مردم ایران بهمن‏‌ماه امسال چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی را در حالی جشن می‌‏گیرند که مهم‏ترین دستاورد این انقلاب یعنی نظام جمهوری اسلامی در معرض شدیدترین تهدیدات ممکن دشمنان از ابتدای پیروزی انقلاب تا کنون قرار گرفته است. دشمنان انقلاب از یک سو در سیاست اعلامی خود تهدید به براندازی جمهوری اسلامی می‏‌کنند و از سوی دیگر در جنگ روانی علیه جامعه ایرانی تلاش دارند در عمل این جامعه را از انقلاب خود پشیمان و شرمنده کنند. در این فضاست که اهمیت بازخوانی و برجسته‏‌سازی دستاوردهای انقلاب اسلامی مردم ایران دوچندان می‌‏شود. بر این اساس، در نوشتار حاضر به تبیین و تشریح بخشی از مهم‏ترین دستاوردهای راهبردی انقلاب اسلامی می‏‌پردازیم.

برچینش الگوی دست‌نشاندگی در روابط خارجی

نخستین و مهم‌ترین دستاورد راهبردی و امنیتی انقلاب اسلامی، برچینش و خاتمه‌بخشی به الگوی دست‌نشاندگی یا حامی‌پروری در مناسبات راهبردی میان ایران و آمریکا و به تبع آن، در ترتیبات امنیتی منطقه‌ای بود. بسیاری از تحلیل‌گران همچون مارک جی. گازیوروسکی و علیرضا ازغندی، رژیم پهلوی در دوره (۱۳۵۷ـ۱۳۲۰) را با عنوان دولت دست‌نشانده (یا آمریکاساخته) بررسی و توصیف کرده‌اند. رابطه دست‌نشاندگی[۱] بین قدرت حامی و کشور دست‌نشانده دارای اهمیت استراتژیک عمدتاً با هدف تقویت ثبات سیاسی این رژیم‌ها، برقرار می‌شود. این رابطه متضمن مبادله دوجانبه کالاها و خدماتی است که برای افزایش امنیت حامی و دست‌نشانده ضرورت دارند و عموماً نمی‌توان از منابع دیگر آن‌ها را به دست آورد. در دهه ۱۹۷۰، این اعتقاد که شاه، وابستگی شدیدی به کمک ایالات متحده داشت و بنابراین، به جای منافع ملت، منافع خارجی‏ها را تأمین می‏کرد، نقش عمده‏ای در جلب مشارکت مردم در ‏ انقلاب اسلامی ایفا کرد.

به دلیل تسلط مناسبات دست‌نشاندگی، بسیاری از نخبگان و گروه‏‌ها به این نتیجه ‏رسیدند که مخالفت با شخص یا رژیم شاه، مترادف با مخالفت با ایالات متحده و اعاده حق تعیین سرنوشت ملی و تأمین «کرامت و شأن ملی» است. خواست ارج‏شناسی و کرامت ملی و در واقع، پایان تحقیر ملی، خواسته‏‌ای تاریخی از زمان جنگ‏‌های ایران و روس بود که در انقلاب اسلامی ایران و پیروزی آن، محقق ‏شد. در مقابل، انقلاب اسلامی و رهبری آن حضرت امام خمینی (ره) تلاش نمود درکی عزیزانه و عزتمندانه از سیاست و حکومت و حتی نحوه تأمین امنیت را در جامعه تزریق کرده و ایرانیان را آقا و عزیز کند و مجد و عظمت را به آنان بازگرداند.

در این چارچوب می‌توان به دستاورد دیگری نیز اشاره کرد که همانا پیش‌گیری از ایجاد دولت دست‌نشانده اردوگاه شرق در ایران بود. پس از مشخص‌شدن بیماری شاه مخلوع، بسیاری از تحلیل‌گران بر این باور بودند که به سبب ناآمادگی جانشین وی و همچنین نفوذ در ارکان حکومتی و نیرومندی چپ مارکسیستی در ایران، اگر جریان مذهبی انقلاب نمی‌کرد و سیاست و حکومت را در اختیار نمی‌گرفت، چه‌بسا دولت ایران در اختیار چپ مارکسیستی قرار می‌گرفت و در این صورت، ایران به دست‌نشانده شوروی در منطقه تبدیل می‌شد. در این صورت شاهد طول عمر بیشتر مارکسیسم در نظام بین‌الملل نیز بودیم. بر این اساس، وقوع انقلاب اسلامی در ایران از انقلاب سوسیالیستی و حاکمیت چپ پیش‌گیری کرد و این یکی از بزرگترین خدمات راهبردی و امنیتی جمهوری اسلامی به ایران و بلکه کلیت منطقه و نظام بین‌الملل بود.

