فصلنامه مطالعات راهبردی شماره ۹۳

فصلنامه مطالعات راهبردی – شماره ۹۳

♦ برآورد ضریب امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران (معرفی مدل ناظم)/عبدالمحمود محمدی لرد/مهدی میرمحمدی ۲
در این پژوهش تلاش شده است بر اساس سرفصل‏‏ های موجود در سال ‏نمای امنیت ملی که متمرکز بر مسئله‏ های امنیت ملی هستند، مدلی برای برآورد ضریب امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران ارائه شود. بدین منظور از راهبرد تحلیل محتوا، منطق درخت تصمیم و روش تحلیل شبکه استفاده و یک مدل مفهومی با نام مدل «ناظم» معرفی شد که شامل چهار بُعد است و از حروف ابتدایی هر بُعد تشکیل شده است که شامل عوامل ناامن‏ کننده، امنیت ‏ساز، ظرفیت ‏های نظام و محرک ‏ها است. نتایج این پژوهش نشان داد که بُعد ظرفیت‏ های نظام بیش از سایر ابعاد در ضریب امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران نقش دارد. بنابراین اگر راهبرد کلان امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران متمرکز بر افزایش ظرفیت باشد، تأثیر بیشتری نسبت به راهبرد مقابله با عوامل ناامن کننده خواهد داشت. افزایش سطح کارامدی نظام سیاسی، بهبود تعامل بین قوای سه‏ گانه، افزایش اعتماد سیاسی و سرمایه اجتماعی دولت، افزایش سطح تولید، ترمیم نظام انتخاباتی و افزایش قدرت اجماع ‏سازی ایران در سازمان‏ های بین ‏المللی، بیش از اقدامات کنترلی و مقابله‏ با عوامل ناامنی موجب افزایش ضریب امنیت ملی می ‏شوند.
♦ تحولات ‏دین‏داری و بعد اجتماعی امنیت ملی در ایران/محمدرضا پویافر
شناخت و تحلیل از تحولات ‏دین‏داری در جامعه ایرانی، علاوه بر اینکه شاخصی از تحولات فرهنگی و اجتماعی است، فهم عمیق‌تر و تبیین روند تغییرات در حوزه‏ های دیگر، از جمله وجه اجتماعی امنیت، چه در سطح امنیت عمومی و چه در سطح امنیت ملی را میسر می ‏سازد. این پژوهش در پی آن است تا با مطالعه روند تحولات ‏شاخص ‏های ‏دین‏داری در ابعاد و ‏مؤلفه ‏های مهم آن، به تحلیل نسبت این تحولات در جامعه امروزینِ ایران با بعدِ اجتماعی امنیت ملی بپردازد. بر این اساس، یافته‌های به ‏دست ‏آمده در پیمایش‌های ملی انجام ‏شده، به ویژه طی بیش از چهار دهه استقرار نظام جمهوری اسلامی، مورد مطالعه و تحلیل روند قرار گرفته است. یافته‌ها نشان داده که تغییرات در ‏دین‏داری مردم ایران و همچنین نگرش آنها به دین، ‏مؤسسات دینی و رویه‌های رسمی در حکمرانی دینی، به سوی نزول جایگاه، اهمیت و نقش نهاد دین در جامعه در حرکت است. بر مبنای نتایج به ‏دست ‏آمده و فرازوفرودهای ‏شاخص ‏های مختلف ‏دین‏داری، پیشنهادهای راهبردی برای سیاستگذاری مطلوب و اصلاح روندهای موجود ارائه شده است.
♦ اهداف مرجع امنیت و بازسازی حکمرانی امنیت ملی در گفتمان انقلاب اسلامی/علیرضا خسروی
در مقاله پیش رو با طرح این پرسش که چگونه می ‏توان همزمان با لحاظ اقتضائات تئوریک و معنای شایع و لیبرالی حکمرانی از موضوعیت آن در امنیت ملی که اصولاً مرتبط با حکومت‏ داری و مرجع دولتی است و سپس در موضوعیت آن با امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران بحث نمود، سعی شده است با ابتنای بر گفتمان انقلاب اسلامی این فرضیه تجویزی که ترسیم حکمرانی امنیت ملی مستلزم بازیابی مرجع امنیت در متن گفتمان انقلاب اسلامی است، مورد بررسی قرار گیرد. یافته‏ های حاصله موید آن است که چون مرجع امنیت در گفتمان انقلاب اسلامی در یک سلسله طولی از خدا تا ولی فقیه تجلی می یابد، حکمرانی امنیت ملی در جمهوری اسلامی با ابتنای بر معنای رایج و مصطلح حکمرانی خوب که اصالتاً در پی مرجعیت جامعه و مردم یا اولویت‏ دادن به آن است منتفی است، چه اینکه امکان توافق و تعامل محتوایی میان مراجعی نظیر جامعه و مردم با مرجعیت اسلام و نیز معکوس‏ شدن رابطه میان امام و امت وجود ندارد. با وجود این، اطلاق و کاربست حکمرانی در معانی و برداشت ‏های لیبرالی و رایج آن برای جمهوری اسلامی ایران منوط به عبور آن از فیلترهای گفتمانی و بهره ‏برداری از فضای مباح است؛ به گونه ‏ای که هم از گزاره‏ های مطلوب آن بهره‏ مند و هم از سلطه مدلولات شایع آن که در قالب اسناد بین ‏المللی و نظایر آن تجلی یافته، حذر شود. در این مقاله، عناوین این اهداف مرجع و نسبت آن با مرجع امنیت به گونه ‏ای که زمینه ترسیم حکمرانی امنیت ملی جمهوری اسلامی را فراهم سازد؛ بر اساس اصالت و ضرورت، دسته ‏بندی و اولویت ‏بندی شده است.
