدمات در اجلاس سه جانبه وزرای خارجه سه کشور در باکو اولین نشست سه جانبه روسای جمهور سه کشور در مردادماه ۱۳۹۵ در این شهر برگزار شد. انگیزه اصلی برگزاری این نشست گسترش همکاری‌های سه جانبه در زمینه‌های، اقتصادی و امنیتی با تمرکز ویژه بر مساله ترانزیت، دریای خزر و مبارزه با تروریسم بوده است.

در بیانیه اولین دور این نشست سه جانبه سه کشور در خصوص ضرورت مبارزه برضد تروریسم، افراط گرائی، جرایم سازمان‌یافته فراملی و قاچاق مواد مخدر، گسترش همکاری‌های سه جانبه در حوزه اقتصاد، انرژی، حمل و نقل و زیرساخت‌ها، فرهنگ، گردشگری، بازرگانی و همچنین مسائل کنسولی و گمرکی، ضرورت تشویق و توسعه همکاری‌های اقتصادی – تجاری، حفظ دریای خزر به‌عنوان دریای صلح و دوستی و امنیت و همکاری و نهائی‌کردن کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر در اسرع وقت،  تاکید بر مسیرهای ایمن و قابل اتکا در حوزه حمل و نقل، تقویت و حمایت بیشتر از پروژه‌های مربوط به توسعه کریدور ترانزیتی شمال – جنوب با یکدیگر توافق کردند. علاوه بر این در دیدار دوجانبه  حسن روحانی، رئیس جمهور ایران با الهام علی‌اف، رئیس جمهور آذربایجان ۶ سند همکاری در زمینه‌های اجرای طرح دالان حمل و نقل شمال-جنوب، گردشگری، همکاری میان بانک‌های مرکزی دو کشور و سایر موضوعات اقتصادی به امضا رسید.

دومین دور این نشست‌ها در روز چهارشنبه ۱۰ آبان ماه به میزبانی تهران برگزار شد و سه کشور بر سر محورهای زیر تاکید و تفاهم کردند: عدم ارتباط برجام با مسایل دفاعی و موشکی ایران و عدم پذیرش شانه خالی‌کردن برخی کشورها از تعهدات بین‌المللی و عدم پذیرش برهم زدن یکجانبه برجام، استمرار همکاری‌های ایران با روسیه در سوریه تا کسب پیروزی کامل در مقابله با تروریسم، ایفای نقش موثر روسیه به‌عنوان همسایه و شریک استراتژیک ایران در زمینه حراست از برنامه هسته‌ای ایران، تقویت محور حمل ونقل شمال -جنوب با هدف اتصال آسیا به اروپا از بندرعباس تا هلسینکی و پیوند مسیرهای حمل و نقلی اقیانوس هند به اروپای شرقی و شمالی از طریق ایران، آذربایجان و روسیه، تبدیل دریای خزر به دریای صلح و همکاری و توسعه برای کشورهای منطقه، روابط بانکی بهتر و استفاده از پول ملی در روابط دوجانبه و سه جانبه تجاری و اقتصادی سه کشور، همکاری در زمینه انرژی با رویکرد غیررقابتی، ادامه مذاکرات شرکت‌های بزرگ نفتی روسی برای سرمایه‌گذاری در پروژه‌های نفتی ایران با طرف‌های ایرانی، ادامه گفتگوی مقامات ایرانی با شرکت‌های نفت و گاز آذربایجان در خصوص همکاری‌های دوجانبه، بویژه در زمینه اکتشاف و بهره‌برداری، تسریع روند منطقه‌ای‌شدن اقتصاد سه کشور و دیگر کشورهای منطقه در حوزه انرژی توسعه روابط ایران با اتحادیه اقتصادی و گمرکی اوراسیا و یکسان‌سازی استانداردها بین سه کشور و ایجاد کریدور سبز گمرکی در کنار توسعه همکاری‌های بانکی و تبادلات با پول ملی و اتصال شبکه‌های بانکی، ایجاد صندوق سرمایه‌گذاری مشترک سه جانبه برای سرمایه‌گذاری در بخش‌های مختلف اقتصادی باهدف افزایش رشد و توانمندی اقتصادی سه کشور و منطقه، توافق بر برگزاری سومین اجلاس سه جانبه سران در روسیه در سال ۲۰۱۸٫

علاوه بر این روسای جمهور دو کشور روسیه و آذربایجان ملاقاتهای دوجانبه‌ای با رهبر و رئیس جمهور ایران داشتند و در خصوص مسائل روابط دوجانبه ایران با این کشورها، همکاری‌های ایران و روسیه در مبارزه با داعش و مقابله با تحریم‌های آمریکا و ضرورت گسترش همکاری‌ها مذاکره کردند. صرف نظر از گسترش تعاملات تجاری سه کشور که طی سه سال اخیر رشد چشمگیری داشته است، بررسی مراودات دیپلماتیک بین مقامات سیاسی سه کشور و حتی روسای جمهوری سه کشور نشان‌دهنده اراده جدی سه طرف برای عملیاتی‌کردن طرح‌های مورد تفاهم است. حال این مساله مطرح می‌شود که مهمترین عوامل انگیزشی برای شکل‌گیری و نهادینه‌کردن این چارچوب سه جانبه همکاری‌ها در میان سه کشور همسایه کدامست؟ این شکل از همکاری‌ها در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران  از چه جایگاهی برخوردارند؟

همکاری سه جانبه ایران و روسیه و آذربایجان: انگیزش‌ها و پیشران‌ها

سه کشور همسایه که طی حدود دو دهه و نیم گذشته تحت تاثیر عوامل اختلاف برانگیز متعدد مثل بدرفتاری تاریخی شوروی، سیاست خارجی غربگرایانه آذربایجان و پیمان امنیتی اسرائیل و آذربایجان، روابط ایران و ارمنستان و واگرایی آذربایجان از روسیه از روابط پرفراز و نشیب و اغلب مبتنی بر بی‌اعتمادی نسبت به یکدیگر  برخوردار بودند، اکنون به رغم پابرجابودن عوامل اختلاف برانگیز فوق منافع خود را در گرو همکاری با یکدیگر ترسیم کرده‌اند. در این میان با نگاهی به تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی می‌توان به تغییر ماهیت روابط کشورهای منطقه با غرب از یکسو و جهت‌گیری توسعه‌مدارانه سیاست خارجی این سه کشور به ویژه ایران پسا برجام به عنوان مهمترین متغیرهایی که محاسبات عقلانی کشورهای منظقه از منافع ملی را دچار دگرگونی و به سمت همکاری سه جانبه سوق داده است یاد کرد.

به عبارت دقیقتر، تحول در ماهیت روابط روسیه و غرب پس از بحران کریمه و تحریم روسیه از سوی غرب، ناخشنودی آذربایجان از فشارها و انتقادات مکرر نهادها و کشورهای غربی نسبت به وضعیت دموکراسی و حقوق بشر در این کشور و مواضع غیرشفاف آنها در خصوص مساله قره باغ و عدم بهره‌مندی کامل ایران از نتایج اقتصادی برجام به دلیل بدعهدی طرف‌های غربی معاهده از یکسو و انگیزه‌های توسعه‌مدارانه و اقتصادی سه کشور از سوی دیگر باعث تقویت اراده سه کشور برای همکاری سه جانبه شده است. از میان انگیزه‌های اقتصادی می‌توان به تلاش روسیه برای بازگرداندن آذربایجان به جمع کشورهای همسود و اتحاد اقتصادی اوراسیایی و رونق بخشیدن به آن [۱]، منافع کلان ناشی از  همکاری در حوزه انرژی و گسترش شبکه ترانزیت شمال-جنوب برای هر سه کشور اشاره کرد. البته در این میان نقش انگیزه‌های سیاسی و امنیتی نظیر تلاش برای منزوی‌کردن ارمنستان و دور کردن روسیه و ایران از این کشور از سوی آذربایجان، خطر داعش، تجربه موفقیت‌آمیز همکاری روسیه ایران بر ضد داعش، و تلاش ایران برای پرهزینه‌کردن و کم اثرکردن تحریم‌های احتمالی آینده غرب بواسطه درهم تنیدگی منافع کشورهای منطقه را نیز نباید از نظر دور داشت.

