تحول در سیاست خارجی هند

توافق ملی در هند برای تبدیل‌‏شدن به قدرت جهانی از آن جهت دارای ارزش است که این کشور بیش از ۲۰۰ سال مستعمره انگلستان بوده است. نتیجه استعمار نابودی سیستم سیاسی و ساختارهای اقتصادی هند بود. هم‌‏اکنون در مدت کمتر از یک‏ قرن پس از استقلال شوروی در میان رهبران و مردم این کشور برای تبدیل‏‌شدن به قدرت جهانی پدید آمده است.

رهبران هند پس از تجربه راهبردهای سیاسی متفاوت در سیاست خارجی و اقتصادی در‏ نهایت سیاست اقتصاد آزاد و گسترش روابط با غرب را برگزیدند. سیاستی که توانسته به رشد سریع اقتصادی این کشور بینجامد و موقعیت آن را در سطح بین‌‏المللی و منطقه‌‏ای بالا ببرد. به‏‌رغم این دستاورد، هند همچنان در تبادل با قدرت‏‌های برتر و رقبای منطقه‌‏ای آسیب‌‏پذیر است. این آسیب‏‌پذیری را در روابط‏ خارجی این کشور می‏‌توان مشاهده کرد.

کتاب تحول در سیاست خارجی هند نوشته مهناز و مهدی ظهیری‌نژاد در ۱۰ فصل تلاش دارد آشنایی لازم را به خوانندگان در خصوص روند تغییرات در روابط ‏خارجی هند با دیگر کشورها پس از استقلال و به‏‌ویژه پس از جنگ سرد و اصلاحات اقتصادی در این کشور ارائه دهد. برای درک موقعیت هند و عملکرد رهبران سیاسی این کشور در سیاست خارجی، نظریه وابستگی اقتصادی جوزف نای و رابرت کوهن مدنظر قرار گرفته است.

عوامل تاریخی تاثیرگذار بر سیاست خارجی هند، نقش نهادهای سیاسی در سیاست خارجی هند، سیاست خارجی هند در دوره‌های جنگ سرد و پس از جنگ سرد و سیاست خارجی هند در قبال قدرت‌ها و مناطق مختلف اعم از خاورمیانه و ایران از جمله فصول این کتاب است.

عربستان سعودی؛ تحولات، چالش‌ها و چشم‌انداز

عربستان سعودی بازیگری کلیدی در تحولات منطقه خاورمیانه است. از نظر سیاسی، این پادشاهی در میان کشورهای اسلامی و عربی نفوذ بالایی دارد و تلاش می‏‌کند در سطح بین‏‌المللی نیز حمایت بازیگران بزرگ جهانی به ‏ویژه آمریکا را نسبت به سیاست‏‌های داخلی و منطقه‏‌ای خود جلب کند.

از لحاظ اقتصادی، عربستان یکی از بزرگترین تولیدکنندگان و صادرکنندگان نفت جهان است و از این نظر، کشوری ثروتمند محسوب می‌‏شود که دلارهای نفتی فراوان آن، پشتوانه سیاست‌‏های داخلی، منطقه‌‏ای و جهانی آل‏ سعود است. پادشاهی سعودی از نظر نظامی، سومین کشور پرهزینه جهان به ‏شمار می‌‏رود. به ‏لحاظ فرهنگی نیز با توجه به قرارگرفتن اماکن مقدس مسلمانان در خاک عربستان، این کشور جایگاه بالایی نزد مسلمانان دارد و سیاست‌‏های حکمرانان این کشور در حمایت از گروه‌‏های افراطی و تندرو، نقش بسیار مهمی در شکل‏‌گیری و گسترش تفکرات سلفی- تکفیری در منطقه و جهان داشته است.

عربستان سعودی در سال‏‌های اخیر و پس از روی کار آمدن ملک سلمان، تحولات جدیدی را تجربه کرده است. این تحولات بیشتر در بستر قدرت‌‏گرفتن محمد بن سلمان و در راستای تحکیم قدرت این شاهزاده جوان، بلندپرواز و ماجراجو، قابل تحلیل و ارزیابی است. محمد بن سلمان که پس از پادشاه‏‌شدن پدرش، روند ارتقای موقعیت خود را آغاز کرد، در طول کمتر از سه سال تمامی رقبای خود را از صحنه کنار زد و به مقام دوم پادشاهی سعودی رسید.

به این ترتیب، او هم‌‏اکنون نزدیک‏ترین شاهزاده نسل سوم سعودی به تخت و تاج پادشاهی است و از هیچ تلاشی برای قبضه کامل قدرت و تثبیت موقعیت خویش در روند رسیدن به این تخت و تاج دریغ نمی‌‏کند. برنامه‏‌های بلندپروازانه و سیاست‏‏‌های جاه‌‏طلبانه محمد بن سلمان در داخل و خارج در چند سال اخیر، باعث طرح سوالات زیادی درباره ماهیت و چشم‏‌انداز اقدامات سعودی‏‌ها شده است.

پژوهشکده مطالعات راهبردی با درک نیازها و دغدغه‏‌های موجود برای فهم مسائل عربستان سعودی، به ‏ویژه سیاست‏‌های محمد بن سلمان، نگارش کتاب حاضر را در دستور کار خود قرار داد. حاصل کار در قالب ۱۲ مقاله به بررسی تحولات، چالش‌‏ها و چشم‌‏انداز مسائل این پادشاهی پرداخته که امید است بتواند بخشی از نیازهای پژوهش‏گران حوزۀ کشورهای جنوبی خلیج فارس، و به ‏ویژه عربستان سعودی را تأمین نماید. مطالعۀ کتاب برای دانشجویان علوم سیاسی و روابط بین‏‌الملل، جغرافیای سیاسی و علاقمندان مباحث راهبردی مربوط به عربستان سعودی مفید خواهد بود.

