محور مقاومت؛ جمهوری اسلامی ایران و نظم منطقه‌ای

محور مقاومت؛ جمهوری اسلامی ایران و نظم منطقه‌ای

بعد از وقوع انقلاب اسلامی، مقاومت به‏‌عنوان یکی از عناصر هویت‌‏بخش ملی و دینی نقش برجسته‌‏ای در گفتمان سیاسی جمهوری اسلامی پیدا کرد. در چارچوب استراتژی عمق‌‏بخشی یا صدور انقلاب، تلاش شد مقاومت در خارج از مرزهای کشور نیز پیگیری شود؛ هم به‌‏عنوان عنصری رهایی‏‌بخش در برابر سلطه و استکبار و هم به‏‌عنوان ابزاری برای بازدارندگی در برابر دشمنان و نقش‌‏آفرینی در تحولات و نظم منطقه‏‌ای. نتیجۀ پیگیری این رویکرد در چهار دهۀ گذشته موجب شکل‌گیری مجموعه‏‌ای از کنشگران دولتی و غیردولتی شده است که «محور مقاومت» نام گرفته و هم‌‏اکنون یکی از قطب‌‏های قدرت در غرب آسیا محسوب می‌‏شود. این کتاب به بررسی مسائل محور مقاومت ازجمله روند تکامل، توانمندی‏‌ها، آسیب‏‌پذیری‏‌ها، تهدیدها و چالش‌‏های پیشِ‏‌روی آن و چگونگی نقش‏‌آفرینی این محور در نظم منطقه‌‏ای می‌‏پردازد.

نویسندهٔ کتاب، مهدی شاپوری، دانش‌‏آموخته‏ دکتری روابط بین‌‏الملل از دانشگاه تربیت مدرس و عضو هیئت‌‏علمی پژوهشکده مطالعات راهبردی و نیز پژوهشگر روابط بین‌‏الملل و به‌‏طور خاص، مسائل مربوط به نظم بین‌‏المللی و نظم منطقه‌‏ای در غرب آسیاست. از ایشان گزارش‌‏ها و مقاله‌‏های زیادی در حوزه مقاومت و مسائل منطقه در ماه‏‌نگار و سال‌نمای امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران پژوهشکده مطالعات راهبردی به چاپ رسیده است.
ازجمله آثار ایشان عبارت‌‏اند از:
• سیاست خارجی، امنیت و توسعه؛ تجربه روسیه؛
• عربستان سعودی؛ تحولات، چالش‏‌ها و چشم‌‏انداز؛
• روابط بین‌‏الملل: نظریه و رویه.

جفرافیای انتخابات

جغرافیای انتخابات

فراگیر شدن دموکراسی و انتخابات یکی از مهم‏ترین ویژگی‏‌ها و شناسه‏‌های سده بیستم تا به امروز بوده است. داده‏‌ها و یافته‏‌های موجود نشان می‏‌دهد به هر میزان که فرایند دموکراسی و بایسته‏‌های آن در یک جامعه عمیق‏‌تر ریشه داونده باشد، به همان نسبت نظام سیاسی از کارایی و پایایی بیشتری برخوردار خواهد بود. چنین ویژگی‏‌هایی طی یک سده گذشته در گرایش به دموکراسی و جهان‏‌گستری آن، نقشی بنیادی داشته است. از شناسه‏‌های دموکراسی سازگاری آن با گوناگونی آیین‏‌ها و ایستارهای جوامع مختلف است. از این رو، گونه‏‌های ناهمگونی از مردم‏سالاری در کشورهای مختلف سر برآورده‏‌اند که در همه آنها خواست و پسند مردم در کالبد انتخابات بنیاد پذیرش نظام سیاسی به‏‌شمار می‏‌رود.