بر این اساس می‌توان گفت سه کشور روسیه و ایران و آذربایجان با اذعان به ظرفیت‌های ژئوپولتیک و ژئواکونومیک خود و تحت تاثیر دلسردی از روابط خود با غرب، سیاست خارجی عملگرایانه و توسعه‌محورانه در پیوند با همسایگان خود را در اولویت قرار داده و و به این نتیجه رسیده‌اند که در کنار یکدیگر به منافع و ظرفیت‌های جدیدی دست می‌یابند. از این رهگذر به نظر می‏‌رسد این شکل از روابط چندجانبه جای خود را نیز در روابط خارجی کشور باز کرده است.

دیپلماسی چندجانبه: الگوی جدید در روابط خارجی ایران با همسایگان

نگاهی به سیاست خارجی دولت یازدهم و دوازدهم به ویژه در دوره پسابرجام به خوبی بیانگر وجه تمایز خاصی از دوره‌های قبلی در گسترش روابط با همسایگان است. اگرچه رابطه با همسایگان و کشورهای اسلامی همواره در دستور کار دولت‌های قبلی نیز بوده است اما نکته بارز در این دو دوره توجه ویژه و جدی به مکانیسم روابط چندجانبه با همسایگان است. از نمونه‌های قابل ذکر این سازوکار یا شکل رابطه با همسایگان می‌توان به همکاری سه جانبه ایران و روسیه و ترکیه در خصوص سوریه، روابط همکاری سه جانبه با افغانستان و هند در  چابهار و اخیرا همکاری سه جانبه با آذربایجان و روسیه اشاره کرد. به نظر می‌رسد مزیت این شکل از روابط خارجی سه گانه در این است که به همان نسبت که در مقایسه با روابط دوجانبه حصول به توافق سخت‌تر می‌شود دستیابی به نتایج عملی حاصل از توافق راحت‌تر خواهد بود، چرا که اراده تعداد بیشتری از کشورها برای عملی‌کردن توافقات درگیر می‌شوند. علاوه بر این، با توجه به اینکه در مقایسه با سازمان‌های منطقه‌ای تعداد طرفین مذاکره کمتر است اهداف و توافق‌ها مشخص و عینی بوده و امکان توافق و اجرای تعهدات به صورت مورد به مورد وجود دارد.

مزیت قابل ذکر دیگر در خصوص ایران اینکه  با توجه به همجواری ایران با ۱۵ کشور و عضویت در ۵ زیرسیستم منطقه‌ای (خاورمیانه، خلیج فارس، آسیای مرکزی، قفقاز، شبه قاره) که به ایران موقعیت مرکزی بخشیده است روابط چندجانبه با همسایگان این امکان را فراهم می‌کند که ایران از طریق پیوند زیرسیستم‌های منطقه‌ای توان بازیگری خود در عرصه منطقه‌ای و بین‌المللی را افزایش دهد. در این صورت با تقویت شبکه‌ای ارتباطات بین مناطق و کشورها با مرکزیت ایران هزینه‌های تحمیل تحریم‌های جدید برضد ایران از سوی غرب افزیش خواهد یافت و در مقابل آسیب‌پذیری ایران نسبت به تحریم‌ها کاش خواهد یافت. با توجه به آنچه گفته شد می‌توان این نکته را مطرح کرد که در شرایطی که ایران از قابلیت‌های ژئوپلیتیک، ژئواکونومیک، ژئوکالچر و ژئواستراتژیک برای پیوندهای چندجانبه دیپلماتیک با همسایگان خود بهره‌مند است می‌توان موارد متعددی از این شبکه‌های همکاری سه و چندجانبه را به فراخور شرایط و حوزه‌های مشترک همکاری و منافع  مورد توجه و در دستور کار دیپلماسی قرار داد: ایران، ارمنستان و روسیه؛ ایران، روسیه و افغانستان؛ ایران، ارمنستان و گرجستان؛ ایران، قزاقستان و ترکمنستان؛ ایران، هند و افغانستان؛ ایران، پاکستان و افغانستان؛ ایران، ترکیه و عراق و حتی ایران با کشورهای عرب خلیج فارس. به عبارت دیگر، به نظر می‌رسد نشست سه جانبه ایران و روسیه و آذربایجان در صورت تحقق عینی اهداف؛ به الگوی قابل قبولی برای روابط خارجی با دیگر کشورهای همسایه تبدیل شود.

 نتیجه‌گیری

موقعیت ایران در منظقه غرب آسیا و به ویژه خاورمیانه به گونه‌ای‌ست که در شرایط کنونی تنش‌های موجود در منطقه مانع از شکل‌گیری همگرایی منطقه‌ای کارآمد به مثابه نهاد یا سازمانی است. ضمن آنکه تجربه برخی سازمان‌های منطقه‌ای مثل اکو نشان می‌دهد که این چارچوب همکاری با توجه به تعدد و تنوع منافع درگیر فاقد کارایی و انسجام لازم برای همکاری منطقه‌ای در این منطقه هستند. از طرف دیگر، پیشبرد منافع ملی در چارچوب روابط دوجانبه با همسایگان نیز باعث مغفول ماندن بخش بزرگی از ظرفیت‌های موجود در روابط ایران با همسایگان خواهد شد. این در حالیست که در روابط دیپلماتیک چندجانبه با تعداد محدود ضمن آنکه به علت کم بودن تعداد اعضا دستیابی به توافق و اشتراک نظر مساعدتر و عملی‌تر است، به دلیل عدم نیاز به نهادسازی هزینه‌های همکاری کاهش می‌یابد. بر این اساس، به نظر می‌رسد تداوم ابتکارهایی نظیر نشست سه جانبه روسیه، ایران و آذربایجان برای مناسبات چندجانبه ضمن آنکه ظرفیت‌های موجود در روابط دوجانبه را مورد بهره‌برداری قرار می‌دهد زمینه‌های همکاری منطقه‌ای را افزایش می‌دهد. از این رو، به نظر می‌رسد شناسایی ظرفیت‌های همکاری چندجانبه در میان ایران با همسایگان و ایجاد شبکه‌ای متداخل از روابط با همسایگان در میان‌مدت بتواند موضع ایران را در عرصه منطقه‌ای و بین‌المللی تقویت کند.

 [۱]  به علت اختلافات روسیه با گرجستان و همچنین آذربایجان در عمل ارتباظ سرزمینی بین روسیه با ارمنستان به عنوان تنها عضو قفقازی اتحادیه اقتصادی اروراسیایی وجود نداشته و این اتحادیه هم اکنون فاقد مزیت اقتصادی در ارتباظ با ارمنستان است.