سیاست‌زدگی در سازمان‌های اطلاعاتی

پس از انتشار کتاب مجموعه مقالات اطلاعات به‌‏مثابه علم در سال ۱۳۹۳، پژوهشکده مطالعات راهبردی متوجه خلأ فکری عمیقی شد که در زمینه کاربست اطلاعات در کشورداری ایرانی وجود دارد. به‌‏رغم آنکه اطلاعات یکی از مولفه‏‌های عرصه مطالعات امنیتی و راهبردی است، اما طی دو دهه‏‌ای که از عمر پژوهشکده مطالعات راهبردی می‏‌گذرد، به‏‌ندرت نگاه راهبردی به این ابزار کشورداری در محصولات دیده می‌‏شد. بنابراین پژوهشکده با توجه‏ به رسالت خود مبنی بر پرکردن خلأ ادبیات پژوهشی در حوزه‏‌های راهبردی، تصمیم گرفت که بررسی موضوعات راهبردی مرتبط با دستگاه‌‏های اطلاعاتی را نیز در دستورکار قرار دهد.

با وجود این، انجام کار پژوهشی درباره نهادهای اطلاعاتی به‌‏دلیل کمبود پژوهشگران و محققین علاقه‌‏مند به این موضوع کاری دشوار است. به همین دلیل قریب به چهار سال طول کشید تا اثر نسبتاً علمی دیگری در باب اطلاعات در این پژوهشکده تدوین شود. کتاب حاضر با عنوان سیاست‏‌زدگی در سازمان‏‌های اطلاعاتی گام بعدی پژوهشکده مطالعات راهبردی در حوزه تولید متن‌‏های تالیفی درباره دستگاه‏‌های اطلاعاتی است. البته این کتاب، به‌‏جای آنکه سازمان‌‏های اطلاعاتی را موضوع بررسی قرار بدهد، یکی از مسائل مبتلابه این نهادها در نظام‌‏های مردم سالار را به بحث گذارده است. نویسندگان کتاب تلاش کرده‌‏اند به زبانی ساده و درعین‏‌حال موجز، مسئله سیاست‏‌زدگی در نهادهای اطلاعاتی را از ابعاد مختلف واکاوی نمایند. تلاش نویسندگان این بوده است که به‏‌ دور از هرگونه اطناب در کلام، مخاطبان را با مسئله و پیامدهای آن آشنا کنند و در عین‏ حال راهکارهایی را برای مدیریت مسئله در اختیار دست اندرکاران فعالیت‌‏های اطلاعاتی قرار بدهند.

کشورهای خلیج فارس در اقتصاد بین‌الملل

کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس در طی سال‌های اخیر به سرعت متحول شده‌اند. در منطقه توسعه نیافته خاورمیانه، آن‌ها در حوزه‌های مختلف به پیشرفته‌های قابل توجهی دست یافته‌ و در برخی حوزه‌ها دارای نقش پیشرو هستند. قطر و امارات متحده عربی به ویژه دوبی و ابوظبی در برخی از شاخص‌های توسعه در مقام نخست جهانی قرار دارند. آن‌ها زودتر از کشورهای منطقه به روند‌های جهانی واکنش نشان داده و به تنظیم مناسبات خود با آن‌ها پرداخته‌اند. در دهه‌های گذشته زمامداران این کشورها در مقایسه با سایر کشورهای منطقه انتخاب‌های متفاوتی داشتند. آن‌ها مسیر خود را از روندهای کلی منطقه‌ای جدا کرده و در تنظیم مناسبات خود با کنش‌گران و تحولات جهانی راه متفاوتی در پیش گرفتند. بررسی‌های عینی نشان می‌دهد که راهبرد آن‌ها در مواجه با تحولات و روندهای جهانی به تأمین منافع ملی آن‌ها کمک شایانی کرده است. آن‌ها سه دهه پیش زمانی که روند جهانی شدن به همه مناسبات سیاسی و اقتصادی بین‌المللی سایه انداخته بود، نه تنها با روند توسعه و جهانی‌شدن همگام شدند، بلکه با تکیه بر ظرفیت‌ها و توانمندی‌های نسبی خود راه توسعه خاص خود را ارائه کردند. بر بنیان چنین سیاستی اکنون آن‌ها نه تنها برای ملت خود رفاه، آسایش و ثروت فراهم آورده‌اند، بلکه در عرصه بین‌المللی به سطح بالاتری از قدرت، نفوذ، ثروت، هویت و به طور کلی جایگاه بین‌‌المللی دست یافته‌اند که چیزی جز حاصل انتخاب آن‌ها در مقابل روند جهانی شدن نبوده است.

کتاب «کشورهای خلیج فارس و اقتصاد بین‌‌الملل» با بررسی دقیق روندهای کلی و جزئی در هر کدام از کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس نسبت آن‌ها با جهانی شدن را تشریح می‌کند، و به این پرسش پاسخ می‌دهد که آن‌ها در برابر جهانی شدن چه سیاستی در پیش گرفته و با چالش‌های آن چگونه برخورد کرده و از مزایای آن چگونه بهره برده و چه نتایجی به دست ‌آورده‌اند.

مطالب کتاب در دو بخش سازماندهی شده است که هر کدام از  آن‌ها درباره جنبه متفاوتی از تعامل کشورهای حوزه خلیج فارس با عرصه جهانی را توضیح می‌دهند. بخش اول، تحت عنوان ‘جهانی شدن و خلیج فارس’، شامل چهار فصل است که به تحلیل‌ نظری و عملی موضوع می‌پردازند. فصل اول نگاه اجمالی به تاریخچه تعامل کشورهای حوزه خلیج فارس در اقتصاد جهانی را ارائه می‌دهد و توضیح می‌دهد که منطقه خلیج فارس برای قرن‌ها یک محور تجاری و استراتژیک بوده و مسیرهای عمده تجاری هند، آفریقا و اروپا را به هم متصل می‌کرده و از طریق یک شبکه متراکم فراقاره‎ای با هر کدام از  آن‎ها در ارتباط بوده  است. مدت‌ها قبل از کشف، استخراج و صادرات نفت و حضور قاطعانه کشورهای خلیج در نظام اقتصادی بین‎المللی، این فرایندهای قدرتمند مهاجرت و انطباق فرهنگی بودند که یک هویت جهانی و ذهنیت تجاری را در منطقه شکل دادند. فصل دوم نقش فعال‌تر کشورهای کوچک در سیاست جهانی و روابط بین‎الملل در پی سرعت گرفتن فرایندهای جهانی و گشوده شدن فرصت‌های جدید برای مشق قدرت و نفوذ را بررسی می‌کند. کویت و عربستان سعودی برای چندین دهه با ارائه کمک‎های سخاوتمندانه در خارج از کشور و رهبری دنیای اسلام، در شبکه‎های روابط جنوب-جنوب حضور فعال داشته‌اند.