برسازی انسان تراز نوین انقلاب

دستاورد مهم راهبردی انقلاب اسلامی در بعد ایجابی، برسازی انسان تراز نوین و انقلابی بود که می‌توان آن را سوژه معنوی/ مؤمن و عزت‏مند دانست. همه دیگر دستاوردهای انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی در همه عرصه‌ها از جمله عرصه‌های علمی- صنعتی- هنری و مانند آن‌ها، مرهون همین دستاورد است. این سوژه که می‌توان ایدئال تایپ یا نمونه آرمانی آن را در چهره شهدای انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی بازشناسی و بازنمایی کرد، در جریان و فرآیند انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی و به گونه‌ای سازه‌‏انگارانه برساخته شد. برای شناخت این سوژه می‌بایست انقلاب اسلامی را به مثابه تجربه‌ای معنویت‌گرا و جنبشی برای ابراز و احراز هویتی تبیین و تفسیر کرد که جامعه ایرانی در آن زمان می‌پنداشت در حال فراموشی و به حاشیه رانده‌شدگی است.

انقلاب اسلامی مرهون تحول وجودی و درونی ایرانیان با تکیه بر معنویت و اسلام شیعی بود و همین انسان‌ها بودند که همه مناسبات سیاسی و راهبردی داخلی و منطقه‌ای را تغییر دادند و امام (ره) با تکیه بر آن‌ها الگویی درون‌زا برای سیاست و حکومت و حتی تأمین امنیت ارائه کرد. تحول معنوی و روحی که در ملت ایران هویدا شد، به نظر امام (ره)، دو جنبه اساسی داشت که عبارت بودند از شهادت‏‌طلبی و آمادگی برای از خودگذشتگی. این آمادگی برای از خودگذشتگی در بیان امام با استعاره «دست خالی» تبلور می‌‏یافت. به بیان ایشان: «تمام ابرقدرت‏ها پشت سر او ایستاده بودند و آن هم دارای همه سلاح‏‌های مدرن بود و ملت ما دست خالی بود؛ تفنگ هم نداشت. هیچ نداشت، لکن قدرت ایمان بود».

استعاره دست ‏خالی، تعبیری است که میشل فوکو نیز برای توضیح آنچه در انقلاب ایران روی داد، استفاده کرده است. وی در یکی از یادداشت‏‌های خود با عنوان «شورشی با دست خالی»، می‏‌نویسد: «ده ماه است که مردم با رژیمی که از مسلح‌‏ترین رژیم‌‏های جهان است و با پلیسی که از هولناک‌‏ترین پلیس‌‏های جهان است در‏افتاده‏‌اند. آن هم با دست خالی، بدون روی‏‌آوردن به مبارزه مسلحانه و با سرسختی و شجاعتی که ارتش را بر جای میخکوب کرده است».