دکتر طیبه واعظی- عضو هیئت علمی پژوهشکده مطالعات راهبردی

تحول در روابط عربستان و روسیه: آثار و پیامدها

انتظار روس‏ها بالاخره به سر رسید و ملک سلمان، پادشاه عربستان سعودی، روز ۱۲ مهر برای انجام سفری چهار روزه با خدم و حشم وارد مسکو شد. این اولین دیدار یک پادشاه سعودی از روسیه در تاریخ روابط دو کشور است. رئیس جمهور روسیه در مراسم استقبال از ملک سلمان در کاخ کرملین، این دیدار را تاریخی و «نقطه عطفی» در روابط دو کشور خواند و خطاب به شاه سعودی گفت: «من مطمئنم ملاقات شما روابط میان دو کشور را تقویت خواهد کرد». ملک سلمان نیز عنوان کرد: «هدف ما تقویت روابط‏مان به نفع صلح و امنیت و توسعه اقتصاد جهانی است».[۱] بعد از مذاکرات میان دو طرف، پوتین اعلام کرد که «گفتگوهای اساسی و معناداری با شاه سعودی» داشته است.[۲] همچنین، سرگی لاوروف وزیر خارجه روسیه در کنفرانسی خبری با همتای سعودی‌‏اش با بیان اینکه «دو رهبر گفتگویی دوستانه و اساسی بر اساس آمال دو کشور برای رشد متداوم همکاری مبتنی بر نفع متقابل در همه حوزه‏‌ها داشتند»، گفت که روابط روسیه و عربستان به «سطح کیفی جدیدی» رسیده است.

وی عنوان کرد که دو طرف بر جنگیدن با تروریسم، پیدا کردن راه‏‌حل‏‌های مسالمت‏‌آمیز برای درگیری‏‌های خاورمیانه و اصل یکپارچگی سرزمینی توافق کرده‌‏اند. عادل الجبیر، وزیر خارجه عربستان، نیز با بیان اینکه «ما معتقدیم افق‏‌های جدیدی برای توسعه روابط‏مان باز شده که قبلاً حتی قابل تصور هم نبوده‌‏اند» گفت: «روابط میان روسیه و عربستان به لحظه‏‌ای تاریخی رسیده است. ما مطمئنیم تقویت روابط روسیه-سعودی تأثیرات مثبتی بر تقویت ثبات و امنیت در منطقه و جهان خواهد گذاشت».[۳]

توافقات در حوزه تسلیحات و سرمایه‏‌گذاری

در جریان سفر ملک سلمان به روسیه، توافق اولیه فروش سیستم دفاع هوایی «اس ۴۰۰» به عربستان سعودی میان طرفین امضا شد. ارزش این توافق سه میلیارد دلار اعلام شده است. توافقات دیگری نیز در حوزه تسلیحات بین دو طرف صورت گرفته، که انتقال تکنولوژی برای تولید سیستم موشکی هدایت‌‏شونده ضد تانک Kornet-EM، راکت‏‌اندازهای Tos-1A، پرتاب‏‌گرهای اتوماتیک نارنجک AGS-30 و آخرین نسخه سلاح کلاشنیکوف در آن پیش‏‌بینی شده است.[۴] مدیر «صندوق سرمایه‏‌گذاری مستقیم روسیه» نیز اعلام کرده است که این صندوق توافقاتی به ارزش ۲٫۱ میلیارد دلار با «صندوق سرمایه‏‌گذاری عمومی سعودی» امضاء کرده است؛ که شامل یک میلیارد دلار سرمایه‌‏گذاری در زمینه پروژه‏‌های انرژی و یک میلیارد دلار سرمایه‏‌گذاری در پروژه‌‏های تکنولوژی می‏‌شود. همچنین، سعودی‏‌ها موافقت کرده‏‌اند ۱۰۰ میلیون دلار در پروژه‏‌های زیرساختی روسیه سرمایه‏‌گذاری کنند که شامل ساخت جاده‌‏ای در مسکو و خط مترویی در سنت‏‌پترزبورگ می‌‏شود.[۵]

وزیر خارجه روسیه در توضیح این توافق عنوان کرده است که نه تنها انرژی‌‏های سنتی بلکه انرژی هسته‏‌ای، همکاری در زمینه اکتشافات فضایی، پروژه‏‌های صنایع کشاورزی و زیرساخت‏‌ها را نیز شامل می‌‏شود.[۶] در مجموع، بیش از ۱۵ قرارداد همکاری به ارزش میلیاردها دلار میان روس‏‌ها و سعودی‏‌ها در زمینه‏‌های مختلف از جمله نفت، تسلیحات نظامی و اکتشافات فضایی امضاء شده است.[۷]

توافق ضمنی بر سر تداوم «کاهش سقف تولید نفت»

توافق مربوط به کاهش سقف تولید نفت میان تولیدکنندگان این منبع در مارس ۲۰۱۸ پایان خواهد یافت. با توجه به اینکه روسیه و عربستان دو تولیدکننده عمده نفت جهانی هستند، نقش آن‏ها در تداوم یا پایان‏۲دادن به این توافق کلیدی است؛ همان‏گونه که دو کشور نقشی اساسی در شکل‌‏گیری آن ایفا کرده‌‏اند. پوتین اعلام کرده است که روسیه آماده تداوم این توافق بعد از مارس ۲۰۱۸ است. ملک سلمان نیز در ملاقات با پوتین گفت: «تلاش می‏‌کنیم به همکاری برای دستیابی به ثبات در بازار جهانی نفت، که رشد اقتصاد جهانی را تقویت می‏‌کند، ادامه دهیم».[۸] خالد الفلیح وزیر انرژی عربستان هم با بیان اینکه «همکاری میان روسیه و عربستان به اوپک حیات دوباره‌‏ای بخشید و ریاض را درباره چشم‌‏انداز نفت نسبت به چندین سال اخیر خوش‏بین‌‏تر کرده است» گفته که عربستان بر سر ایده تداوم کاهش سقف تولید نفت «انعطاف‌‏پذیر» است. الفلیح عنوان کرده است: «ما همه گزینه‌‏ها را باز گذاشته‏‌ایم. پوتین نیز در این مورد با ما موافق است و عنوان کرده که اگر موافقت شود و این بهترین گزینه باشد، آماده استمرار این توافق تا پایان سال ۲۰۱۸ است».[۹] در واقع، به‏‌نظر می‌‏رسد هر دو کشور به تداوم توافق «کاهش سقف تولید نفت» نیاز اساسی دارند و راهی جز استمرار آن پس از مارس ۲۰۱۸ ندارند.

نزدیک‏‌شدن دیدگاه‌‏های دو طرف بر سر سوریه

پادشاه عربستان سعودی در دیدار با رئیس جمهور روسیه از طرح ایجاد مناطق کاهش تنش در سوریه استقبال کرد. این در حالی است که تا قبل از این، سعودی‏‌ها به‏‌دلیل حضور جمهوری اسلامی ایران در این طرح، با آن مخالفت کرده بودند. همچنین، ملک سلمان در مسکو هیچ بحثی در مورد اینکه «اسد باید برود» مطرح نکرد، در حالی که سعودی‏‌ها در سال‏‌های گذشته پافشاری‏‌های زیادی بر این موضوع کرده و در راستای آن نیز حمایت‏‌های مادی و معنوی گسترده‏‌ای از مخالفان اسد به‏‌عمل آورده‌‏اند. البته در مقابل، روس‌‏ها نیز از تلاش‌‏های عربستان سعودی در راستای یکپارچه‏‌سازی گروه‏‌های شورشی متعدد در سوریه برای فراهم‌‏ساختن مسیر مذاکرات صلح جهت پایان‏‌دادن به جنگ در سوریه حمایت کردند. چیزی که احتمالاً در این مورد محل اختلاف طرفین بوده، نقش ایران در سوریه و منطقه است. سلمان در دیدار با پوتین گفت که «امنیت و ثبات منطقه خلیج فارس و خاورمیانه نیاز فوری برای دستیابی به ثبات و امنیت در یمن است و این نیازمند آن است که ایران از مداخله در امور داخلی منطقه و بی‌‏ثبات‏‌سازی آن دست بردارد».