اما از پایان جنگ سرد به بعد، ارتباطات کشورهای خلیج فارس با سیستم بین‌المللی پیچیدگی‎های بیشتری پیدا کرده و به طور چشم‌گیری گسترده‌تر از روابط و پیوندهای موجود بین کشورهای جنوب شده است. مطالعه دقیق‌تر قطر و امارات متحده عربی نشان می‌دهد که محدودیت‎های سرزمینی و کم بودن جمعیت  این دو کشور نتوانسته مانع گسترش قدرت و نفوذ آن‎ها شود به طوری که آن‎ها توانسته‌اند خود را  با بسیاری از کشورهای بزرگ‌تر و قدرتمندتر هم سطح سازند. این باعث می‌شود برخی از فرضیه‎های غالب در مورد ساختارهای بین‌المللی و قدرت در عصر جهانی، در عین حال که در حال تغییر شکل اساسی هستند، به چالش کشیده شوند. فصل سوم سازوکارهای نمایش قدرت و نفوذ کشورهای خلیج فارس در سطح منطقه‎ای و جهانی از طریق ‘سرمایه‌داری دولتی’ و طرح‎های توسعه ملی و اقدامات استراتژیک را تحلیل می‌کند و بر تحولات صورت گرفته در کشورهای خلیج فارس به ویژه بر انرژی‎های تجدید‌پذیر و انرژی جایگزین در امارات متحده عربی و عربستان سعودی، محصولات حاصل از تصفیه نفت و پتروشیمی در عربستان سعودی، و تحصیلات عالی و تحقیق در قطر و به میزان کم، در عمان تمرکز می‌کند. در فصل پایانی این بخش، هم‌زمان با توضیح این نکته که چگونه سیاست‌گذاران در صدد دستیابی به مزایای حداکثری از جهانی شدن اقتصادی هستند و کم‌ترین سود را از ابعاد سیاسی و فرهنگی جهانی شدن می‌برند، انگیزه‎ها و اهداف مقامات خلیج فارس از مشارکت در سطح جهانی نیز بررسی  می‌شود.

در بخش دوم تحت عنوان ‘الگوهای در حال تغییر مشارکت جهانی’، الگوهای در حال تغییر مشارکت کشوهای خلیج  فارس در نظام جهانی در پنج فصل بررسی می‌شود. فصل پنج و شش این کتاب به سرمایه‌گذاری‎های بین‎المللی کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس و تفوق مالی و درخشش  آن‎ها در عرصه تجارت جهانی می‌پردازد. توسعه کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس و تبدیل شدن  آن‎ها به مراکز سرمایه‌گذاری عمومی و اسلامی در منطقه در فصل پنجم توضیح داده شده است. این فصل، زمینه‎های لازم برای رشد کشورهای خلیج فارس و سوق یافتن قدرت اقتصادی جهانی از غرب به شرق و از بازار به دولت را بررسی می‌کند.

ویژگی اصلی فصل پنجم این است که در مورد بین‎المللی شدن مؤسسات مالی اسلامی مستقر در خلیج فارس و الگوهای جدید جذب صندوق‎های مستقل سرمایه که به شکل‌گیری ارتباطات جدید پایدار بین خلیج فارس و سایر مناطق به ویژه جنوب شرقی آسیا انجامیده است، توضیح می دهد. چنین پیوندها و روابطی بیشتر در فصل ششم مورد بررسی قرار می‌گیرد. این فصل گسترش و تنوع قابل ملاحظه روابط تجاری کشورهای خلیج فارس نه تنها با کشورهای آسیایی اطراف اقیانوس آرام، بلکه با شرکای جدید در جنوب و جنوب شرقی آسیا را بررسی می‌کند و در پایان فصل شش، به مطالعه موردی گسترش ‘رابطه’ نوظهور در عرصه مواد غذایی و امنیت انرژی که به ایجاد ارتباطات پایدار جدید بین کشورهای حوزه خلیج فارس و تعدادی از شرکای  آن‎ها در سراسر آفریقا و آسیا منجر شده  است، پرداخته می‌شود.

فصل هفت شامل مطالعه موردی هواپیمایی جهانی است که کشورهای خلیج مؤثرترین و پویاترین نیروی محرکه تغییرات جهانی در این عرصه بوده‌اند. این فصل خطوط هوایی امارات، قطر و اتحاد را بررسی و مقایسه می‌کند و توضیح می‌دهد که چگونه این شرکت‎ها بازارهای سنتی هواپیمایی را بازتعریف کرده‌اند. خطوط هوایی کشورهای خلیج فارس به دور از محدودیت‎های سیاسی یا کاری میراث‌داران حمل و نقل هوایی و با بهره‌گیری از مدل توسعه‎ای دولت سرمایه‌داری، هواپیمایی جهانی را در اطراف هاب‎های دبی، دوحه و ابوظبی تغییر داده‌اند و  آن‎ها را به ‘نقاط اتصال’ تبدیل کرده‌اند که قادرند نقاط مختلف جهان را با تنها یک توقف در خلیج فارس به هم متصل کنند. علاوه بر این، مجموعه سفارشات بی‌سابقه هواپیما از سوی کشورهای خلیج فارس به منظور نوسازی و ارتقاء خطوط هوایی خود، برای تولیدکنندگانی مانند بوئینگ و ایرباس که در صنعت خود با رکود و دشواری مواجه هستند، حائز اهمیت می‌باشد. با همه این‎ها، این فصل با ارزیابی هشداردهنده‎ای درباره امکان تداوم فعالیت این سه خط هوایی رقیب در بازار متمرکز کنونی به پایان می‌رسد.