بر این اساس، برسازی انسان باایمان، پاک، ساده‌زیست و متعهد که توانایی، اعتماد به نفس و تخصص کافی دارد، یکی از مهم‌ترین دستاوردهای راهبردی انقلاب اسلامی است که بسیاری از دیگر دستاوردها بر آن بنا شده و مرهون آن است. الگوی امنیت‌سازی در جمهوری اسلامی نیز در اساس، الگویی انسان‌پایه و مؤمن‌پایه است که بر مبنای نسبت میان ایمان و امان شکل می‌گیرد. به بیان دیگر، تربیت انسان مؤمن سبب می‌شود دیگران نیز از دست و زبان او در امان باشند و در پی آن، نوعی عرصه عمومی مبتنی بر جامعه ایمانی شکل گیرد که با اقامه آموزه امر به معروف و نهی از منکر، بدون آنکه موجب شکاف اجتماعی و قطبی‌‏شدن جامعه شود و بدون آنکه نیازمند اعمال خشونت باشد و بدون سیاسی‏‌کردن روابط اجتماعی و تقلیل نظم اجتماعی به نظم سیاسی، فرد، جامعه و دولت را در یک راستا قرار داده و با برقراری گفتگوی متقابل میان آن‌ها و هم‌‏طراز قراردادن آن‌ها، از یک سو آن‌ها را از شر یکدیگر (منکر) در امان قرار می‏‌دهد و از سوی دیگر، با هم‏‌افزایی خیرها (معروف) موجبات رستگاری و سعادت آن‌ها را فراهم می‏‌کند و از این طریق، امنیت را به گونه‌‏ای اجتماعی و اخلاقی تأمین و برقرار می‏‌کند و در عین حال، همین جامعه ایمانی است که رافع تهدیدات بیرونی و حافظ امنیت کشور است. در این الگو، بعد سخت‌افزاری و دولتی امنیت جایگاهی حداقلی و آخری می‌یابد نه اولی و حداکثری.

عمومی‌سازی؛ راهبرد تأمین امنیت و پیشرفت

مهم‌ترین دستاورد انقلاب اسلامی از منظر راهبردی، تأسیس نظام جمهوری اسلامی است که جمهور[۲] ایرانی را از طریق سازوکار اسلامی و شرعی وارد عرصه عمومی[۳] سیاست، حکومت و جامعه کرد و این مقولات را عمومی کرد و از این طریق، پیشرفت و نوسازی جامعه مذهبی ایران و حضور و مشارکت اقشار گوناگون آن، به‏ویژه زنان را در چارچوب مناسبات و ساختارهای دنیای جدید امکان‌پذیر نمود. نقش‌‏آفرینی زنان و پیش‏گامی آن‏ها در بسیاری از حوزه‌‏ها پس از پیروزی انقلاب اسلامی بسیار مهم است، زیرا آن‏ها نیمی از جمعیت کشور را تشکیل می‌‏دهند و پیشرفت و بالندگی آن‏ها به منزله پیشرفت و بالندگی کلیت جامعه ایرانی است. مهم‌ترین دستاورد انقلاب اسلامی در حوزه زنان، هویت‌یابی آن‏ها فارغ از جنسیت‏‌شان است. زنان امروز دریافته‌‏اند که جنس دست دوم و ابزار نیستند و فقط جنسیت آن‏ها مطرح نیست، بلکه فکر، شعور، استعداد، هنر، توانمندی و نقش‏های اجتماعی‏‌شان اهمیت بسیار در پیشبرد امور جامعه دارد.

بخشی از پدیده گسترش و ارتقای علم، هنر، صنعت و آگاهی و همچنین، مشارکت سیاسی- اجتماعی در قالب نهادهایی چون انتخابات و یا حتی «بسیج مستضعفین» پس از پیروزی انقلاب اسلامی، ناشی از همین سازوکار یعنی عمومی‏‌سازی بود. در واقع، انقلاب اسلامی ایران نوعی آزمون تاریخی یا فیصله‌‏بخش میان دو راهبرد خشونت‌‏آمیز و مسالمت‏‌جو در مبارزه و سرنگونی دیکتاتورها به شمار می‌رود. راهبرد نخست عمدتاً در جنبش چریکی ایران تبلور یافت که در آغاز دهه ۱۳۵۰ به بن‏‌بست رسید و سرکوب شد. این راهبرد بر چند اصل اساسی بنا شده بود که عبارت بودند از مبارزه مسلحانه و خشونت‌‏آمیز برای تغییر رژیم، انضباط خشک و متصلب سازمانی، پنهان‏کاری حداکثری و اولویت کسب قدرت بر ابراز هویت. این اصول در جزوه «مبارزه مسلحانه؛ هم استراتژی، هم تاکتیک» که مانیفست مبارزات چریکی در ایران خوانده می‏‌شود و از سوی مسعود احمدزاده از اعضای چریک‏‌های فدایی خلق نوشته شده بود، به تفصیل آمده است.