همچنین، گفته می‏‌شود پادشاه سعودی در دیدار با پوتین تلاش کرده وی را متقاعد کند تا در توافقات مربوط به صلح سوریه، ایران را متقاعد یا مجبور نماید بعد از پایان درگیری‏‌ها نیروهای خود را از سوریه خارج کند. البته روس‌‏ها در جریان سفر سلمان به مسکو، هیچ اظهارنظر علنی درباره ایران نکرده‌‏اند.

نگاه مسکو و ریاض به سفر ملک سلمان به روسیه

نگاه روسیه و کشورهای خاورمیانه به همدیگر در بسیاری از موارد نگاهی عمل‏گرایانه، ابزاری و کوتاه‌‏مدت است. کشورهای خاورمیانه تلاش می‏‌کنند با نزدیک‏‌شدن به روسیه، از آن به‏‌عنوان اهرمی برای مقابله و یا امتیازگیری از آمریکا بهره بگیرند. در مقابل، روسیه هم در راستای بهره‏‌برداری از ظرفیت‏‌های اقتصادی- تجاری و بازارهای منطقه، حفظ و افزایش درآمدهای خود در بازار انرژی، ارتقای پرستیژ و جایگاه جهانی خود و نیز مقابله با تهدیداتی مانند افراط‏‌گرایی و تروریسم که می‌‏تواند مسلمانان روسی و کشورهای همجوار روسیه در آسیای مرکزی را تحت تأثیر قرار دهد، تلاش می‏‌کند با همه بازیگران خاورمیانه روابط مناسب و دوستانه‏‌ای داشته باشد، بدون اینکه وارد اتحادها یا ائتلاف‏‌های پایدار در این منطقه شود و یا در یک طرف درگیری‏‌های پیچیده آن قرار بگیرد[۱۰]؛ رویکردی که مارک کاتز، کارشناس برجسته مسائل روسیه، از آن به‌‏عنوان «هنر ایجاد دوستی با هر کسی» یاد کرده است.[۱۱]

عربستان سعودی در روابطش با روسیه بیشتر نگاه امتیازگیری از آمریکا را دارد؛ به این معنا که با چرخیدن به سمت روسیه، نارضایتی خود را از یک تصمیم و یا تصمیمات دولت آمریکا نشان می‏‌دهد و بدین ترتیب سعی می‏‌کند سیاستمداران آمریکایی را در راستای برآورده ساختن خواسته‏‌های خویش یا نادیده گرفتن یک موضوع تحریک یا ترغیب کند. این نوع بندبازی مختص به عربستان سعودی نیست، بلکه در رفتارهای اردوغان در ترکیه، السیسی در مصر، نتانیاهو در اسرائیل و خاندان آل‏ثانی در قطر نیز مشاهده می‏‌شود؛ البته همه این‏ها مواظب هستند که تا کجا پیش می‌‏روند و هرگز حاضر نیستند روابط‏شان با آمریکا را به خاطر نزدیکی با روسیه به خطر بیندارند.[۱۲] به هر حال، بعد از اینکه بحث توافق خرید «اس ۴۰۰» توسط عربستان مطرح شد، وزارت دفاع آمریکا از آمادگی برای تحویل سامانه ضد موشکی «تاد» به ریاض خبر داد (این کار در چارچوب توافقات تسلیحاتی واشینگتن و ریاض در جریان سفر دونالد ترامپ به عربستان در اواخر اردیبهشت سال جاری به سعودی صورت می‌‏گیرد).

البته برخی کارشناسان نیز معتقدند عدم قطعیت سیاست خاورمیانه‌‏ای ترامپ، ملک سلمان را به متنوع‌‏سازی متحدان سعودی متقاعد کرده است. بعضی هم بر این باورند که ملک سلمان در حال تقویت جایگاه فرزندش محمد است و جلب نظر قدرت‏های بزرگ در پشتیبانی و حمایت از وی برای نشستن بر تخت پادشاهی را مهم می‏‌داند. همچنین، با توجه به تحولاتی که به‏‌نظر می‌‏رسد نسل سوم شاهزادگان سعودی به رهبری محمد بن سلمان قصد دارد در عربستان ایجاد کند و نشانه‌‏هایی از آن نیز ظاهر شده است، بعید نیست سعودی‏‌ها بخواهند از اتکای صرف به آمریکا رها شوند و با قدرت‏های دیگر از جمله روسیه نیز روابط مستحکم‏‌تری برقرار کنند. مسئله دیگر این است که روسیه طی چند سال گذشته به یکی از بازیگران تأثیرگذار خاورمیانه به‌‏ویژه در بحران سوریه تبدیل شده است و به نفع هیچ بازیگری در منطقه نیست که این موضوع را نادیده بگیرد.

تأثیر سفر ملک سلمان به مسکو بر روابط ایران و روسیه

نگاهی هم وجود دارد مبنی بر اینکه سعودی‏‌ها سعی دارند با دادن امتیازاتی به روسیه، بین این کشور و ایران فاصله ایجاد کنند و یا حداقل روس‌‏ها را متقاعد نمایند در فرآیند صلح سوریه امتیاز چندانی به ایران ندهند و جمهوری اسلامی را متقاعد یا مجبور به تعدیل یا خروج نیروهای خود از سوریه بعد از پایان درگیری‏‌ها در این کشور کنند. اینکه ریاض چنین خواسته‌‏ای داشته باشد، چیز عجیبی نیست و کاملاً قابل درک است. اما اینکه آیا روسیه این موضوع را خواهد پذیرفت و همچنین آیا این کار در توان روسیه و در راستای منافع این کشور است، بعید به‌‏نظر می‏‌رسد. باید این نکته را در نظر داشت که هرچند رویکرد روسیه در خاورمیانه بر نوعی عمل‏گرایی کوتاه‏‌مدت‏‌نگر با انعطاف‏‌پذیری بالا استوار است و مسکو طرح بلندمدتی در منطقه ندارد، اما در رابطه با جمهوری اسلامی ایران منافع بلندمدتی دارد که نمی‏‌تواند آن‏ها را نادیده بگیرد. همچنین باید دقت کرد که جمهوری اسلامی ایران در سوریه تحت رهبری روسیه عمل نمی‏‌کند، بلکه یک بازیگر مستقل است که به دلیل منافع مشترکی که با روسیه دارد، با این کشور همکاری می‏‌کند. حضور ایران در نشست‏‌های آستانه درباره سوریه در همین راستا قابل ارزیابی است.