فصل هشتم به بررسی مهاجرت افراد به کشورهای خلیج فارس می‌پردازد که به شکل گیری یک نیروی  فرودست منجر شده  است. این قشر پایین زیربنای ایجاد نوع جدیدی از ‘سرمایه‌داری در خلیج فارس و سلسله مراتب قدرت را تشکیل می‌دهد. نیروی کار مذبور اغلب به صورت موردی یا نظام‌مند مورد سوء استفاده قرار می‌گیرند. جریان‎های ارسال پول موجب شکل‌گیری شبکه‎های چندلایه‎ای از روابط انسانی و اجتماعی-اقتصادی شده‌اند که کشورهای فرستنده نیروی کار در جنوب و جنوب شرقی آسیا را، با شرایط نابرابر، با کشورهای خلیج فارس پیوند می‌دهد. این شرایط باعث شده که سازمان‎های غیردولتی بین‎المللی و جامعه مدنی جهانی خواستار بررسی دقیق‌تر شرایط کار مهاجران، شفافیت بیشتر و حفاظت از  آن‎ها در برابر نقض حقوق بشر شده‌اند.

فصل نهم به بررسی این نکته می‌پردازد که چگونه عناوین و موضوعات مطرح شده در این کتاب، مانند بین‎المللی شدن خلیج فارس و ظهور اشکال جدیدی از قدرت و نفوذ در اقتصاد منطقه‎ای و جهانی می‌توانند در کنار منابع فعلی و منابع جدید و بالقوه ناامنی به حیات خود ادامه دهند. این مبحث فصلی از یک رویکرد جدید به مقوله امنیت است که معتقد است چالش‎های غیرسنتی و طولانی‌مدت، در حال تغییر کارگزاران امنیتی منطقه هستند. رشد و گسترش سریع دولت اسلامی عراق و سوریه، داعش، تنها یک مورد از تهدیدها و چالش‎های سیاسی متعدد پیش‌روی سیاست‌گذاران خلیج فارس بوده است. تهدیدهای دیگر عبارتند از ناامنی دولت در اثر تهدیدات کشورهای همسایه، ناامنی منابع ناشی از مصرف بیش از حد و از بین بردن ذخایر نفت، دشواری تداوم الگوهای توسعه اقتصادی برای گذر به دوران «پسا-نفت»، و چالش‎های جدید ناشی از تحولات بهار عربی در سراسر خاورمیانه پس از سال ۲۰۱۱٫

این کتاب در قسمت نتیجه گیری، توجه خواننده را به «پارادوکس خلیج فارس» جلب می‌کند. این که ظهور کشورهای خلیج فارس در عرصه‎های جهانی و چالش‎های جدید متعاقب بهار عربی دو روند عمیقاً منفک از هم می‌تواند نیروی متفاوت را برای خلیج فارس معاصر رقم ‌زند. تعامل این دو روند کاملاً منفک از هم می‌تواند نیروی محرکه اقتصاد سیاسی و روابط بین‎الملل کشورهای حوزه خلیج فارس در سال‎ها و دهه‎های پیش رو باشد. اولویت‎های داخلی جدید ممکن است موقعیت جهانی برخی (اما نه همه) کشورهای خلیج فارس را که به نظر می‌رسد بعد از دسامبر ۲۰۱۰ به اوج خود رسیده باشد، تعدیل خواهد کرد. در عین حال، تغییرات در  قدرت جغرافیایی-اقتصادی، فرصت‎هایی را برای کشورهای حوزه خلیج فارس فراهم خواهد آورد تا نفوذ و قدرت خود را در جریان پویای نظم جهانی افزایش دهند و روابط و وابستگی‎های متقابل و عمیقی را با شرکای متعدد خود ایجاد کنند. این امر به رده بندی‎های مجدد درون منطقه‎ای منجر می‌شود و خبر از آینده‎ای می‌دهد که در آن کشورهای حوزه خلیج فارس هم زمان با حفظ ترتیبات سیاسی و امنیتی سنتی خود با آمریکا و قدرت‎های غربی، به سوی شرکای جدیدی در آسیا، آفریقا، و حتی آمریکای لاتین گرایش پیدا خواهند کرد.

تجربه موفق این کشورها در تعریف نسبت خود با نظام اقتصاد بین‌الملل و ترکیب دقیق منافع و ارزش‌های ملی و محلی و فرصت‌ها و روندهای جهانی می‌تواند شناخت جامعه ایران را از این کشورها افزایش داده و در تعریف نسبت خود با اقتصاد بین‌الملل گام‌های موفق‌تری را بردارد و نسلی را تربیت کند که در انتخاب‌های خود از تارهای تنیده بومی و ظواهر فراخنای جهانی فراتر رفته و با احترام به داشته‌های خود از فرصت‌های بین‌‌المللی به شکل مناسبی بهره بگیرند.

کتاب «کشورهای خلیج فارس در اقتصاد بین‌الملل» از سوی کریستین کوتس اولریشسن استاد مطالعات خلیج فارس در موسسه بیکر به رشته تحریر درآمده و از سوی پریسا کریمی‌نیا ترجمه و توسط پژوهشکده مطالعات راهبردی در سال ۱۳۹۷ برای استفاده کارشناسان، دانشجویان و علاقمندان مطالعات سیاسی، اقتصادی و امنیتی خاورمیانه، به ویژه خلیج فارس عرصه شده است. مطالعه این کتاب برای دانشجویان، سیاست‌گذاران و فعالان عرصه اقتصادی می‌تواند بسیار مفید و آموزنده باشد.