♦ تاریخ‌نگاری سازمان‏‌های اطلاعاتی: از تقویت هویت ملی تا منبعی برای روایت تاریخ/غلامرضا سالارکیا
این پژوهش به چرایی تاریخ‌نگاری سازمان‏ اطلاعاتی در نظام‌های سیاسی می‌پردازد. تاریخی که بخش عمده‌ای از آن یا به دلیل پنهان‏‏کاری مستتر در فعالیت‌های اطلاعاتی از انظار مخفی شده است یا ملاحظات و مصالح سیاسی یا غفلت از این مهم، مدفن آن گردیده است. در این پژوهش به دنبال پاسخ‌گویی به این سؤال هستیم که «نوشتن و ثبت تاریخ سرویس‌های اطلاعاتی چه کمکی به امنیت ملی می‌‌کند؟» هدف از انجام این پژوهش، روشن ‏ساختن ابعاد تاریخ‌نگاری سازمان‌های اطلاعاتی و تأثیر آن در امنیت ملی است. داده‌های مورد نیاز از طریق منابع ثانویه و سپس مصاحبه با شش نفر از خبرگان موضوع گرد‌آوری شده است. داده ‏ها نیز به روش تحلیل موضوعی و با استفاده از کدبندی باز، کدبندی محوری و کدبندی گزینشی تحلیل شده ‏اند. به این منظور در ابتدا به نقش سازمان‌های اطلاعاتی در کشورداری پرداخته می‌شود و سپس هفت دلیل تاریخ‌نگاری سازمان اطلاعاتی که نتیجه پژوهش می‌باشد، ذیل سه بعد اصلی معرفی می‌گردد.
♦ مطالعه تطبیقی گفتمان تاریخی امام خمینی(ره) و آیت ‏الله خامنه‌‏ای/سیدمسعود مسوی
با پیروزی انقلاب اسلامی، بسیاری از گفتمان ‎های حاکم در حوزه ‎های مختلف از جمله گفتمان تاریخی دچار تحول شد. در جهت ‏دهی به این تحول گفتمانی، امام خمینی(ره) و آیت ‏الله خامنه‌‏ای به عنوان رهبران نظام جمهوری اسلامی نقش محوری داشتند. در گفتمان تاریخی ایران پس از انقلاب، صحبت در باب فهم و بینش تاریخی امام خمینی(ره) و آیت ‎الله خامنه ‎ای اهمیت بسیاری دارد؛ به خصوص که بینش، روش و ارزش ‎های پذیرفته ‏شده در تاریخ نگاری و نیز اندیشه تاریخ ‎نگرانه برخی مورخان ایرانی بعد از انقلاب تا حد زیادی تحت تأثیر نگاه و رویکرد ایشان بوده است. نظر به اهمیت این موضوع، مقاله حاضر به دنبال پاسخ‌گویی به این پرسش است که در درجه نخست، تاریخ و تاریخ‌‎نگاری در گفتمان تاریخی امام خمینی(ره) و آیت الله خامنه‌‎ای در مقام رهبران جمهوری اسلامی، چه جایگاهی داشته و در گام بعد در قالب مطالعه تطبیقی، گفتمان تاریخی این دو رهبر از چه شباهت ‎ها و تفاوت‌هایی با یکدیگر برخوردار است.
♦ دیپلماسی فرهنگی و جایگاه بین‌المللی ایران/عبداله قنبرلو
با توجه به مزیت‌های فرهنگی- تمدنی ایران، استفاده از دیپلماسی فرهنگی می‌تواند نقش مهمی در بهبود قدرت نرم و تأمین منافع ملی این کشور داشته باشد. در عمل، تاکنون نتایج حاصل از دیپلماسی فرهنگی در مقایسه با پتانسیل‌های عظیم کشور رضایت‌بخش نبوده است. با وجود بعضی دستاوردهای مهم، این دیپلماسی نتوانسته در تقویت وضع «پذیرش بین‌المللی» ایران نقش قدرتمندی بازی کند. بر این مبنا، سؤال مقاله این است که چرا دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران نتوانسته در بهبود جایگاه بین‌المللی ایران تأثیر چشمگیری داشته باشد. در پاسخ به این پرسش، مقاله به مشکلات و چالش‌های دیپلماسی فرهنگی ایران می‌پردازد. فقدان استراتژی منسجم، غفلت از بخش خصوصی، ضعف کارگزاران دولتی، غلبه نگاه ایدئولوژیک و تعدد نهادهای سیاست‌گذاری مهمترین عوامل دخیل در تضعیف دیپلماسی فرهنگی کشور هستند. این مقاله پس از بررسی و تحلیل مسائل، به پیشنهادهایی برای کارآمدسازی دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران خواهد رسید.

برای اطلاعات بیشتر کلیک کنید

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.