طی این مدت نیز سویه‏‌های نظری و کاربردی دموکراسی در کانون پژوهش رشته‏‌ها و گرایش‏‌های گوناگون علوم انسانی قرار داشته است. در این میان، جغرافیای انتخابات به عنوان دیرپاترین و در عین حال پویاترین گرایش جغرافیای سیاسی از زمان طرح این دانش‏واژه (۱۹۱۳) توسط آندره زیگفرید فرانسوی تا کنون در چهارچوب مفاهیم گوناگون نظری و کاربردی در خدمت قلمروداری به عنوان بُعد کاربردی جغرافیای سیاسی بوده است. یافته‏‌های موجود نشان می‌‏دهد که در آن دست کشورهایی که مردم‏سالاری از پیشینه و ژرفای بیشتری برخوردار بوده به همان نسبت رخساره کاربردی جغرافیای انتخابات در راهکاریابی برای مسائل مبتلا به حوزه‏‌های انتخابیه و تبیین الگوهای فضایی رأی کارامدتر عمل کرده است.

در کشور ما نیز هر چند انتخابات و دموکراسی در فرهنگ سیاسی جامعه پیشینه‏‌ای فراتر از یک صد سال دارد اما طی همین مدت، توسعه و گسترش مردم‏سالاری با اُفت و خیزهای بسیاری همراه بوده است. با این حال و به گونه مشخص با پیروزی انقلاب اسلامی و درآمیختگی جمهوریت با اسلامیت، الگوی نوینی از مردم‏سالاری دینی ارائه شد که در قالب نظام حقوقی آن، همه کارگزاران نظام در مقیاس خُرد و کلان به صورت مستقیم و غیر مستقیم توسط مردم برگزیده می‏‌شوند. بی‏‌گمان، کارامدسازی چنین الگویی از مردم‏سالاری نیازمند بررسی چالش‏‌ها و دستاوردهای موجود و پیش‏روی از دیدگاه‏‌های گوناگون نظری و کاربردی است.

از دیگر سو، در حوزه علوم انسانی و برنامه‏‌ریزی دانشگاهی کشور به طور مشخص جغرافیای سیاسی یگانه رشته‌‏ای است که در قالب واحد درسی جغرافیای انتخابات به بررسی جُستار انتخابات می‌‏پردازد. با وجود اهمیت مسئله، تاکنون کتابی که در این حوزه به صورت بنیادی به بررسی ابعاد ساختاری و کارکردی موضوع انتخابات از منظر جغرافیا پرداخته باشد، تألیف نشده است. بر این پایه، کتاب پیش‏روی برای دانشجویان جغرافیای سیاسی ماهیت درسی و مبانی دارد. از این رو، پژوهشکده مطالعات راهبردی بر بنیاد رسالت خود برای تولید و تقویت ادبیات بومی و راهبردی در عرصه دانشگاهی، به انتشار کتاب «جغرافیای انتخابات: مبانی، مفاهیم و مکاتب» به قلم دکتر مراد کاویانی‏‌راد همکار علمی پژوهشکده مطالعات راهبردی و آقای مصیب قره‏‌بیگی دانشجوی دکتری جغرافیای سیاسی دانشگاه تهران اقدام کرده است.