تازه‌های نشر

تازه‌های نشر ویژه سی و یکمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران

درآمدی بر جامعه‌شناسی احساس امنیت سیاسی در جمهوری اسلامی ایران

احساس امنیت سیاسی، یک برساخت اجتماعی و مفهومی چندوجهی است که مستمراً در میدان‏‌های اجتماعی بازتولید می‏‌شود. در میان نیروهای اجتماعی و سیاسی کشور، نخبگان سیاسی بیش از هر گروه دیگری احساس امنیت یا ناامنی سیاسی را درک کرده و از آن تأثیر می‌‏پذیرند. کتابی که در دست دارید، اثری نوآورانه است که می‌‏تواند هم از جنبه موضوعی و هم از جنبه روش‌‏شناختی به غنای ادبیات در این حوزه مطالعاتی کمک کند. مطالعه عوامل اجتماعی موثر بر احساس امنیت سیاسی در میان نخبگان سیاسی و تعیین سهم هر کدام از آنها، اصلی‏‌ترین هدف نگارش کتاب حاضر بوده و مطالعه آن برای کارشناسان، پژوهشگران و دانشجویان حوزه‏‌های مختلف علوم سیاسی، اجتماعی و امنیتی مفید خواهد بود.

 

قدرت ملی؛ چارچوبی نوین برای سنجش و تحلیل

چگونه می‎توان قدرت ملی کشورها را اندازه گرفت؟ کتابی که در دست دارید برای پاسخ به این پرسش، ابتدا به مبانی و مفاهیم قدرت به طور عام و قدرت ملی به طور خاص پرداخته و سپس نگرش‎های متفاوت به قدرت ملی را شرح داده است. در ادامه، مؤلفه‌‏های قدرت ملی و روش‎ها و الگوهای متفاوت برای سنجش آن مورد ارزیابی قرار گرفته و در نهایت، الگوی پیشنهادی برای سنجش و ترازیابی قدرت ملی کشورها ارائه شده است. مطالعۀ این کتاب برای پژوهشگران و دانشجویان حوزه‎های مختلف علوم سیاسی، دفاعی، اجتماعی و امنیتی مفید خواهد بود.

 

روانشناسی سیاسی خشونت؛ تحلیل کنش معطوف به خشونت داعش

روان‏شناسی تروریسم، به مثابه بخشی از روان‌شناسی خشونت، هم تروریست را قربانی می‏‌بیند و هم کسانی را که آماج حملات تروریستی هستند. بنابراین، کارشناسان امنیتی، جامعه‏‌شناختی و روان‏شناسی باید با همکاری هم شناخت و درک خود را از خشونت سیاسی و تروریسم جدید شکل داده و ارتقا بخشند. در این چارچوب، کتاب حاضر متن ایده‏‌آلی است هم برای رشته‏‌های دانشگاهی و هم نهادها و کارگزاران درگیر در شناخت و مبارزه با تروریسم و گروه‏های تروریستی.

 

کشورهای خلیج فارس در اقتصاد بین‌الملل

کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس به عنوان بخش مهمی از بازیگران محیط راهبردی ایران نقش مهمی در تحولات منطقه ایفا می‌کنند. برخی از آنها با جـدا کردن راه خود از رونـدهای کلی منطقه‌ای، مناسبات متفاوتی با کشورها، شرکت‌ها و سازمان‌های فرامنطقه‌ای برقرار کرده‌‏اند. کتاب حاضر به بررسی نسبت این کشورها با اقتصاد بین‌الملل می‌پردازد. جامعۀ ایرانی می‏‌تواند با استفاده از تجربه این کشورها در تعریف نسبت خود با نظام اقتصاد بین‌الملل گام‌های موفق‌تری بردارد. مطالعه کتاب برای دانشجویان رشته‌های علوم سیاسی، روابط بین‌الملل و مطالعات منطقه‌ای، و نیز کارشناسان، دولتمردان و سیاستگذاران کشور توصیه می‌شود.

 

امنیت زیست محیطی ایران

طی چند دهه اخیر برخاسته از فرایند توسعه، رشد جمعیت و آزمندی‎های انسانی، دست‌اندازی‎های فزاینده و بارگذاری‎های بی‌رویه‎ای در زیست‎کره رخ داده‎ به گونه‎ای که پیامدهای آن ماندگاری حیات و تمدن بشر را به مخاطره افکنده است. هراس از مخاطرات یاد شده و بیم از پیامدهای آن پس از فروپاشی شوروی، امنیت زیست‌محیطی را در جایگاه یکی از سویه‎های نوین امنیت ملی بالا کشید. در این میان، پدیده‎هایی مانند تغییر آب و هوا و بحران آب بسامد بیشتری در کانون‌های علمی و مراکز مطالعات امنیتی داشته‎اند. کتاب حاضر کوششی در تبیین سویه‌های مختلف امنیت زیست‌محیطی و نیز تبیین برخی چالش‎های زیست‌محیطی کشورمان است که مطالعه آن به دانشجویان علوم جغرافیایی و علوم سیاسی توصیه می‎شود.

هویت سلفی

مطالعات گروه‌های تکفیری و سلفی و موضوعات مرتبط با آن، یکی از مهمترین مسئله‌های امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران است. اگرچه اهمیت این موضوع شناخت و تبیین دقیق همه ابعاد این جریان‌ها را ضروری کرده، اما پژوهش در مورد این مسئله مهم امنیتی در کشور، با دو مشکل عمده مواجه است.

 نخست، بسیاری از پژوهش‌ها و کتاب‌های موجود در این عرصه بدون ارائه مطالب جدید، صرفا با هدف تأکید بر نبود منابع کافی به نگارش درآمده است. این در حالی است که اقدام منابع لازم در این مطالعات، پیش فرض و امر بدیهی است. بنابراین، نگارش کتاب‌هایی که درصدد هستند فقط بر این نکته پافشاری کنند، نه تنها شعارزدگی این موضوع، مهم را موجب می‌شوند، بلکه به شناخت عمیق‌تر در مورد ابعاد و تقسیمات فکری و فقهی این جریان‌ها و در نتیجه اتخاذ تصمیمات درست در سیاست خارجی و امنیتی کشور نیز کمکی نمی‌کنند.

دوم، پژوهش در مطالعات گروه‌های تکفیری و سلفی در بسیاری از موارد موضوعات محدودی را در بردارد و اغلب به مطالبی که از محتوای علمی پایینی برخوردار است و پژوهشگر را در شناخت این جریان‌ها اقناء، نمی‌کند و نیز موضوعات تاریخی یا مرتبط با مطالعات تروریسم که به رغم ارزشمندی، لزوما مباحث فکری و مباحثات فقهی گروه‌های تکفیری و سلفی را بازتاب نمی‌دهد، تقلیل یافته است.