پس از شکست این راهبرد، آنچه مبنای عمل و پیروزی انقلاب اسلامی ایران قرار گرفت، راهبرد «حضور علنی و سراسری جمهور مردم» در اعتراضات و تظاهرات سیاسی علیه رژیم بود که عمدتاً وجهی مسالمت‏‌آمیز، علنی، فاقد انضباط خشک سازمانی (یعنی مشابه جنبش‌‏های نوین اجتماعی، هر کس می‏‌توانست هر زمان خواست به آن وارد و هر زمان خواست، خارج شود) و هویت‏‌گرا داشت. این راهبرد، مورد تأکید رهبری فقید انقلاب اسلامی، امام خمینی (ره) قرار داشت و در معنایی که ایشان از واژه «حضور» مراد می‌‏کرد، به‏‌ویژه در بعد مردمی آن، تبلور ‏می‏‌یافت. مزیت این راهبرد بر راهبرد خشونت‌‏آمیز و مخفیانه، آن بود که پارادوکس یا تناقض‌‏نمای آن را در خصوص دوگانگی میان زندگی و مبارزه از میان می‌‏برد و از این طریق، همه جامعه و به‌‏ویژه اقشار مذهبی و سنتی جامعه را وارد عرصه عمومی سیاست و مبارزه کرد.

راهبرد پیشین، با زندگی عادی جامعه ناسازگار بود و مردم برای پیوستن به جنبش‌‏های چریکی، اعم از مذهبی یا غیرمذهبی، می‏‌بایست از زندگی عادی و روزمره خود دست شسته و سبک دیگری از زندگی را تجربه می‏‌کردند. از این رو، امکان فراگیرشدن آن وجود نداشت. در مقابل، راهبرد مسالمت‏‌جو در زندگی عادی ایجاد اختلال نمی‏‌کرد و جامعه می‏‌توانست در متن اعتراض جمعی، زندگی گذشته خود را ادامه دهد. بنابراین، کمک کرد بسیج انقلابی به امری همگانی و فراگیر تبدیل شود. فراگیرشدن جنبش موجب می‏‌شد امکان و مشروعیت سرکوب گسترده و خشونت‌‏آمیز جنبش انقلابی از بین برود و نیروی سرکوب با فروپاشی مواجه شود، در حالی که سرکوب جنبش چریکی به سادگی امکان‏پذیر بود. این ویژگی، از جمله مواردی بود که انقلاب اسلامی را به منبع الهامی برای انقلاب‏‌های پس از خود تبدیل کرد و به دستاوردی جهانی برای گسترش مردم‌سالاری تبدیل شد. تصاویر گذاشتن گل بر لوله‏‌های تفنگ نظامیان که یکی از کنش‌‏های خشونت‏‌پرهیز انقلابیون ایران بود، به وضوح در انقلاب‏‌های ۱۹۸۹ اروپای شرقی، مورد تقلید و تکرار قرار گرفت. دنیل شیرو، از نظریه‏‌پردازان انقلاب‏‌های اروپای شرقی در مقاله «در ۱۹۸۹ در اروپای شرقی چه گذشت؟» و جف گودوین در مقاله «انقلاب‏‌های ۱۹۸۹ اروپای شرقی»، هر دو تأکید می‏‌کنند که کمتر کسی از ناظران به شباهت رویدادهای ۱۹۸۹ اروپای شرقی با وقایع ۱۹۷۹ ایران و عنصر یادگیری و الهام‏‌بخشی در آن‏ها توجه کرده است.

همنشین‌سازی مردم با دولت در مقام مرجع امنیت

مرجع امنیت، از جمله ارکان تحلیلی مفهوم امنیت در مکاتب و رهیافت‏‌های نظری مختلف است که در پاسخ به پرسش امنیت برای چه کسی؟ یا برای چه چیزی؟ شکل می‌‏گیرد و نقطه عزیمت بسیاری از مطالعات در تحلیل ایده امنیت است. تا پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، مرجع امنیت و سیاست «رژیم شاهنشاهی» بود که در عمل به شخص شاه فروکاسته می‌‏شد. وقوع انقلاب اسلامی و ورود جمهور مردم به عرصه عمومی سیاست و قدرت، این امکان و فرصت را فراهم کرد که اولاً مرجع امنیت به دولت (اسلامی) ارتقا یابد و در ثانی، دولت در هم‏نشینی و هم‏نوایی مردم و حکومت فهم‌‏پذیر شود. بدین‏سان مردم در پرتو انقلاب اسلامی به رکن اساسی مرجع امنیت و مرجع هر ارزش دیگری از جمله سیاست، پیشرفت، عدالت و مانند آن‏ها تبدیل شدند. انقلاب اسلامی این فرصت و امکان را به‏‌ویژه در قانون اساسی نهادینه کرده و از این رو، قانون اساسی جمهوری اسلامی، یکی از مهم‏ترین دستاوردهای راهبردی انقلاب اسلامی در جهت‌‏دهی به نحوه تأمین ارزش‌‏های اساسی همچون امنیت، پیشرفت، عدالت و آزادی به شمار می‏‌آید.