برجام

برجام؛ سیاستها، دستاوردها و الزامات

برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) که در ۲۳ تیرماه ۱۳۹۴ بین جمهوری اسلامی ایران و اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد به همراه آلمان، موسوم به ۱+۵، مورد توافق قرار گرفت، پس از تأیید شورای عالی امنیت ملی، مجلس شورای اسلامی و نهایتاً مقام معظم رهبری (مد ظله العالی)، در تاریخ ۲۶ دی‏ماه ۱۳۹۴ رسماً به مرحله اجرا درآمد. این توافق پس از حدود ۱۲ سال مقاومت، صبوری و پرداخت هزینه از سوی ملت ایران و مدیریت هوشمندانه و مدبرانه مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله خامنه‏ ای و همچنین، بیش از ۲۲ ماه مذاکره فشرده در دولت یازدهم، به دست آمد و متن آن منتشر گردید. حدود یک هفته پس از آن، در ۲۹ تیرماه نیز شورای امنیت سازمان ملل متحد با صدور قطعنامه ۲۲۳۱، شش قطعنامه تحریمی پیشین را که بر برنامه هسته‏ ای ایران وضع شده بود، ملغی کرد و به بیش از یک دهه تلاش برای منزوی‏ سازی دیپلماتیک و تحریم از طریق این قطعنامه‏ ها پایان داد. در عین حال، مهم آن است که این توافق با حفظ و پاسداشت ارزش‏ها و توان‏مندی‏ هایی به دست آمد که ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی با استقامت و پایداری بر مواضع خود، در طول بیش از یک دهه بر آن‏ها پای فشرده بود و حاضر نبود عزت و کرامت انسانی و ملی خود را در برابر معیشت و مواهب دنیوی قربانی کند و مانند بسیاری از دیگر ملل در طول تاریخ روابط بین‏ الملل، در برابر قدرت‏های بزرگ سر خم کند و تسلیم افزون‏خواهی‏ های آن‏ها شود. تیم مذاکره‏ کننده هسته ‏ای نیز به درستی و ازهمان ابتدا بر شأن و حیثیت ملی و پرستیژ کشور در طول مذاکرات پافشاری کرده و تأکید نمودند که حتی در سناریوی برد- برد نیز حاضر نیستند هیچ امتیازی را که متضمن خدشه به این جایگاه باشد به طرف‏ های مقابل بدهند. همین تأکید و ابرام بود که توانست استقامت و ایستادگی ملی را به امید اجتماعی برای آینده بهتر و پیشرفت تبدیل کند و دیپلماسی هسته‏ ای را به مثابه پلی برای پیوند میان آن‏ها ارزش ببخشد. بنابراین، روایت منصفانه آن است که مهم‏ترین دستاورد جمهوری اسلامی ایران در موضوع برجام، تثبیت حق برخورداری از انرژی صلح ‏آمیز هسته‏ ای در چارچوب داشتن چرخه کامل سوخت هسته‏ ای است. در واقع، پیش از این به جمهوری اسلامی فشاور می‏ آوردند که ایران اگرچه می ‏تواند از انرژی صلح ‏آمیز هسته ‏ای استفاده کند، اما حق غنی ‏سازی در داخل کشورش را ندارد که اکنون با برجام حق غنی‏ سازی ایران تثبیت شده است. آن‏ها برای این هدف خود، تحریم‏ هایی را به ملت بزرگ ایران تحمیل کردند