از این رو، شناخت جریان‌ها و نحله‌های تکفیری و سلفی، به صورت علمی و آکادمیک تنها در قالب برخی کتابها و مقالات محدود بوده و از بعد اندیشه‌ای و گفتمانی، غنای اندکی در ایران دارد، به ویژه آنکه جنبه‌های مهمی از این مسئله که سازوکارهای مطالعات این جریانها با شناخت آنها تسهیل می‌شود، همچنان مبهم و مغفول مانده است.

روند شکل‌گیری و تحول جریان‌ها و نحله‌های تکفیری و سلفی یکی از جنبه‌های مهمی است که به رغم اهمیت، منبع و پژوهش دانشگاهی معتبری درباره آن تولید نشده است. از این رو، پژوهشکده مطالعات راهبردی با توجه به جایگاه این مباحث در امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران، تلاش کرده با انتشار کتاب حاضر، اولین گام را در بررسی تکامل مطالعات این گروه‌ها با تمرکز بر متون قابل اتکا و معتبر در جامعه علمی و پژوهشی کشور بردارد.

تبیین نحوه شکل‌گیری، رشد و تکامل جریان‌های سلفی در دنیای عرب متناسب با نقاط عطف تاریخی در منطقه آسیای غربی، مهمترین مسئله‌ای است که در این کتاب مورد بررسی قرار می‌گیرد؛ با این هدف که چارچوب هویت سلفی و شناسه‌های خاص آن مشخص شده و علاوه بر تبیین ریشه‌ها و عوامل شکل‌گیری آن، پیامدها و نتایج گسترش این اندیشه در دنیای عرب نیز برجسته شوند. مطالعه کتاب حاضر به دانشجویان شاخه‌های مختلف علوم سیاسی و اندیشمندان حوزه دین و جامعه‌شناسی جنبش‌های اسلامی، به ویژه گفتمان‌های تکفیری و سلفی‌گری و نیز پژوهشگران علاقمند توصیه می‌شود.

مدیریت راهبردی اطلاعات

تهدیدهای ناشی از انسانها و یا طبیعت اغلب به بحران‌هایی منجر می‌شود که افراد، اجتماعات، کسب و کارها، و جوامع را با پیامدهای قابل تأملی مواجه می‌سازند. پیشگیری، تخفیف، یا کمک به انعطاف‌پذیری در مقابل چنان بحران‌هایی کماکان از وظایف اصلی دولت- ملت‌ها به شمار می‌رود.

با این حال، در جهان کنونی ملت‌ها به تدریج جای خود را به شبکه‌ها داده، و تهدیدات نیز جهانشمول می‌شوند. حال سوال این است که کارکردهای سیاستگذارانه و حاکمیتی دولت- ملت‌ها چگونه به این تغییرات واکنش نشان می‌دهند؟ آنها چگونه می‌توانند راهبردهایی را طراحی کنند تا بتوانند با تهدیداتی که متوجه خودشان یا همسایگانشان است مقابله کنند؟ مهمتر اینکه، فناوری‌هایی که این دنیای جهانی‌شده و شبکه‌ای را ایجاد کرده‌ا‌‌ند یعنی فناوری اطلاعات و ارتباطات چگونه می‌توانند ابزاری برای پشتیبانی از چنان راهبردهایی ارائه کنند؟ و اینکه، آیا این شبکه‌ها دریچه‌های جدیدی از تهدیدات و خطرها را به روی ما می‌گشایند؟

مدیریت بحران‌های مختلف و کنترل تهدیدات امنیتی با هدف صیانت از شهروندان نیازمند رویکردی پیشگیرانه و اطلاعات‌محور است. در دوره پس از ۱۱ سپتامبر، اشتیاق برای گردآوری و ضبط گسترده اطلاعات توسط سازمان‌ها و نهادهای گوناگون دولتی افزایش یافته است که این کار، در کنار دستاوردهای راهبردی و ضدتروریستی، چالش‌های جدیدی را در حوزه مدیریت اثربخش بانک‌های اطلاعاتی ایجاد کرده است.

کتاب حاضر مجموعه‌ای استثنایی از تجربیات میدانی کارشناسان را در کنار نظریات دانشگاهی و مهارت‌های بخش خصوصی گرد هم آورده است تا پاسخی جامع برای چگونگی استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات در طراحی راهبرد امنیت ملی شهروندمحور فراهم سازد. کتاب حاضر موضوع تمایل و عزم دستگاه‌های امنیتی دولتی برای گردآوری گسترده اطلاعات جدید را به بحث می‌گذارد.

ایجاد دسترسی، دریافت، ذخیره‌سازی، و جستجوی موثر در بانک‌های اطلاعاتی فزاینده‌ای که در میان ادارات و سازمان‌های مختلف دولتی پراکنده شده است، از جمله چالش‌های مورد بحث در کتاب به شمار می‌رود.کتاب همچنین درباره اضافه‌شدن داده‌های به‌دست آمده از شبکه‌ها و رسانه‌های اجتماعی و فناوری جدید تلفن‌های هوشمند، و پیچیده‌تر شدن امر مدیریت اثربخش اطلاعات مزبور بحث می‌کند.

کتاب به بررسی این واقعیت می‌پردازد که همه سلول‌های تروریستی در یک زمینه مخرب و درهم‌تنیده بین‌المللی فعالیت کرده و دستیابی به ظرفیت و توان انجام حملات شیمیایی، بیولوژیکی، رادیواکتیو، یا هسته‌ای را نیز مدنظر دارند. حملات سایبری به بخش‌های دولتی، خصوصی، و نیز شهروندان عادی از دیگر مباحث مورد توجه کتاب است که توأمان از جانب دولت‌های متخاصم و مجرمین صورت می‌گیرد.