البته در این شکی نیست که روسیه بر موازنه قوا در منطقه تأثیر می‏‌گذارد و در برخی مواقع این کار به‌‏ضرر جمهوری اسلامی ایران صورت می‏‌گیرد. فروش سامانه‏‌های دفاع هوایی پیشرفته «اس ۴۰۰» به ترکیه و عربستان سعودی، سکوت در برابر حملات اسرائیل به مواضع نیروهای متحد ایران در سوریه (حتی بحث‌‏هایی در مورد همکاری اطلاعاتی روسیه با اسرائیل در این مورد، مانند دادن کدهای سیستم‏‌های دفاعی سوریه به اسرائیلی‏‌ها، وجود دارد)، همکاری‏‌های اطلاعاتی گسترده با اسرائیل و پذیرش سفیر عبدربه منصور هادی به‌‏عنوان سفیر یمن در مسکو از جمله اقدامات روسیه است که در تعارض با منافع ایران قرار دارد. هر چند مناسبات ایران و روسیه مستحکم‌تر از آن است که با این اقدامات دچار تغییرات اساسی شود، با وجود این، لازم است جمهوری اسلامی ایران بر پایه منافع ملی و اهداف راهبردی خود به تعریف و تعمیق روابط خود با سایر بازیگران منطقه‌ای و جهانی پرداخته و ضمن خلق فرصت‌ها و انعطاف‌پذیری‌های لازم در مقابل تغییرات احتمال سایر بازی‌گران از بروز تنگناهای راهبردی در عرصه سیاست خارجی جلوگیری نماید.

[۱] Saudi king, Putin agree deals on historic Russia trip, Aljazeera, 6 October 2017

[۲] King Salman and Putin hold ‘substantive’ talks in Moscow, The National, October 5, 2017

[۳] Saudi king, Putin agree deals on historic Russia trip, Aljazeera, 6 October 2017

[۴] Putin, King Salman turn the page on decades of Russia-Saudi tensions, the star, 5 October 2017

[۵] TOSS, Russian fund, Saudi partners sign agreements worth $2.1 billion, 7 October 2017

[۶]Saudi Arabia’s King Salman, Putin clinch billion-dollar energy, arms deals on landmark Russia visit The Economic times, Oct 06, 2017

[۷] Saudi king’s visit to Russia heralds shift in global power structures, the guardian, 5 October 2017

[۸] King Salman and Putin hold ‘substantive’ talks in Moscow, The National, October 5, 2017

[۹] Saudi says ‘flexible’ on Russian idea to extend oil cuts to end-2018, Reuters, 5 October 2017

[۱۰]  Dmitri Trenin, Russia in the Middle East: Moscow’s Objectives, Priorities, and Policy Drivers, Carnegie Endowment for International Peace, 2016, p.4

[۱۱] M. Katz, Russia’s Greater Middle East Policy or the Art of Making Friends with Everybody, IFRI Center Russia/NNG, April 2010

[۱۲]  James Sladden, Becca Wasser, Ben Connable, Sarah Grand-Clement, Russian Strategy in the Middle East, RAND Corporation, 2017, p.7

بازی روسیه در خاورمیانه

باری بوزان و الی ویور معتقدند ویژگی اصلی الگوی دشمنی و منازعه در خاورمیانه، همچون الگوی دوستی در این منطقه، «پیچیدگی و چندبعدی بودن» است.[۱] از نظر آن‏ها «در خاورمیانه برای هر بازیگری، چه محلی چه جهانی، حمایت از یک بازیگر دیگر در مقابل دشمن مشترک بدون تهدید کردن همزمان طرف سوم دارای رویکرد دوستانه، مشکل است».[۲] بوزان و ویور در تبیین این پیچیدگی معتقدند خاورمیانه از یک سو، نمونه تقریباً کاملی از یک مجموعه امنیتی منطقه‌‏ای کلاسیک و دولت‏‌محور نظامی- سیاسی است و از بسیاری جهات ساختار و رفتاری شبیه اروپای قرن نوزدهم دارد و از سوی دیگر، مداخله قدرتمند خارجی در پویش‏های امنیتی آن و همچنین، آمیختگی و متقاطع‏‌بودن احساسات ضدغربی، ضدصهیونیستی، اسلامی و ناسیونالیسم عربی اجرای سیاست‏های موازنه قدرت (که عامل ثبات‏‌بخش در مجموعه‏‌های امنیتی کلاسیک و دولت‏‌محور سیاسی- نظامی است) را برای دولت‏های محلی و قدرت‏های مداخله‏‌گر فوق‏‌العاده دشوار کرده است.

به دلیل این وضعیت پیچیده، هر قدرت بیرونی که وارد معادلات و مسائل خاورمیانه می‏‌شود معمولاً نمی‌‏تواند بی‏طرف باشد و لاجرم با دوستان و دشمنانی مواجه خواهد شد؛ که البته تجربه نشان داده است دوستی و دشمنی‏‌شان ممکن است پرنوسان باشد (به دلیل همان پیچیدگی الگوی دوستی و دشمنی در خاورمیانه). فدراسیون روسیه که در سال‏های اخیر برای اولین بار بعد از جنگ سرد به‌‏طور جدی‌‏تری وارد مسائل و چالش‌‏های خاورمیانه شده است، در سیاست‏های خود طی چند سال گذشته تلاش کرده است منطق پیچیده الگوی دوستی و دشمنی در خاورمیانه را با تعامل و همکاری همزمان با همه بازیگران و قدرت‏های منطقه دور بزند. در این راستا، درب کاخ کرملین همیشه بر روی مسئولان و مقامات همه کشورها و بازیگران خاورمیانه باز بوده است.

روس‏ها با ایران و نیروهای محور مقاومت در سوریه علیه گروه‏‌های جنگجو و مخالف اسد می‏‌جنگند؛ روابط دیپلماتیک و اطلاعاتی گسترده‏ای با اسرائیل دارند؛ در برابر اقدامات تجاوزکارانه اسرائیل در هدف قرار دادن نیروهای جبهه متحد حکومت سوریه سکوت می‏کنند؛ حاضر می‌‏شوند به ترکیه پیشرفته‏‌ترین سیستم دفاع موشکی خود یعنی اس ۴۰۰ را بفروشند؛ با حضور سفیر عبد ربه منصور هادی به‏عنوان نماینده قانونی کشور یمن در مسکو موافقت کرده‌‏اند[۳]؛ از امکان همکاری استراتژیک با امارات متحده عربی دم می‏زنند[۴]؛ با اردن و اسرائیل در مورد منطقه کاهش درگیری در جنوب سوریه توافق کرده‌‏اند[۵]؛ با دولت مصر رابطه بسیار خوبی دارند؛ در مناقشه میان قطر و عربستان سعودی اعلام بی‏طرفی کرده‌‏اند؛ برای همکاری‏های اقتصادی و انرژی با قطر اهمیت بسیار زیادی قائل‏ا‌ند[۶]؛ عربستان سعودی را دروازه ورود به خاورمیانه می‏‌بینند[۷]؛ و…

این رویکرد روسیه نسبت به خاورمیانه ریشه در عمل‌گرایی سیاست خارجی مسکو دارد؛ عمل‌گرایی که دمیتری ترنین، کارشناس برجسته مسائل روسیه، آن را این‏گونه تشریح کرده است: «در حالی که ژئوپلیتیک اوراسیا عمق استراتژیک روابط خارجی تزارها و پیشبرد اهداف ایدئولوژیکی جهانی در کانون برنامه‏‌های رژیم کمونیستی شوروی قرار داشت، دل‌مشغولی روس‏‌های امروزی، خود روسیه است».[۸] اما روسیه با بازی عمل‌گرایانه خود در خاورمیانه چه اهدافی را دنبال می‏‌کند؟ به‌‏نظر می‌‏رسد روس‏ها با دور زدن الگوی دوستی و دشمنی در خاورمیانه و همکاری با همه بازیگران این منطقه، تلاش می‏‌کنند اهداف و منافع زیر را پیگیری نمایند.