که به اعتراف دوست و دشمن، در طول تاریخ روابط بین‏ الملل بی‏ سابقه بود و تا آن زمان هیچ ملتی در معرض این آزمون بزرگ قرار نگرفته بود. هرچند از بدو پیروزی انقلاب اسلامی در اقدامی هماهنگ، تحریم‌هایی علیه ایران به‌ ویژه از ناحیه آمریکا وضع شده بود؛ اما تحریم‌هایی که به گفته غربیان برای جلوگیری از تولید سلاح هسته‌ای بود، به قدری گسترده بود و با اتفاق بین‌المللی صورت ‌می‌گرفت که چین و روسیه را هم به امضای قطع‌نامه‌های تحریمی وادار می‌کرد. دایره تحریم‌ها در زمینه‌های مختلف سیاسی، علمی، اقتصادی، خریدوفروش سلاح و مهم‌تر از آن نشانه‌رفتن گلوگاه اقتصادی ایران یعنی صادرات نفت را شامل می‌شد که اگر به توافق نهایی نمی‌رسیدیم، به گفته رئیس ‌جمهوری «به ‌یقین صادرات نفت ما به تعطیلی کشیده می‌شد». هرچند کشورهای غربی در هر مورد که قطع‌نامه‌هایی را علیه ایران صادر می‌کردند، مدعی می‌شدند انگیزه صدور قطع‌نامه‌ها جلوگیری از برنامه اتمی ایران است؛ اما واضح بود که هدف نهایی از تصویب آن‌ها به ‌زانو درآوردن اقتصاد کشور و به تسلیم وادار کردن مردم سلحشور و نظام مقاوم جمهوری اسلامی ایران و در رأس آن مقام معظم رهبری بود؛ خوابی که البته هیچ گاه تعبیر نشد. بر این اساس، توافق هسته ‏ای را می‏توان حاصل کارزاری دیپلماتیک، پیشرفت‏ های بازگشت‏ ناپذیر هسته‏ ی و پایداری و صبوری نظام و ملت سرافراز ایران و البته، عنایات الهی دانست؛ کارزاری که مطرح‏ترین قدرت‏های جهان از جمله پنج عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد در یک طرف میدان قرار داشتند و ملت و دولت تمدن‏ ساز و تاریخی ایران و نمایندگان آن‏ها در سوی دیگر و در نهایت، طرف‏ های مذاکره و به ویژه دشمنان کشور وادار شدند در برابر منطق، عظمت و یکپارچگی ملت و دولت ایران سر تعظیم فرود آورند و حقوق آن را بر اساس معاهدات بین‏ المللی بپذیرند. بر این اساس، کتاب حاضر، از منظری علمی و بر اساس همکاری جمعی از فرهیختگان و اعضای هیئت علمی دو مجموعه  پژوهشکده مطالعات راهبردی و مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری، به تبیین و شرح سیاست‏ها، دستاوردها و الزامات برجام پرداخته است. سویه علمی و نگاه متخصصانه نویسندگان، این اثر را به مثابه راهنمایی برای سیاست‏گذاران و مسئولان جمهوری اسلامی از یک سو و محققان و پژوهش‏گران از سوی دیگر، در راستای شناخت دستاوردهای برجام با هدف بهره‏مندی بهینه از آن‏ها و همچنین، پیامدهای هزینه‏ زای برجام با هدف مدیریت و تحدید آن‏ها ارزشمند کرده است. همچنان که راهنمای مناسبی برای شناخت الزامات اجرایی‏ شدن برجام در شرایط کنونی نظام بین‏ الملل به شمار می آید.