متخصصان و دانشگاهیانی که فصول مختلف این کتاب را نگاشته‌اند همگی از سرآمدان حوزه مدیریت اطلاعات و امنیت ملی به شمار می‌روند؛ نگهبانان بینام و نشانی که وظیفه تحلیل وضعیت و یا حفظ امنیت ملی و امنیت عمومی را به انجام می‌رسانند. با توجه به اهمیت روزافزون امنیت سایبری به عنوان یکی از مهمترین اولویت‌های امنیت ملی، انتشار اثر حاضر ضمن پرکردن جای خالی آن در ادبیات مدیریت اطلاعات، چارچوبی برای محققان حوزه امنیت سایبری فراهم کرده و یادآور چالش‌های آینده‌ی امنیت ملی است.

پژوهشکده مطالعات راهبردی، کتاب حاضر را منبعی آگاهی‌بخش دانسته و مطالعه آن را برای سیاستگذاران، کارشناسان و دانشگاهیان شاغل یا علاقمند به حوزه امنیت ملی، مدیریت اطلاعات و ارتباطات و فضای مجازی ضروری می‌داند.

نوسلفی گری در سوریه

نوسلفی‌گری در سوریه

جریان‌های نوسلفی در سال‌های اخیر نقش بسیار مهمی در تحولات و سیاست‌های منطقه‌ای ایفا کرده‌اند و روندهای کنونی بیانگر این واقعیت است که تا حدود زیادی در حال تقویت بوده، در قالب‌های متفاوتی بروز کرده و شاخه‌های تروریستی آنها امنیت منطقه‌ای و بین‌المللی را نیز با تهدید مواجه می‌سازند. جریان‌های مزبور که در طول دهه‌های گذشته مورد سرکوب قرار گرفته و فعالیت‌های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی آنان محدود شده بود، متعاقب انقلاب‌های عربی در قالب بازیگرانی فعال در صحنه ظاهر شده و به نوسازی تشکیلاتی پرداختند که بارزترین نمود این فعالیتها اکنون در سوریه به چشم میخورد.

اسلامگرایان سلفی جهادی که فعالیتشان در سال‌های گذشته توسط دولت سوریه محدود شده بود، با استفاده از فرصت پیش آمده در تحولات و اعتراضات داخلی در سوریه که به دلیل مداخله بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی به معضلی پیچیده تبدیل گردید، به سازمان‌یابی و گسترش فعالیتشان دست زدند. ورود افراد و گروه‌های پیکارجو از کشورهای مختلف و تشکیل گروه‌های جهادی متعدد نیز اوضاع را پیچیده‌تر کرد.

اکنون بیش از پنج سال از آغاز بحران سوریه گذشته و گروه‌های مختلف نوسلفی داخلی و خارجی در منازعات این کشور نسبت به گروه‌های دیگر نقش قابل توجهی پیدا کرده‌اند. گروه‌های مزبور اهداف، اعتقادات، انگیزه‌ها و خواسته‌های متفاوتی را دنبال می‌کنند. داعش، هدف خود را سرنگونی بشار اسد و تشکیل دولت اسلامی در سراسر سرزمین‌های اسلامی اعلام کرده، در حالیکه سایر گروه‌ها سرنگونی نظام سوریه و برپایی دولت اسلامی مطابق با اصول نوسلفی‌گری را به عنوان هدف خود اعلام کرده‌اند.

اقدامات گروه‌های نوسلفی فعال در سوریه نه تنها باعث پیچیدگی، تشدید و تداوم بحران در این کشور است، بلکه این گروها به دلیل مخالفت شدیدشان با تشیع، به گسترش جنگ‌های طایفه‌ای و مذهبی و تسری آن به فراسوی مرزهای سوریه نیز دامن زده‌اند.  حاکمیت نظام مبتنی بر آموزه‌های تشیع در ایران از یک سو، و حمایت ایران از حاکمیت قانونی بشار اسد از سوی دیگر، زمینه خصومت شدید گروه‌های نوسلفی با ایران را فراهم آورده است؛ به طوری که در اغلب موارد، جنگ داخلی در سوریه را تحت عنوان جنگ نوسلفی‌ها علیه نظام علوی سوریه، جمهوری اسلامی ایران و حزب الله لبنان تلقی کرده‌اند.

از همین روست که مطالعه جوانب مختلف شکل‌گیری و فعالیت جریان‌های نوسلفی در سوریه می‌تواند نقش قابل توجهی در طرح‌ریزی نظام امنیتی ایران ایفا نماید. با توجه به نکات مذکور، کتاب حاضر با هدف بررسی ریشه‌های گفتمان نوسلفی‌گری سوریه، شناسایی گروه‌های فعال نوسلفی در این کشور، تحلیل ماهیت، ساختار تشکیلاتی، اهداف و راهبردهای این گروه‌ها و واکاوی دلایل ثبات و تزلزل گروه‌های نوسلفی فعال در سوریه نگاشته شده است.

منزلت طلبی درسیاست خارجی جمهوری اسلامی

منزلت‌طلبی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران

در سالیان اخیر، کتاب‌های فراوانی با هدف تحلیل سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران و مصادیق رفتاری آن از منظر نظریه‌های کلاسیک و نوین روابط بین‌الملل به نگارش در آمده است. هر یک از این نظریه‌ها با بصیرت‌های نظری و مفاهیم تحلیلی خود نظیر قدرت‌طلبی، امنیت‌جویی، رهایی‌بخشی، عمل به هنجارها و مصلحت‌جویی، پرده ابهام از بخشی از سیاست خارجی ایران یا رفتار خاصی کنار زده است.

به رغم این تلاش‌های در خور ستایش، واقعیت غیرقابل انکار آن است که هیچ یک از نظریه‌های متعارف در روابط بین‌الملل و تحلیل سیاست خارجی، قادر به تبیین و تحلیل کلیت سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران نیست، چراکه دولت‌های گوناگون پس از انقلاب در ایران، هر یک سیاست خارجی ویژه‌ای را در دستور کار قرار داده‌اند که یافتن وجه اشتراک در آنها بسیار دشوار است. این دشواری موجب شده برخی تحلیل‌گران و ناظران مسائل ایران، سیاست خارجی جمهوری اسلامی را نه کلیت نظام‌مند و فرایندی، بلکه مجموعه تصمیماتی اقتضائی در نظر آورند.