مطابق قانون اساسی، نظام جمهوری اسلامی، نظامی است بر پایه ایمان به «کرامت و ارزش والای انسان و آزادی او» و «سعادت انسان در کل جامعه بشری را آرمان خود می‏‌داند و استقلال و آزادی و حکومت حق و عدل را حق همه مردم جهان می‏‌شناسد». علاوه بر این، مواردی که ذیل فصل اول قانون اساسی با عنوان «اصول کلی» آورده شده‌‏اند، نشان می‏‌دهند قانون‏گذار یکی از کارویژه‏‌های دولت جمهوری اسلامی را حراست و حمایت از افراد و توان‏مندسازی آن‏ها می‏‌داند و شأنی برای دولت مستقل از افراد جامعه قائل نیست. فصل سوم این قانون نیز ذیل عنوان «حقوق ملت»، انواع ممنوعیت‌‏ها و محدودیت‌‏ها را برای دولت جمهوری اسلامی در ارتباط با کنش آن نسبت به افراد جامعه مقرر نموده است. این موارد نشان می‌‏دهد قانون‏گذار به درستی به این نکته واقف بوده که دولت، خود می‏‌تواند به منبعی برای تهدید امنیت فردی و انسانی تبدیل شود و از این ‏رو می‏‌بایست محدود شود تا همچنان حامی افراد جامعه و توان‏مندساز آن‏ها در ابعاد گوناگون اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و شخصی باشد.

اصل نهم قانون اساسی از این نیز فراتر می‏‌رود و بر تفکیک‏ناپذیری این دو مفهوم در جمهوری اسلامی ایران تأکید می‌‏کند: «در جمهوری اسلامی ایران، آزادی، استقلال، وحدت و تمامیت ارضی کشور از یکدیگر تفکیک‏‌ناپذیرند و حفظ آنها وظیفه دولت و آحاد ملت است. هیچ فرد یا گروه یا مقامی حق ندارد به نام استفاده از آزادی به استقلال سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و نظامی و تمامیت ارضی ایران کمترین خدشه‌‏ای وارد کند و هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور، آزادی‏‌های مشروع را هرچند با وضع قوانین و مقررات، سلب کند». این تلقی که می‏‌توان آن را درهم‌‏تنیدگی آزادی‏‌های مشروع و امنیت ملی در ایده جمهوری اسلامی دانست، نشان می‏‌دهد امنیت ملی در ایده جمهوری اسلامی، مفهومی مردم‏‌پایه یا مردم‏‌محور است و از این ‏رو با ایده کلی امنیت انسانی و نسبت آن با امنیت ملی تناسب دارد.

این ترتیبات نشان می‌‏دهد قانون اساسی جمهوری اسلامی، انسان را به مفهوم جهانی و به ماهو انسان به رسمیت می‏‌شناسد؛ هرچند به لحاظ معطوف‌‏بودن به چارچوب‌‏های ملی و کشوری، مفهوم تبعه و هویت شهروندی را نیز مطمح نظر قرار داده است. در تبیین نسبت میان مردم و دولت، رویکردی وستفالیایی ندارد. در سیستم وستفالیایی، دولت‏ها ماهیتی مستقل یا در خود داشتند، اما مطابق ایده امنیت انسانی، دولت‏ها باید باشند تا از افراد حمایت و حراست کنند و از این رو، مردم به رکن اساسی مرجع امنیت تبدیل می‌‏شوند. این همان نسبتی است که قانون اساسی جمهوری اسلامی میان مردم و دولت برقرار کرده است. در عین حال، چون قانون اساسی معطوف به ظرف ملی ایران است، ملاحظات و شناسه‏‌های امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران را نیز به تمامی پاس می‏‌دارد، اما آن را چونان مرزها و حدود امنیت انسانی طرح می‏‌کند نه جانشین یا مزاحم آن. این تلقی با ایده امام خمینی (ره) در خصوص مرجع امنیت در جمهوری اسلامی نیز منطبق است.