نخستین کنفرانس امنیتی تهران

نخستین کنفرانس امنیتی تهران؛ درس‌ها و بایسته‌ها

نخستین کنفرانس امنیتی تهران

در ۲۱ آذر ۱۳۹۵ به همت ۱۲ مرکز مطالعات راهبردی ایران از جمله پژوهشکده مطالعات راهبردی در سالن اجلاس سران برگزار شد. در این کنفرانس یک روزه علاوه بر مقامات عالی‌رتبه کشوری، اندیشمندان مطالعات سیاسی و بین‌المللی به بررسی وضعیت منطقه غرب آسیا پرداخته و در شش پنل جداگانه که به شکل موازی برگزار شد، نقطه‌نظرات خود را در خصوص نظم امنیتی منطقه‌ای غرب آسیا بیان کردند.

  1. شکل برگزاری کنفرانس امنیتی تهران ترکیب مناسبی از کنفرانس‌های علمی و کارشناسی و رسمی و سیاسی بود. در مراسم شروع، رئیس مجلس شورای اسلامی نقطه نظرات خود را در خصوص نظم امنیتی منطقه‌ای غرب آسیا بیان کرد و در مراسم پایانی که بعد از ظهر برگزار شد، وزرای دفاع، خارجه، کشور و دبیر شورای عالی امنیت ملی سخن گفته و مواضع جمهوری اسلامی ایران را در خصوص مسایل منطقه‌ای و چگونگی حل و فصل اختلافات و برقراری نظمی پایدار طرح کردند. ساعات میانی کنفرانس به بخش علمی و کارشناسی اختصاص داشت و در آن شش پنل به صورت موازی در شش سالن و با شرکت اساتید، کارشناسان و صاحب‌نظران داخلی و خارجی برگزار شد که از مباحث نظری تا چالش‎ها، روندها، مولفه‏‎ها و کنش‏گران منطقه‎ای و فرامنطقه‎ای را شامل می‏شد.
  2. شعار نخستین کنفرانس امنیتی تهران «گفت‌وگو، اعتماد و همکاری متقابل برای نیل به امنیت و پیشرفت» بود. در این کنفرانس میهمانانی از کشورهای عربی، اروپایی، روسیه، چین و ژاپن به همراه سفرای کشورهای منطقه در تهران شرکت داشتند و شرکت‌کنندگان کوشیدن که به شعار کنفرانس پایبند باشند و سخنی به گزاف نگویند و بر طبل اختلاف نکوبند و آن را فرصتی برای تبادل نظر و یافتن راهی کم‌هزینه برای چالش‌های گسترده و پرهزینه منطقه نمایند.
  3. کنفرانس امنیتی تهران زمانی برگزار شد که شعله‌های آتش در منطقه زبانه می‌کشد؛ جهل و نادانی و فقر و ناکامی، استبداد و ناکارآمدی، مداخله‌‌گرایی و ناتوانی موجب منازعات قومی و مذهبی، داخلی و خارجی در منطقه شده است و جهان اسلام در بحرانی بزرگ و خشونتی‌ مستمر فرو رفته است. شرکت‌کنندگان در این کنفرانس بر این باور بودند که بازگشت‌ به ارزش‌های مشترک اسلامی انسانی، پای‌بندی به سازوکارهای مسالمت‌آمیز حل اختلافات، تلاش برای گفت‌وگو و مفاهمه، درک درست از منافع مشترک، احترام متقابل و افزایش اعتماد گام‌های ضروری برای مقابله با چالش‌ها و تهدیدات مشترک منطقه‌ای است.
  4. تهدیدات و چالش‌های منطقه غرب آسیا نه صرفاً نظامی و امنیتی است و نه نظم و امنیت آن صرفاً از طریق توسل به چنین ابزارهایی حاصل می‌شود. پایان دادن به جنگ نخستین اولویت در منطقه است و همه دولت‌ها و کنش‌گران باید در این راه گام بردارند، اما چالش‌های غیرنظامی دست‌کمی از تهدیدات نظامی ندارند. بحران آب، بحران‌های زیست محیطی، پدیده دولت‌های شکننده و ناکارآمد، بحران نقض حقوق بشر و نادیده گرفتن‌ آزادی‌های سیاسی و اجتماعی مردم، چالش‌های پایدار منطقه به شمار می‌آیند که بدون درک درست آنها و مقابله جمعی و منطقه‌ای با این چالش‌ها و بحران‌ها نمی‌توان آینده روشنی برای مردم غرب آسیا تصور کرد.
  5. امنیت فردی، ملی، منطقه‌ای و جهانی در پیوندی عمیق با یکدیگر هستند. نظم امنیتی منطقه‌ای غرب آسیا بر پایه درک درست از این موضوع و پیوند سطوح و ابعاد مختلف امنیت شکل می‌گیرد. امنیت از درون دولت‌های ملی شروع شده در همکاری مبتنی بر منافع و چالش‌های مشترک در منطقه تعمیق یافته و در تعامل منطقی و متقابل با کنش‌گران فرامنطقه‌ای پایدار می‌شود. اتکا به قدرت‌های فرامنطقه‌ای، توسل به ابزارهای نظامی و خریدهای تسلیحاتی تنها به تداوم بحران، عقب‌ماندگی و فقر بیشتر و گسترده‌تر در منطقه می‌انجامد.
  6. برگزاری کنفرانس امنیتی تهران فرصتی برای هم‌اندیشی اندیشمندان داخلی و خارجی، مقامات کشورهای منطقه و کنش‌گران بین‌المللی است تا با همدیگر گفت‌وگو کرده، فهم و درک خود را از همدیگر اصلاح کرده و افزایش دهند. کنار نهادن پندارهای نادرست نخستین گام برای برقراری ثبات، نظم و امنیت در منطقه است. امید است این کنفرانس در سال‌های بعد به شکل منظم برگزار و با مشارکت صاحب‌نظران همه کشورهای منطقه به محلی برای تضارب آرا و افکار اندیشمندان کشورها تبدیل و ضمن افزایش اعتماد در میان آنها به همکاری بیشتر منطقه‌ای در جهت نیل به امنیت و توسعه منجر شود.