هدف نویسنده این کتاب پردازش و تدوین نظریه سیاست خارجی مبتنی بر نظریه هویت اجتماعی و مفهوم تحلیلی منزلت‌طلبی است؛ نظریه‌ای که از قابلیت تبیین کلیت سیاست خارجی ایران به عنوان تلاش‌هایی برای کسب و تثبیت منزلت مطلوب جمهوری اسلامی برخوردار است. این نظریه تلاش می‌کند پاسخگوی این سؤال‌ها باشد که چرا یک دولت، از جمله جمهوری اسلامی ایران در پی منزلت‌طلبی است؟ دولت‌ها برای تأمین منزلت مطلوب خود چه استراتژی‌هایی را دنبال می‌کنند؟ علت تغییر و تحول در استراتژی‌های منزلت‌طلبی دولت‌ها کدام است؟ منطق حاکم بر سیاست خارجی به مثابه منزلت‌طلبی چیست؟

در پاسخ به این پرسش‌ها، با بهره‌گیری از یافته‌های نظریه هویت اجتماعی استدلال می‌شود که انگیزه تأمین عزت نفس ملی، سائق و محرک منزلت‌طلبی دولت‌ها به عنوان موجودیت‌های اجتماعی است. دولت‌ها در این مسیر به استراتژی‌های تحرک اجتماعی، رقابت اجتماعی و خلاقیت اجتماعی متوسل می‌شوند. خودپنداره‌های حاصل از منابع هویت‌ساز دولت‌ها، برداشت سیاست‌گذاران از برونداد استراتژی‌های گذشته و رویکرد بازیگران بیرونی به منزلت‌طلبی دولت‌ها، سه عامل تغییر و تحول در سیاست خارجی به مثابه منزلت‌طلبی است.

بر این اساس، کتاب «منزلت‌طلبی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران» کوشیده با کاربست «نظریه هویت اجتماعی» و مفهوم تحلیلی «منزلت‌طلبی» مدلی از سیاست خارجی ارائه دهد که قادر به تبیین کلّیت سیاست خارجی جمهوری اسلامی و تغییر و تحوّلات آن در دوره‌های مختلف باشد. در این راستا، از روش‌های پژوهشی تحلیل محتوای کیفی و کمّی بهره‌گیری شده است. پژوهشکده مطالعات راهبردی، در چارچوب رسالت خود که همانا تحقیق و پژوهش در حوزه منافع و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران است، انتشار این کتاب را در دستور کار خویش قرار داده و آن را به پژوهشگران این حوزه و همچنین اساتید و دانشجویان رشته‌های علوم سیاسی و روابط بین‌الملل تقدیم می‌کند.

مناطق راهبردی جهان

بازیگری کنشگران بین‌المللی متأثر از محیطی است که در آن قرار دارند یا در آن به ایفای نقش می‌پردازند. از همین رو برخی مناطق به دلیل اهمیتی و نقشی که در ایجاد، پیشبرد و موفقیت راهبردهای کشورهای مختلف در نظام بین‌الملل دارند از اهمیت بیشتری برخوردارند. در گذشته با توجه به غلبه نگرش جبرگرایانه و بها دادن بیش از حد به عامل جغرافیا، مناطق راهبردی عمدتاً با شرایط، مولفه‌ها و دسترسی‌های جغرافیایی تشخص یافته و تحدید می‌شدند، اما امروزه به دلیل پیچیدگی‌های حاکم بر سیاست بین‌الملل، رشد فناوری، توسعه دانش سیاسی، تحول مفاهیم در روابط بین‌الملل، جغرافیای سیاسی و ژئوپلیتیک و تغییر در گفتمان‌های مرتبط با منافع، هویت و امنیت ملی مناطقی که می‌تواند در سرشت سیاست و سرنوشت کشورها نقش ایفا کند نیز تغییر یافته‌اند.

امروزه در کنار عامل جغرافیا و موقعیت محیطی، توان تولید گفتمان سیاسی و فرهنگی، توانایی ایجاد سبک زندگی، قدرت اقتصادی و مزیت نسبی برای پویایی اقتصادی عواملی هستند که می‌توانند یک منطقه را حائز منزلت راهبردی کنند.به بیان دیگر، امروزه علاوه بر موقعیت جفرافیایی، توان اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و نظامی نیز نقش موثری در اهمیت مناطق دارد.

از همین رو بر خلاف گذشته نمی‌توان و نباید از «موقعیت راهبردی» سخن گفت، بلکه آنچه امروزه حائز اهمیت است و منافع و امنیت ملی کشورها را تأمین می‌کند «منزلت راهبردی» آنها است که محصول و برآیند مجموع عناصر و ویژگی‌های فوق‌الذکر است. با توجه به اهمیت مناطق در سیاست خارجی کشورها و نظر به نبود کتب و متون کافی در این زمینه، این مجموعه تلاشی ابتدایی برای تغییر رویکرد تصمیم‌گیران، دانشجویان و پژوهشگران درباره مناطق راهبردی است.

مجموعه حاضر که نتیجه اشتراک مساعی هشت تن از اساتید دانشگاه در رشته‌های علوم سیاسی، روابط بین‌الملل و جغرافیای سیاسی است از هفت بخش تشکیل شده است. بخش نخست کتاب به طرح مباحث نظری درباره مفاهیم منطقه و منطقه‌گرایی از دیدگاه اندیشمندان مختلف اختصاص یافته است. بخش‌های دوم تا ششم کتاب از منظر فرهنگی- تمدنی مناطق پنج‌گانه جهان اسلام، حوزه تمدنی شرق، حوزه تمدنی غرب، آمریکای لاتین و آفریقا را مورد بررسی قرار داده و مسائل و ویژگی‌های هر یک را برشمرده است. فصل هفتم کتاب با جمع‌بندی و تلفیق دو دیدگاه سنتی و جدید در حوزه مناطق راهبردی، ابتدا چیستی مناطق راهبردی و مولفه‌های لازم برای راهبردی بودن مناطق را بر شمرده و سپس مصادیق آن در حوزه‌های تمدنی یاد شده را مشخص کرده است.