۱-روس‏ها منافع سیاسی، امنیتی و نظامی مهمی در سوریه دارند و سعی می‏‌کنند این منافع را با کمترین هزینه ممکن حفظ کنند. در این راستا، تلاش روسیه بر آن است تا از ایجاد تنش در روابط خود با بازیگران منطقه که می‏تواند هزینه ماندن در سوریه و پیگیری اهداف و منافع مورد نظر را برای این کشور افزایش دهد، پرهیز نماید. تجربه جنگ در افغانستان در دوران شوروی به روس‏ها آموخته است که دیگران می‌‏توانند حضور نظامی آن‏ها در خارج را به چالشی علیه امنیت ملی روسیه تبدیل کنند.

۲-روسیه موافق ظهور یک قدرت برتر (هژمون) در منطقه خاورمیانه نیست؛ چون چنین قدرتی می‌‏تواند منافع روس‏ها را هم در خارومیانه، هم در آسیای مرکزی و قفقاز و حتی در مناطق مسلمان‏‌نشین روسیه به چالش بکشد. بنابراین، سیاست روسیه در خاورمیانه تقویت یک بازیگر در مقابل دیگری نیست، بلکه حفظ تعادل در روابط با کشورهای منطقه و موازنه میان بازیگران مختلف است؛ تا هیچ‏کدام نتوانند به موقعیت برتر دست یابند.

۳-روس‏ها می‏‌خواهند با داشتن رابطه خوب با همه بازیگران خاورمیانه، نفوذ خود را در منطقه با هزینه کم‏تری تقویت نمایند و در مقابل بازیگران بین‏‌المللی خاورمیانه به‏‌ویژه ایالات متحده آمریکا عرض اندام کنند. به هر حال، رهبران روسیه تمایل دارند حداقل در مسائل امنیتی و ژئوپلیتیکی جهان به‏‌عنوان قدرت موازنه‌‏گر در مقابل آمریکا شناخته شوند. با توجه به خلأها و فرصت‏‌هایی که برای بازیگری قدرت‏های فرامنطقه‏‌ای در خاورمیانه وجود دارد و همچنین کاهش میل آمریکا به مداخله مستقیم در این منطقه، روس‏ها شرایط را برای نقش‌‏آفرینی بیشتر در خاورمیانه مناسب دیده‌‏اند.

۴-بخش عمده‌‏ای از درآمدهای دولت روسیه وابسته به فروش نفت و گاز است؛ به‏‌طوری که کاهش قیمت این منابع نقش مهمی در افت و خیز منحنی تولید ناخالص داخلی این کشور دارد. بر اساس جدیدترین ارزیابی بریتیش پترولیوم، خاورمیانه در سال ۲۰۱۶ دارای بزرگترین ذخایر نفتی جهان (۴۷٫۷ کل ذخایر اثبات‏‌شده نفت جهان)، بیشترین تولید نفت جهان (۳۴٫۲ درصد تولید جهانی)، بزرگترین ذخایر گازی جهان (۴۲٫۵ درصد کل ذخایر اثبات‏‌شده گاز جهانی) و سومین تولیدکننده گاز جهان (۱۸ درصد تولید گاز جهان) بوده است.[۹] با توجه به این ظرفیت عظیم ذخایر فسیلی خاورمیانه و غلبه نگرش امنیتی بازیگران این منطقه بر نگاه اقتصادی به این ذخایر، روس‏ها باید به‏‌گونه‌‏ای رفتار کنند که مسائل امنیتی و رقابت‏های ژئوپلیتیکی در منطقه باعث بالا رفتن ظرفیت تولید نفت و گاز و کاهش قیمت این منابع در بازارهای جهانی نشود. در این راستا، مسکو هم باید از ایجاد تنش در روابط خود با بازیگران اصلی دارای این ذخایر در خاورمیانه پرهیز کند و هم سعی نماید از سطح تنش در روابط این بازیگران با همدیگر بکاهد. بنابراین، روس‏ها ناچارند در روابط خود با بازیگران مهم انرژی منطقه تعادل را رعایت کنند.

۵-تا سال ۲۰۱۶ فروش تسلیحات دومین منبع درآمد روسیه بوده و ۲٫۵ تا ۳ میلیون کارگر روسی معادل ۲۰ درصد مشاغل تولیدی این کشور در بخش صنعت دفاعی آن مشغول کار بوده‌‏اند.[۱۰] با توجه به اینکه خاورمیانه یکی از بزرگترین خریداران سلاح در دنیاست و سهم این منطقه از واردات سلاح بین ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۶ بر اساس ارزیابی‏‌ها ۲۹ درصد کل واردات جهانی سلاح بوده است[۱۱]، روسیه که دومین صادرکننده سلاح در جهان است (۲۳ درصد کل صادرات جهانی سلاح بین ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۶)[۱۲] نمی‏تواند نسبت به بازار تسلیحات خاورمیانه بی‌‏تفاوت باشد. با توجه به حرکت هند و چین به‏‌عنوان دو خریدار عمده تسلیحات روسی به سمت خودکفایی در تولید تسلیحات و نیز مشکلات ناشی از کاهش قیمت نفت و تحریم‏‌های غرب علیه مسکو و همچنین بازار رو به رشد واردات تسلیحات در خاورمیانه که بین ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۶ میزان ۸۶ درصد رشد را تجربه کرده است[۱۳]، این موضوع اهمیت زیادی برای روس‏ها پیدا می‏کند. بر اساس ارزیابی‏‌ها، خاورمیانه و شمال آفریقا دومین منطقه بااهمیت برای صادرات تسلیحات روسی است و ۱۷٫۸ درصد از کل صادرات سلاح این کشور بین ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۶ به این منطقه بوده است.[۱۴]

۶-مسلمانان روسیه و همچنین مسلمانان کشورهای همجوار این کشور پاشنه آشیل امنیتی برای مسکو محسوب می‏‌شوند. در واقع، روس‏ها نسبت به رشد افراط‏‌گرایی اسلامی در کشورهای همسایه و در داخل که با ادعاهای تجزیه‌‏طلبانه نیز در هم آمیخته است، حساسیت زیادی دارند و آن را تهدیدی علیه امنیت ملی خود می‏‌دانند. چون خاورمیانه مهد اسلام سیاسی و افراط‏گرایی است و برخی کشورهای منطقه از ایدئولوژی‏های افراطی حمایت می‏‌کنند، مسکو نسبت به دستکاری احتمالی بعضی کشورهای منطقه در مناطق مسلمان‏‌نشین جنوبی و همجوار خود واهمه دارد. بنابراین، از واردشدن به فاز تنش‌‏های گسترده با بازیگران منطقه اجتناب می‏‌کند و سعی دارد روابط مناسبی با همه بازیگران منطقه داشته باشد.

در مجموع روسیه به دلایل فوق تلاش می‌‏کند از درگیرشدن در الگوی پیچیده دوستی و دشمنی در خاورمیانه پرهیز نماید و در این مورد نیز نسبتاً موفق بوده است؛ تا جایی که اسرائیلی‏‌ها به روسیه به‏‌عنوان «شریک خاموش»[۱۵] نگاه می‌‏کنند؛ ایرانی‏ها به‏‌دنبال روابط استراتژیک با روسیه هستند و حتی در مواردی سطح روابط کنونی با مسکو را استراتژیک می‌‏دانند؛ امارات متحده عربی به روابط استراتژیک با روسیه می‌‏اندیشد؛ محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، که در اواخر می ۲۰۱۷ به روسیه سفر کرده بود گفت که «روابط عربستان سعودی و روسیه به سمت بهترین لحظات خود در همه زمان‏ها پیش می‏‌رود»[۱۶]؛ ترکیه و روسیه اعلام کرده‏‌اند که در پی تعمیق روابط استراتژیک هستند[۱۷]؛ و…

این موارد نشان می‏‌دهد روسیه تا حدود زیادی توانسته است کاری که هیچ قدرت فرامنطقه‏‌ای تا کنون نتوانسته در خاورمیانه انجام دهد را پیش ببرد. در حال حاضر هیچ بازیگری در خاورمیانه با روسیه دشمن نیست؛ البته وجود اختلافاتی میان روسیه و بازیگران مختلف در این منطقه قابل انکار نیست. با این حال، این اختلافات در سطح دشمنی نیست.

بنابراین، می‌‏توان گفت روسیه در دور زدن الگوی دوستی و دشمنی در خاورمیانه تا حدود زیادی موفق بوده است. اما آیا این موفقیت همیشگی خواهد بود؟ به‌‏نظر نمی‏رسد این‏گونه باشد. پیچیدگی الگوی دوستی و دشمنی در خاورمیانه می‌‏تواند هر لحظه شرایط متفاوتی ایجاد کند. نمونه بارز آن، هدف قرار گرفتن جنگنده روسی توسط جنگنده ترکیه در مرز سوریه و ترکیه در تاریخ ۲۴ نوامبر ۲۰۱۵ است که باعث تنش‏‌های شدیدی در روابط دو کشور شد. اما به هر حال، روس‌‏ها موفق شدند از آن اتفاق بگذرند که ثمره آن نیز روابط خوب مسکو و آنکارا در شرایط کنونی است.

[۱] باری بوزان و الی ویور، مناطق و قدرت‏ها، ترجمه رحمان قهرمان‏پور، پژوهشکده مطالعات راهبردی، ۱۳۸۸، ص ۱۰۴٫

[۲] همان، ص ۱۲۹٫

[۳] The Russian-Saudi rapprochement and Iran, http://www.aljazeera.com/indepth/opinion/2017/08/russian-saudi-rapprochement-iran-170817154056810.html

[۴] UAE, Russia consider strategic partnership, https://www.khaleejtimes.com/news/government/uae-russia-consider-strategic-partnership

[۵] Russia, Jordan agree to speed de-escalation zone in south Syria, https://www.reuters.com/article/us-mideast-crisis-jordan-russia/russia-jordan-agree-to-speed-de-escalation-zone-in-south-syria-idUSKCN1BM2A5, Israel, Jordan part of new, developing US-Russia deal on Syria ceasefire, https://www.timesofisrael.com/israel-jordan-part-of-new-us-russia-deal-on-syria-ceasefire/

[۶] Qatar and Russia to bolster economic ties, http://www.dw.com/en/qatar-and-russia-to-bolster-economic-ties/a-40299911

[۷] Russia sees Saudi Arabia as ‘gatekeeper’ to Mideast, https://www.al-monitor.com/pulse/originals/2017/09/russia-king-salman-visit-gatekeeper-mideast-strategy-syria.html

[۸] Dmitri Trenin, Russia Redefines Itself and Its Relations with the West, The Washington Quarterly, 30:2, 2007, p.95

[۹] BP Statistical Review of World Energy June 2017, https://www.bp.com/content/dam/bp/en/corporate/pdf/energy-economics/statistical-review-2017/bp-statistical-review-of-world-energy-2017-full-report.pdf

[۱۰] Russian defense industry production up 2.5% in 1Q09, http://sputniknews.com/russia/20090602/155148607.html

[۱۱] SIPRI, Increase in arms transfers driven by demand in the Middle East and Asia, says SIPRI, 20 February 2017

[۱۲] SIPRI, The state of major arms transfers in 8 graphics, 22 February 2017

[۱۳] SIPRI, Increase in arms transfers driven by demand in the Middle East and Asia, says SIPRI, 20 February 2017

[۱۴] Richard Connolly and Cecilie Sendstad, Russia’s Role as an Arms Exporter: The Strategic and Economic Importance of Arms Exports for Russia, Chatham House, March 2017

[۱۵] silent partner

[۱۶] The Russian-Saudi rapprochement and Iran, http://www.aljazeera.com/indepth/opinion/2017/08/russian-saudi-rapprochement-iran-170817154056810.html

[۱۷] Putin and Erdogan talk of ‘strategic partnership’ between Russia and Turkey, http://theduran.com/putin-erdogan-talk-strategic-partnership/

TP

بازی کرملین با کارت ترامپ

در جریان کارزار انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، به‏ کمک شعارهای سنت ‏شکنانه و شوک‏ آور دونالد ترامپ و البته به همت غول‏ های رسانه‏ ای موافق و مخالف وی، تصویری از او ایجاد شده است که مطلوب هیچ‏کس، اعم از دوستان، متحدان، رقبا و دشمنان آمریکا نیست. به همین دلیل، بعد از مشخص‏ شدن نتایج انتخابات، دنیا شوکه شد و به‏ رغم برخی تعارفات رسمی، اغلب دولت‌های جهان نگران سیاست‌های ترامپ هستند. نگران از اینکه آمریکای ترامپ با دنیا چه خواهد کرد و چه برخوردی با آن‏ها خواهد داشت. با وجود این، حداقل در یک جای دنیا، پیروزی ترامپ جشن گرفته شد و آنجا فدراسیون روسیه است. اما چرا روس‏ها از پیروزی ترامپ خوشحال هستند؟ آیا این خوشحالی، واقعی است؟ محاسبه یا محاسبات کرملین در این مورد بر چه اساسی استوار است؟ در برخورد اول، شاید این‏گونه تصور شود که چون ترامپ نسبت به کلینتون در مورد روسیه مواضع بسیار نرم‏تر و مصالحه‏ جویانه‏ تری اتخاذ کرده است، روس‏ ها طبیعتاً باید خوشحال باشند. ترامپ در جریان کارزار انتخاباتی خود گفت که در سوریه اولویت را به جنگ با داعش می‏ دهد و به‏ طور ضمنی از اقدامات روسیه و حکومت سوریه در کشتن افراد گروه داعش حمایت کرد.

وی در مورد اوکراین نیز موضع متفاوتی از رویکرد کنونی آمریکا گرفته و این‏گونه وانمود کرده است که اوکراین بیشتر مسئله اروپاست نه آمریکا. ترامپ همچنین به‏ گونه‏ای سخن گفته است که احتمال برداشتن تحریم‏ ها علیه روسیه در بحث اوکراین و نیز شناسایی کریمه به‏ عنوان بخشی از خاک روسیه از آن‏ برداشت شده است. او از شخصیت و رهبری پوتین نیز تعریف و تمجید کرده است. اما آیا این موارد دلیل خوشحالی روس‏ هاست؟ ممکن است چنین مواضعی از سوی رئیس جمهوری منتخب آمریکا در خوشحالی روس‏ ها تأثیرگذار بوده، اما به‏ نظر نمی‏ رسد سردمداران روسیه تا این اندازه ساده‏ اندیش باشند و تفاوت مواضع ترامپ به‏ عنوان نامزد انتخاباتی حزب مخالف دولت مستقر، را از سیاست و رویکرد وی در قامت رئیس جمهوری ایالات متحده درک نکنند. نمونه بارز آن نیز موضع‏ گیری‏ های پوتین و لاوروف بعد از پیروزی ترامپ است، که با وجود اظهار تمایل به همکاری با آمریکا بر اساس اصول برابری و احترام متقابل، به دشواری مسیر بهبود روابط دو کشور اشاره کرده ‏اند. پس موضوع چیست و واقعاً چرا روس‏ ها خوشحال هستند؟ به ‏نظر می‏رسد دو دلیل اساسی برای حمایت روس‏ها از ترامپ و خوشحالی آن‏ها از پیروزی وی وجود دارد.

ریشه دلیل اول را باید در حمایت اولیه روسیه از ترامپ جستجو کرد. روس ‏ها در طول کارزار انتخاباتی آمریکا، به ‏رغم سیاست اعلامی خود، در عمل کاملاً طرفدار ترامپ بودند؛ چون او در قامت یک ساختارشکن ظاهر شد، که به گمان خود، علیه تشکیلات سیاسی فاسد آمریکا قیام کرده است؛ همان تشکیلاتی که رهبرانش و از جمله شخص هیلاری کلینتون، به‏ عنوان وزیر خارجه وقت آمریکا، پس از انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۱۲ در روسیه، از مخالفان پوتین حمایت کرد (یا از نظر نخبگان حاکم روس، تشکیلاتی که معترضان روسی را علیه پوتین به خیابان‏ ها کشاند). روس‏ ها مانند دیگران معتقد بودند ترامپ شکست می‏ خورد و هیلاری کلینتون برنده انتخابات آمریکا خواهد شد. به همین دلیل، آن‏ها از ترامپ در رسانه‏ ها و افکار عمومی روسیه قهرمانی ساختند، که به دلیل مخالفتش با تشکیلات سیاسی فاسد آمریکا، به‏ رغم حمایت عمومی از وی، به او اجازه داده نخواهد شد رئیس جمهور آمریکا شود و با هر ابزاری از جمله تقلب، جلوی ورود او به کاخ سفید گرفته خواهد شد.

همه این موارد و برنامه‏ ها کارکرد داخلی داشت و در واقع، حکومت روسیه و بویژه الیگارشی حاکم بر سیاست و اقتصاد آن، می‏خواست با استفاده از آن‏ها، هم برخی از مسائل گذشته و حال مرتبط با خود را برای افکار عمومی داخل توجیه کند (از جمله اتهاماتی مانند فساد، تقلب و مهندسی انتخابات و…) و هم به تخریب بیشتر چهرۀ رقیب دیرینه خود یعنی آمریکا در افکار عمومی روسیه بپردازد. با این حال و برخلاف انتظار روس‏ها، ترامپ برنده انتخابات شد. در چنین شرایطی، با توجه به قهرمان‏ سازی صورت گرفته از ترامپ در رسانه‏ ها و افکار عمومی، آنها این پیروزی را جشن‏ گرفتند. اگر در دولت ترامپ، آمریکا بر روسیه سخت بگیرد و تنش‏ ها میان دو کشور باقی بماند یا افزایش یابد، پاسخ حکومت روسیه به افکار عمومی مقداری دشوار خواهد بود.

با این حال و حتی اگر ترامپ در رویکرد آمریکا نسبت به روسیه تغییری ایجاد نکند، به‏ نظر می‏رسد باز هم الیگارشی روسیه احساس می‏ کند از اینکه در مورد پیروزی ترامپ خوشحال بوده و آن را جشن گرفته، ضرر نکرده‏ است، چرا؟ چون روس‏ ها فکر می‏ کنند با ریاست جمهوری ترامپ: اولاً، نفوذ آمریکا در جهان کاهش خواهد یافت، چون هم خود ترامپ انزواطلب است و هم اقدامات وی باعث رنجش دوستان و متحدان آمریکا می‏ شود و آن‏ها را از این کشور دور می‏ کند؛ ثانیاً، ترامپ نمی‏ تواند علیه روسیه اجماع ایجاد کند؛ آن‏گونه که اوباما در مسئلۀ اوکراین ایجاد کرد یا آن‏گونه که کلینتون در صورت پیروزی بر ترامپ، می‏ توانست ایجاد کند. آن‏ها تجربه دوران جورج بوش پسر و اوباما را در قضایای گرجستان و اوکراین با هم مقایسه می‏ کنند. در مسئلۀ گرجستان، دولت نومحافظه‏ کار بوش هرچند سر و صدای زیادی کرد، اما در عمل هیچ اقدامی علیه روسیه صورت نداد، در حالی که در قضیه اوکراین، اوباما زیاد سر و صدا نکرد، اما با ایجاد اجماع بین‏ المللی علیه روسیه و اعمال تحریم‏ علیه بخش‏ های مهمی از اقتصاد و صنایع نظامی این کشور، مسکو را در انزوا و شرایط بسیار دشواری قرار داد. ثالثاً، ترامپ که در سیاست خارجی از «استراتژی» به جای «ایدئولوژی» سخن می‏ گوید، نسبت به کلینتون، که یک بین‏ الملل‏ گرای لیبرال است و به‏ شدت طرفدار رویکرد مداخله‏ گرایی است، از هر جهت برای روسیه بهتر است.

روسیه  به‏ دلیل مشکلات ناشی از فشار تحریم ‏ها و محدودیت‏های آمریکا و متحدانش و همچنین کاهش قیمت نفت به‏ عنوان مهم‏ترین منبع درآمدش، در چند سال گذشته به دردسر افتاده‏ است. تولید ناخالص داخلی‏ آن به ‏شدت تنزل یافته است (از ۲۳۱/۲ تریلیون دلار در ۲۰۱۳ به ۳۲۶/۱ تریلیون دلار در ۲۰۱۵ طبق برآورد بانک جهانی)؛ ارزش پول ملی‏ اش شدیداً پایین آمده و سطح درآمد و رفاه مردم‏ این کشور کاهش یافته است. اخیراً وزارت توسعۀ اقتصادی روسیه اعلام کرده است که در صورت تداوم وضع موجود، تا ۲۰۳۵ اقتصاد این کشور در رکود خواهد بود. علاوه بر این، روسیه درگیر دو بحران در اوکراین و سوریه شده‏ است. اوکراین، به‏ عنوان یکی از محدود متحدان سابق روسیه که برای این کشور ارزش استراتژیک دارد، نه تنها از محور مسکو خارج شده است، بلکه هم‏ اکنون روسیه را بزرگ‏ترین تهدید امنیت ملی خود معرفی می‏ کند و حکومت سوریه، به‏ عنوان تنها متحد روسیه در خارج از منطقه «خارج نزدیک» نیز با بحران بسیار پیچیده‏ ای روبروست.

با این مشکلات و دورنمای مبهم آن‏ها، کرملین فکر می‏ کند با کارت ترامپ می‏ تواند در شرایط موجود تغییراتی ایجاد کند و فرصت‏هایی برای برون‏ رفت از وضع کنونی و اجرای برخی از سیاست‏های مطلوب خود در سطوح داخلی، منطقه‏ ای و جهانی به‏ دست آورد. در صورتی که ترامپ انزواطلبی پیشه نماید و از تعهدات آمریکا در جهان به‏ طور قابل‏ توجهی عقب‏ نشینی کند، یا رویکرد یکجانبه ‏گرایانه‏ ای به سبک نومحافظه‏ کاران در دولت جورج بوش در پیش بگیرد، کرملین فرصت بی‏نظیری برای احیای خود پیدا خواهد کرد.