حفظ جمهوری اسلامی از نظر امام (ره)، منوط به خدمت به مردم به عنوان پشتیبان و در واقع، پایگاه اجتماعی نظام اسلامی و التزام به اقتضائات آن است. به همین دلیل است که جامعه ایرانی امروز یکی از مطالبه‌‏گرترین جوامع دنیاست و توسعه انسانی و امنیت انسانی خود را از دولت مطالبه می‏‌کند و این از برکات انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن است.

مردم‏سالارانه‌‏کردن بعد پنهان حکومت

ابعاد پنهان ساختار حکومت‏ها عمدتاً با سازمان‏‌های اطلاعاتی و امنیتی مشخص می‏‌شود. یکی از مهم‏ترین دستاوردهای انقلاب اسلامی در این حوزه، مردم‏سالارانه‌‏کردن این بعد و نظارت‌‏پذیرکردن آن در ساختار نظام جمهوری اسلامی است که باز هم با تأیید و پذیرش امام خمینی(ره) امکان‏پذیر شد. دلیل اصلی این مسئله نیز تجربه دهشتناک مردم از سازمان اطلاعات و امنیت رژیم طاغوت و نحوه مواجهه آن با اقشار مختلف جامعه ایرانی بود. بر این اساس، دستگاه اطلاعاتی در جمهوری اسلامی به جای سازمان به صورت وزارتخانه درآمد که وزیر آن همچون دیگر وزرا از مجلس شورای اسلامی و نمایندگان مردم رأی اعتماد می‏‌گیرد و همچون دیگر وزرا موظف به پاسخ‏گویی به مقام معظم رهبری، رئیس‏ جمهور و نمایندگان مجلس است و حتی مصون از استیضاح هم نیست، در عین حال که رسانه‏‌های عمومی و مطبوعات نیز عملکرد آن را مورد نظارت و ارزیابی یا کنترل قرار می‏‌دهند.

مثال بارز این موضوع ادعای چندی پیش اسماعیل بخشی نماینده شورای کارگری در سندیکای کارگران کشت و صنعت نیشکر هفت‌تپه مبنی بر شکنجه‌‏شدن در بازداشتگاه‌‏های وزارت اطلاعات است. در پی این ادعا، چندین دستور بررسی و تحقیق و همچنین دستور تشکیل کمیته بررسی از سوی مجلس، قوه قضائیه و دادستان کل کشور صادر شد. این گروه‏‌ها به صورت فعال به موضوع ورود کرده و کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی نیز فعالانه به موضوع رسیدگی کرد، به گونه‌‏ای که وزیر اطلاعات چند بار در کمیسیون حاضر شده و به پرسش‏‌های نمایندگان در این خصوص پاسخ گفت. البته در این رابطه به‏ رغم وجود دستاوردهای مهم، همچنان نیازمند اهتمام بیشتر به قانون‏گرایی و نظارت‏‌پذیری و تکمیل دستاوردهای انقلاب اسلامی هستیم. 

نتیجه‏‌گیری

در این نوشتار نشان داده شد که انقلاب اسلامی دستاوردهای سترگی همچون برپایی نظام جمهوری اسلامی، تدوین قانون اساسی، تأمین استقلال در مناسبات خارجی، برسازی انسان‏‌های مؤمن و معنوی و ارتقا جایگاه مردم در مقام مرجع خدمت و امنیت داشته است که حفظ و تداوم آن‏ها بیش از هر چیز منوط به حفظ توأمان جمهوریت و اسلامیت، حفظ و تداوم جامعه ایمانی و بر صدرنشینی و قدربینی انسان‌‏های متعهد و مؤمنی است که پیروزی انقلاب اسلامی مرهون تحول روحی و وجودی آن‏ها بوده است.

[۱] cliency

[۲] Republic

[۳] Public

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *